صابر گلعنبری در کانال تلگرامی خود نوشت: سفر دیرهنگام رئیسجمهور ایران به آفریقا پس از یک دهه در هنگامهای شروع شد که از یکسو، تجارت خارجی ایران به دنبال تحریمهای امریکا با مشکلات عدیدهای مواجه است و از دیگر سو، در نتیجه چندین دهه بیتوجهی سیاست خارجی ایران به آفریقا عملاً رقبای آن از ترکیه، عربستان، امارات و اسرائیل فرصتها را شکار و تصاحب کرده و در این شرایط تحریم و فشار امریکا نیز راهانداختن تجارت و توسعه آن در این قاره کار بسیار شاقی است.
نگاهی گذرا به روابط تجاری و اقتصادی درهم تنیدهای که دیگر بازیگران و رقبای منطقهای با آفریقا در چند دهه اخیر به راه انداختهاند، نشان میدهد که اگر ایران در شرایط تحریمی هم نبود باز با این تأخیر راهاندازی تجارتی پرسود برای کشور در آفریقا آسان نبود. اینکه ایران عرصه آفریقایی را تا این حد به رقبای خود باخته، همچنان که قبلاً نیز گفته شده، به این دلیل است که اقتصاد جایگاهی در این چند دهه در سیاست خارجی کشور نداشته است.
حجم تجارت ناچیز یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلاری ایران با قاره آفریقا با یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت و ۵۴ کشور و برخوردار از ۶۰ درصد معادن جهان در مقایسه با تجارت دهها میلیاردی امارات، ترکیه و عربستان با این قاره نشان میدهد بر خلاف برخی تصورات، حتی رقابت نیز به عنوان یک محرک نقش مهمی در سیاست خارجی ایران نداشته است که اگر چنین بود حتی برای جا نماندن از رقبا هم که شده اندک تلاش و اهتمامی به مؤلفه اقتصاد به عنوان موتور محرکه بیشتر روابط خارجی کشورهای جهان و منطقه و موجد قدرت و نفوذ نرم و پایدار میشد و ایران به این صورت در تجارت با قاره پرفرصت آفریقا عقب نمیافتاد.
در میان کشورهای همسایه، امارات گوی سبقت را از همه ربوده و تجارتی گسترده با آفریقا به راه انداخته است که حجم آن در سال ۲۰۲۲ به ۸۰ میلیارد دلار رسید، یعنی همان کشوری که «برخی» با دیده تحقیر آن را «ذرهبینی» مینامیدند، با جمعیت ۳ میلیون نفری (بومی) و مساحت یک بیستم ایران امروز حجم تجارتش با قاره آفریقا بیش از ۶۵ برابر تجارت ایران با این قاره است.
همین امارات چهارمین سرمایهگذار بزرگ جهان در آفریقا پس از چین، اروپا و امریکا و بزرگترین سرمایهگذار خلیجی در این قاره است که حدود یکصد میلیارد دلار در کشورهای آن سرمایهگذاری کرده است. مبادلات تجاری غیر نفتی امارات با همین کنیا که ایستگاه نخست سفر آفریقایی رئیسی است، پارسال به حدود ۳ میلیارد دلار رسید، یعنی معادل ۴۳ برابر تجارت ۷۰ میلیون دلاری ایران با این کشور.
امارات هم اکنون در رقابت جدی با چین در آفریقاست و تعداد قابل توجهی از بنادر مهم آفریقا به ویژه در شاخ آفریقا به وسیله امارات اداره میشود و در کنار آن هم بخشی از منابع طلای این قاره را در نتیجه توافقنامههای مختلف در اختیار گرفته است و چند وقت قبل هم با کنگو طی قراردادی صادرات طلای این کشور را به مدت ۲۵ سال در اختیار گرفت.
عربستان نیز تجارت گستردهای با آفریقا دارد و میزان سرمایهگذاری آن در این قاره به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار میرسد که ۵۴ میلیارد آن در مصر است. در کل کشورهای خلیجی در دو دهه اخیر حدود ۳۰ میلیارد دلار در زیرساختهای آفریقا سرمایهگذاری کردهاند. همین تجارت گسترده و سرمایهگذاریهای کلان نفوذ کلانی به این کشورها در آفریقا و تأثیرگذاری بر تصمیمات کشورهای آن بخشیده است که نمونه آن را میتوان در موفقیت عربستان در جلب حمایت این کشورها از میزبانی جام جهانی ۲۰۳۰ مشاهده کرد.
اما ترکیه دیگر بازیگر منطقهای مهم در آفریقاست که در دو دهه اخیر میزان تجارت خود با این قاره را بیش از ۱۵ برابر کرده و از ۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۲ به ۳۵ میلیارد دلار رسانده است. کما اینکه اردوغان هم اکنون لقب بیشترین سفر عالیترین مقام خارجی به این قاره را در ۱۶ سال اخیر دارد، به گونهای که تاکنون به ۳۱ کشور آفریقایی سفر کرده است و آشتی اخیر با مصر به عنوان دروازه آفریقا نیز مزیت دیگری به ترکیه برای توسعه تجارت خود در این قاره میبخشد. به گفته منابع دولتی ترک، هم اکنون ارزش پروژههای ترکیه در آفریقا به ۸۰ میلیارد دلار میرسد.
حال با نفوذ عمیق مثلث امارات، عربستان و ترکیه در آفریقا و احتمال تعمیق بیشتر آن در سایه دورخیز اقتصادی این کشورها بر پایه چشماندازهای کلان اقتصادی، ایران دیرهنگام و آن هم در شرایط تحریمی در صرافت پیریزی مناسبات تجاری با این قاره است که با توجه به نبود منابع برای سرمایهگذاری در کشورهای آن مانند مثلث پیشگفته آنچه بیشتر قابل تصور است افزایش تجارت کالا در حدود مشخصی است.
اما آنچه موجب تعمیق و پایداری روابط تجاری میان کشورها میشود سرمایهگذاری است که فعلاً ایران به دلایل شناخته شده و متعددی در این زمینه توان رقابت با دیگر بازیگران در آفریقا را ندارد.