نارضایتی شدید مردم کشورهای اروپایی از احزاب سنتی در اروپا باعث افزایش قابل توجه به احزاب راستگرای افراطی در کشورهای مختلف قاره سبز شده است؛ روندی که به مثابه تهدیدی جدی برای همگرایی اروپایی و اتحادیه اروپا محسوب میشود.
پیروزیهای جدید احزاب راستگرا در آلمان و یونان بار دیگر مسئله چرخش اروپا به راستگرایی را برجسته کرده؛ موضوعی که باعث نگرانی فزاینده دولتمردان اروپایی شده است. حزب راست افراطی آلمانی «آلترناتیو برای آلمان» پس از آنکه نظرسنجیها در هفتههای اخیر افزایش آرای این حزب را نشان دادند، نخستین پیروزی خود را در یک انتخابات محلی تجربه کرد. در یونان نیز با پیروزی یک حزب راستگرا در انتخابات پارلمانی زمینه روی کار آمدن یک دولت راستگرا در این کشور اروپای جنوبی فراهم شده است.
نامزد حزب دست راستی آلمان روز یکشنبه ۴ تیر (۲۵ ژوئن) با برتری در دور دوم انتخابات شهرداری شهر «زونبرگ»، نخستین پیروزی این حزب در یک انتخابات محلی را رقم زد. احزاب رقیب این حزب شامل ائتلاف حاکم متعلق به «اولاف شولتز» صدراعظم آلمان که شامل حزب سبزها و حزب «دموکراتهای آزاد» است، شاهد افت محبوبیت خود بودهاند. نتایج نظرسنجیها نشان میدهند این حزب در ایالتهای حوزه آلمان شرقی محبوبیت بالایی دارد و ممکن است در انتخابات سال آینده میلادی در سه ایالت شرقی آلمان پیروز شود. حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان عمری ۱۰ ساله دارد و احزاب جریان اصلی آلمان رسماً از همکاری با این حزب به دلیل داشتن دیدگاههای افراطی امتناع کردهاند. این حزب در سال ۲۰۱۷ نخستین بار در پارلمان آلمان کرسی به دست آورد. حزب «آلترناتیو برای آلمان» در زمان انتخابات عمدتاً روی بحران پناهجویان مانور داده و اخیراً نیز با حمایتهای آلمان از اوکراین در جنگ با روسیه مخالفت کرده است. این حزب حتی برنامه دارد تا در انتخابات فدرال سال ۲۰۲۵ آلمان نامزدی برای سمت صدراعظمی آلمان معرفی کند.
در جنوب اروپا نیز در یونان یک حزب دست راستی در انتخابات پارلمانی در تیر ۱۴۰۲ به پیروزی رسید. وزارت کشور یونان اعلام کرد حزب دست راستی «دموکراسی نو» به رهبری «کریاکوس میتسوتاکیس» نخستوزیر سابق یونان در انتخابات پارلمانی پیروز شده است. حزب میتسوتاکیس با کسب ۵۲/۴۰ درصد آرا، ۱۵۸ کرسی از ۳۰۰ کرسی پارلمان را در جریان انتخابات زودهنگام به دست آورده است. پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات، میتسوتاکیس بیانیهای صادر کرد و متعهد شد کشور را طی چهار سال آینده متحول کند و زندگی شهروندان یونانی را بهبود بخشد.
نارضایتی مردمی
جنبشها و احزاب راستگرای افراطی در سالهای اخیر به علل مختلف توانستهاند به پیروزیهای قابل توجهی دست یابند. تحلیلگران اروپایی روی کار آمدن جورجیا ملونی نخست وزیر راستگرای افراطی در ایتالیا را به منزله نقطه عطفی در مسیر به قدرت رسیدن راستگرایان افراطی در کشورهای اروپایی مینگرند. هر چند این احزاب و جنبشها در سالهای اخیر قدرت روز افزونی پیدا کردهاند، اما در کشوری مانند فرانسه «مارین لوپن» رهبر فراکسیون پارلمانی حزب راستگرای افراطی «تجمع ملی» نتوانسته است در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری در برابر رقیبش یعنی «امانوئل مکرون» که یک راستگرای میانه محسوب میشود به پیروزی برسد. در آلمان نیز حزب راستگرای افراطی «آلترناتیو برای آلمان» هر چند در انتخابات پارلمانی اخیر توانست نسبت به انتخابات قبلی آرای قابل ملاحظهای کسب نماید، اما هیچ یک از احزاب اصلی آلمانی حاضر به مشارکت دادن آن در قدرت و ائتلاف با این حزب نشدهاند.
