فصل مکاره نقل و انتقالات هر سال داستانهای تازهای رو میکند؛ داستانهایی حاشیهای که تماماً به ضرر فوتبال کشور و راهی جدید برای تاراج هرچه بیشتر بیتالمال است. تا همین چند فصل قبل، دغدغه منتقدان رقمهای درشت و نجومی قراردادها بود و فرار مالیاتی بازیکنان و مربیان و انداختن آن بر گردن باشگاهها، اما امروز کار از فرار مالیاتی یا رقمهای میلیاردی گذشته و بدعت تراکتور حالا یقه بسیاری از تیمهای لیگ را گرفته است؛ بدعتی که بیشک نفس فوتبال باشگاهی ایران را خواهد گرفت.
پنج سال قبل بود که تراکتور در فصل نقل و انتقالات گوی سبقت را از تیمهای مطرح لیگ ربود، به طوری که برخلاف سالهای قبل، اخبار مهم نقل و انتقالات نه از سمت سرخابیهای پایتخت که از تبریز مخابره میشد! مدیرعامل وقت سرخپوشان تبریزی با وعدههای بسیار پا به میدان گذاشت و قصد بستن تیمی مدعی را داشت؛ هدفی که برای دستیابی به آن دست روی کاپیتانهای تیم ملی گذاشت؛ انتخابی که داستانهای بسیاری به همراه داشت. بسیاری بر این باور بودند تراکتور با کاپیتانهای تیم ملی قرارداد دلاری بسته است، آن هم با رقمی نجومی! حرف از رقم ۸۵۰ هزار دلاری بود که با دلار ۱۰ هزار تومانی آن زمان چیـزی حدود ۵/۸ میلیارد برای تراکتور آب خورده بود! البته رقم قرارداد دژاگه و شجاعی در سازمان لیگ ۵/۱ میلیارد تومان ثبت شده بود، اما این رقم چندان قابل قبول نبود، وقتی بازیکنان پرسپولیس و استقلال یک سال قبل رقمی به مراتب بالاتر از آن را دریافت کرده بودند.
اما آنچه بعد از آن داستان برای فوتبال ایران باقی ماند، بدعت قراردادهای ارزی بود! راهکاری که به زعم بسیاری تراکتور و مدیرعامل متمول آن از لیگ هجدهم پیش پای بازیکنان و باشگاهها گذاشت.
بعد از تراکتور در سالهای بعد نیز یکی دو تیم اقدام به عقد قرارداد ارزی با برخی بازیکنان مطرح خود کردند، اما این مسئله به چند تیم خاص محدود میشد؛ تیمهای صنعتی و متمولی که هیچ دغدغهای برای پرداختهای نجومی نداشتند چراکه هر تیمی نمیتوانست از عهده عقد قرارداد ارزی با بازیکنان خود برآید و این قسم قراردادها مختص بازیکنان و مربیان خارجی بود. امسال، اما عقد قرارداد فراتر از سالهای قبل شده است، آن هم در شرایطی که با توجه به بدهیهای هنگفت به جا مانده از حضور بازیکنان و مربیان خارجی، سازمان لیگ عقد قرارداد دلاری با مربیان و بازیکنان خارجی را هم ممنوع کرده است! اما خبرها حاکی است تیمهای متمول صنعتی توجه چندانی به ممنوعیت عقد قرارداد ارزی ندارند.
