رعایت نکردن حجاب و عفاف در جامعه، سلسله علل روانشناسی و اجتماعی دارد و بیبندو باری و ابتذال در آن یکی از عوامل مهم در کاهش استحکام خانواده است رعایت نکردن حجاب و عفاف در جامعه، سلسله علل روانشناسی و اجتماعی دارد و بیبندو باری و ابتذال در آن یکی از عوامل مهم در کاهش استحکام خانواده است. اعتماد بین زن و شوهر به عنوان پایهایترین و اصلیترین موضوعاتی که قرار است خصوصیترین رابطه را تشکیل دهد، با ابتذال پوشش آسیب خواهد دید که در این صورت پایههای نظام خانواده نیز دچار تزلزل میشود. این اعتماد کنار همه عوامل تأثیرگذار، در جایی به خود زن و شوهر مربوط میشود و اینکه چطور تعامل و مهارتهای ارتباطی را به کار برند تا به زندگی مطلوب برسند.
افراد جامعه در معرض انواع محرکها هستند
یکی از عواملی که زمینهساز عدم اعتماد در روابط بین زن و شوهر میشود، تأثیرپذیری آنها نسبت به علایم و محرکهای اجتماعی، رسانه، اخبار و حوادث است که بخشی از آن به شخصیت خود انسان برمیگردد. اگر فردی مقابل این عوامل اجتماعی و فیزیکی شخصیت مقاومتر و خویشتنداری بیشتری داشته باشد، محفوظتر میماند، اما بخش دیگر به شخصیت فردی بستگی ندارد و آن زمانی است که آنها در معرض محرکهای مختلف قرار میگیرند و واکنشهای مختلفی نشان میدهند. یکی از آن واکنشها جذب شدن به محرکها یا دفع شدن از آنهاست. گاهی هم این محرکها روی ناخودآگاه ذهنشان تأثیر میگذارد. دسترسی وسیع به فضای رسانهای، شبکههای اجتماعی و فناوریهای ارتباطی، افراد جامعه را بیش از پیش در معرض چنین محرکهایی قرار داده و ابتذال در پوشش یکی از نتایج آن است.
ابتذال در پوشش، قدر و ارزش زنان را پایین میآورد
امروزه معتقدیم به خاطر فضای مدرنیته، انسانها میل به ناپایداری روابط انسانی دارند. در این ناپایداری یا عشق سیال، انسانها به دنبال کسب منفعت بیشتری از یک رابطه هستند و این میل هرچه به سمت فردگرایی پیش برود آسیب بیشتر و جذب منفعتهای شخصی بیشتری دارد تا دگرخواهی و ایثار. در چنین جامعهای مسلم است، خیلی از استفادههایی که انسان چه در بحث غرایز جنسی و چه در بحث منافع مادی از زن دارد، با توجه به سهلالوصول بودن شبکههای اجتماعی و وضع کنونی پوشش و حجاب، زن تبدیل به کالایی ارزان میشود و آنها دیگر آن موجودات سنگین و دست نیافتنی نیستند و کرامتشان هم حفظ نمیشود. بنابراین مردها دیگر به خاطر نیازشان ناز زن را نمیخرند و زن متأسفانه مثل جنس ارزانی در دسترس قرار میگیرد که مردها دیگر تلاشی برای دست یافتن به او در مسیر درستش نمیکنند.
ساخت یک خانه عنکبوتی که پایههایش سست است
مردی که همسر دارد ولی احساس کند در جامعه به راحتی میتواند با زن دیگری رابطه برقرار کند و زن هم احساس کند هر طور که میخواهد لباس بپوشد و مردها را جذب کند، اعتماد بین زوجین پایین میآید و باعث سستی در روابط میشود. زندگی در این فضای شک آلود همراه با ساخت فیلمهایی از دسته خیانت، آستانه تحریکپذیری در خانواده را در کنار خشم، خشونت و ناهنجاری پایین میآورد. وقتی مرد چیزی را بیرون از خانه ببیند ولی آن را در خانه تأمین نبیند، دائماً فکرش درگیر روابط نامعقول و ناشایست است و نمیتواند از داشتههای همسرش استفاده مطلوب کند، بنابراین منجر به سردی در روابط میشود. این سردی در روابط، بر ارتباطات کلامی و گفتاری تأثیر میگذارد و باعث میشود هر کدام از زن و مرد محبتشان را در جای دیگری تأمین کنند، در نهایت خانه به خوابگاهی تبدیل میشود و خانواده هم به سمت عدم اعتماد و فقدان گفتگو و سستی استحکام پیش میرود. بنابراین هرچه بیحیایی و آزادی پوشش و بدننماییها بیشتر شود، حرمت و تقدس خانواده کمرنگ میشود و به سمت فردگرایی پیش میرود. خواست تمایلات نفسانی، خانواده را از آن هدف اولیه دور و بنیان آن را سست میکند.
عالی خانم دکتر