آلمان به عنوان مهمترین کشور اتحادیه اروپا و بزرگترین اقتصاد اروپایی به دلایل مختلف تاریخی، فرهنگی و اجتماعی از قبل از جنگ جهانی دوم محل فعالیت راستگرایان تندرو بود که حاصل آن روی کار آمدن رژیم نازی در این کشور به ریاست هیتلر بود. اقدامات او نهایتاً جنگ جهانی دوم را رقم زد که حاصل آن نابودی مردم و بسیاری از زیرساختهای این کشور و تقسیم آن به دو کشور مجزا یعنی آلمان شرقی و آلمان غربی بود. پس از اتحاد دو آلمان فعالیت گروهها و جنبشهای نئونازی که گرایشات شدید نژادپرستانه و ضد مهاجران دارند و خواهان به اصطلاح خالص ماندن آلمان هستند به تدریج افزایش یافته است. این امر به ویژه پس از بحران پناهجویان و سرازیر شدن بیش از یک میلیون نفر از آنها به آلمان تشدید شد و جنبشها و احزاب راستگرای افراطی مانند جنبش پگیدا و حزب آلترناتیوی برای آلمان در این کشور شکل گرفتهاند. در انتخابات پارلمانی اخیر آلمان، این حزب راستگرای افراطی پیروزی قابل توجهی به دست آورد که نشاندهنده نضجگیری و افزایش تمایلات نژادپرستانه و ضد مهاجران در این کشور اروپایی است. در عین حال جنبشهای نئونازی نیز در سالهای اخیر جان تازهای گرفته و خط مشی اعمال خشونت برای رسیدن به اهداف خود را در پیش گرفتهاند. نماد این مسئله جنبش راستگرای افراطی «شهروندان رایش» است که در سالهای اخیر نفوذ و گسترش زیادی یافته است.
دغدغه و نگرانی از گسترش جریان راستگرای افراطی خاص آلمان نیست و روند مشابهی در برخی کشورهای اروپایی مانند ایتالیا، فرانسه، یونان، مجارستان، لهستان، سوئد و اتریش وجود دارد. جنبشها و احزاب راستگرای افراطی در اروپا روز به روز در حال افزایش قدرت و نفوذ خود و کسب هواداران بیشتری هستند. مخالفت با مهاجران و اختیارات اتحادیه اروپا از اشتراکات مهم این احزاب است. به نظر میرسد نارضایتی شدید مردم کشورهای اروپایی از احزاب سنتی در اروپا باعث افزایش قابل توجه به احزاب راستگرای افراطی در کشورهای مختلف قاره سبز شده است. پاپ فرانسیس رهبر کاتولیکهای جهان با هشدار درباره تهدید راستگرایی افراطی و پوپولیسم برای اروپا تأکید کرده که این قاره با خودخواهیهای ملی گرایانه بر سر پناهجویان، پاره پاره شده است. از دیدگاه او، اقدامات ساده انگارانه ناشی از عوامگرایی و تمرکزگرایی، دموکراسی را در اروپا تهدید میکند.
روند راستگرایی
بررسی روندها نشان میدهد که نقش احزاب و جنبشهای راستگرای افراطی به طور روزافزونی در عرصه سیاسی کشورهای اروپایی در حال افزایش است. جنبشها و احزاب راستگرای افراطی در اروپا روز به روز در حال افزایش قدرت و نفوذ خود و کسب هواداران بیشتری هستند. همچنان که جنبشهای راستگرای افراطی حتی در کشورهای لیبرال قدیمی مثل سوئد نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. اساساً به قدرت رسیدن احزاب و سران راستگرای افراطی به مثابه تهدیدی جدی برای همگرایی اروپایی و اتحادیه اروپا محسوب میشود، به دلیل اینکه این احزاب و سران آنها خواهان تقدم منافع و حاکمیت ملی بر حاکمیت اتحادیه اروپا بوده و در بسیاری موارد مانند مسئله مهاجران و پناهجویان و نیز سیاستهای اقتصادی و اجتماعی حاضر به تبعیت از تصمیمات بروکسل نیستند. ضمن اینکه این احزاب گرایشات ملی گرایانه افراطی داشته و خواهان اخراج مهاجران از کشورهای اروپایی هستند. همچنین بسیاری از این احزاب و جنبشها گرایشات اسلام ستیزانه و ضد مسلمانان دارند که عمده جمعیت مهاجران را در کشورهای اروپایی تشکیل میدهند.
در جمع بندی کلی، در حالی که به نظر میرسد نارضایتی شدید مردم کشورهای اروپایی از احزاب سنتی در اروپا باعث افزایش قابل توجه به احزاب راستگرای افراطی در کشورهای مختلف قاره سبز شده است، بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ و تبعات وخیم آن، افزایش ورود مهاجران و پناهجویان به کشورهای اروپایی و نیز انتقادهای فزاینده از اتحادیه اروپا و وابستگی کشورهای اروپایی به این نهاد و درخواست برای استقلال عمل بیشتر از دلایل دیگر این مسئله شمرده میشود. مخالفت با مهاجران و همچنین اختیارات اتحادیه اروپا از اشتراکات مهم این احزاب است. با توجه به اینکه اعمال خشونت علیه اقلیتها و آزار مهاجران در چارچوب ترویج بیگانه هراسی از سوی راستگرایان افراطی اروپایی دنبال میشود، به همین دلیل این جریان به یک تهدید امنیتی جدی برای کشورهای اروپایی تبدیل شده است. «ایلکا سلمی» هماهنگ کننده مبارزه با تروریسم اتحادیه اروپا با برشمردن تهدیدات تروریستی علیه اروپا میگوید: (تهدید ناشی از) افراطگرایی جناح راست، به ویژه افراط گرایی خشن جناح راست سفید در اروپا برجستهتر شده است.