عقد قرارداد ارزی با بازیکنان داخلی مصداق بارز تاراج بیتالمال و خالی کردن جیب ملت است، آن هم در شرایطی که نوسانات ارزی بیداد میکند و با این حساب هرگونه تعللی در پرداخت مطالبات بازیکنان میتواند رقم قرارداد آنها را چند برابر و جیب مردم را خالی و خالیتر کند! اما گویا این مسئله برای آقایان اهمیت چندانی ندارد که اگر داشت، شاهد عقد قراردادهای یکمیلیون دلاری با بازیکنانی نبودیم که به لحاظ فنی هیچ شاخصه مشخصی هم ندارند! اما تنها در یک مورد خاص، گفته میشود یکی از همین باشگاههای متمول شهرستانی بیش از یکمیلیون دلار بابت رضایتنامه بازیکن مدنظر خود پرداخت کرده و یکمیلیون دلار نیز بابت عقد قرارداد برای خود بازیکن در نظر گرفته است! رقمی نجومی که مردم حتی به خواب هم نمیبینند، اما به واسطه عدمنظارت بر عملکرد مدیران ناکارآمد بیهیچ توجیه، منطق و ضابطهای روانه جیب بازیکنان و دلالها میشود! ارقام درشتی که در مواردی در کمال ناباوری از بودجه یک سال بسیاری از فدراسیونهای ورزشی نیز بیشتر است و میتواند مشکلات زیادی از ورزشکاران و قهرمانان را حل و فصل کند، اما در عین ناباوری به جیب فوتبالیستهایی سرازیر میشود که حتی برای فوتبال کشور نیز سودی ندارند.
فصل نقل و انتقالات همواره آبستن اخبار تعجبآور و تأسفبار بوده، اما این بار داستان با همیشه متفاوت است. این روزها دیگر حرف سر عقد قرارداد با بازیکنان بیکیفیت خارجی نیست، بلکه مسئله بدعتی است که سالها قبل تراکتور در فوتبال ایران گذاشت! شاید اگر پنج سال قبل که گفته شد تراکتور با برخی بازیکنان خود قرارداد دلاری بسته و در سازمان لیگ به ریالی ثبت کرده، این مسئله به طور جدی پیگیری و با آن برخورد میشد، امروز کار به جاهای باریک کشیده نمیشد.
شاید اگر طی سالهای اخیر که گفته میشد برخی باشگاههای متمول صنعتی با تعدادی از بازیکنان خود قراردادهای دلاری و یورویی میبندند و در سازمان لیگ ریالی ثبت میکنند، این حرف و حدیثها پیگیری و در صورت صحت با آن برخورد میشد، امروز کار به جایی نمیرسید که وقتی سازمان لیگ عقد قرارداد دلاری با مربیان و بازیکنان خارجی را هم ممنوع میکند، آقایان خواهان عقد قراردادهایی دلاری و ارزی باشند.
هرچند برخی با مطرح کردن این مسئله که قراردادهایشان با ارز منطقهای بسته شده نه دلاری، سعی دارند اقدام خود را عادی و منطقی جلوه دهند، اما چرا باید در لیگی که ریالی هزینه میشود، برخی بازیکنان و مربیان قراردادهای دلاری و یورویی ببندند و جیب مردم را بیش از قبل خالی کنند؟
تا همین چند سال قبل حضور در کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس آرزوی هر فوتبالیست ایرانی بود، چراکه عربهای حاشیه خلیج همیشه فارس خساستی در شل کردن سر کیسه نداشتند و رقمهای درشتی به بازیکنان ایرانی پیشنهاد میدادند. امروز، اما کمتر بازیکنی است که به حضور در لیگ کشورهای همسایه تمایل داشته باشد، وقتی در لیگ برتر میتواند رقمهایی همسان کشورهای عربی دریافت کند! آن هم نه به ارز رایج کشور! بلکه به دلار و یورو.
بیشک مسئله خیلی جدیتر از شایعه است و اگر نهادهای نظارتی پا پیش نگذارند، باید شاهد اتفاقاتی به مراتب بدتر و بدتر هم باشیم؛ اتفاقاتی که تردیدی نیست فوتبال باشگاهی ایران را به نابودی خواهد کشاند! مگر آنکه عزمی برای مقابله با این قسم دلالیها در فوتبال ایران ایجاد شود و جلوی این فساد علنی را بگیرد که در غیر این صورت طولی نخواهد کشید رقم بازیکنان درجه چند ایرانی از ستارههای مطرح دنیا هم فراتر خواهد رفت.