وزارتخانههای نیرو و جهاد کشاورزی به اندازه ۳۰ میلیارد مترمکعب آب، اختلاف آماری دارند، این در حالی است که کل مصرف آب شرب و صنعت در کشور به ۸ میلیارد مترمکعب نمیرسد، بنابراین اختلاف آماری این دو وزارتخانه معادل ۴ برابر مصرف شرب و صنعت کشور است! پیشبینی تنش آبی، بار دیگر عموم مردم را نگران کرده است. منابع آبی کشور به خطر افتاده و خطرات مرتبط با آن تنها در حد اعلام آمار و ارقام باقی مانده است. متأسفانه عزمی جدی برای مصرف بهینه آب مشاهده نمیشود، این در حالی است که اگر همین امروز برای حفظ منابع آبی اقدام شود، دیر شده چراکه با ادامه روند مصرفی فعلی ممکن است در سالهای آینده جنگ آبی به راه بیفتد. این پیشبینیها و این هشدارها یک خطر جدی است که باید همه دستگاهها و سازمانهای مرتبط با مسائل آبی کشور، پای کار بیایند و نسبت به افزایش بهرهوری آب احساس مسئولیت کنند. در همین راستا «جوان» با محمدجواد زارعیان، مدیر پژوهشکده مطالعات منابع آب گفتگو کرده است.
اخیراً رئیس سازمان هواشناسی گفته است تا سال ۲۰۴۰ تنش آبی در کشورمان اتفاق خواهد افتاد. با توجه به اقلیم گرم و خشکی که کشورمان دارد، چطور میتوانیم از این تنش پیشبینیشده نجات پیدا کنیم؟
وقتی تعادل میان عرضه و تقاضای آب به هم بخورد تنش آبی اتفاق میافتد. این موضوع سالهاست مطرح میشود، حتی در پیشبینیهای جهانی گفته شده نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از مناطق جهان به دلیل تغییر اقلیم، بارش کم میشود و دما افزایش پیدا میکند، از سوی دیگر با زیادتر شدن جمعیت، تقاضای آب بیشتر میشود و ذخایر منابع آبی به خطر میافتد، بنابراین میدانیم که «تنش آبی» اتفاق میافتد، فقط منازعات بر سر شدت آن است که هر کشور را تا چه میزان درگیر خواهد کرد. اما در رابطه با اینکه برای نجات از بحران و تنش آبی چه کاری باید انجام شود باید گفت که چند راه بیشتر نداریم. اهم متخصصان بر این باورند که باید بهرهوری مصرف آب افزایش پیدا کند؛ بهرهوری به این معنا که وقتی برای تولید یک محصول کشاورزی یا صنعتی، یک مقدار آب مشخصی مصرف میشود، باید با استفاده از ابزار و تکنولوژیهای جدید و بهروز کاهش مصرف آب را به حداقل برسانیم. این یکی از مسائلی است که حتماً باید به آن توجه کنیم. همچنین باید مدیریت پساب داشته باشیم و آب را بازچرخانی کنیم. مثلاً در کارخانههایی که از آب استفاده میشود باید همان آب مجدداً تصفیه و مورداستفاده قرار گیرد. چنین اقداماتی به مرور بهرهوری آب را افزایش میدهد و تنش آبی را به تعویق میاندازد.
به اهمیت افزایش میزان بهرهوری آب در کشور اشاره کردید. در حال حاضر میزان بهرهوری آب در ایران چقدر است و برای افزایش آن چه اقداماتی باید انجام شود؟
بهرهوری استاندارد در دنیا تقریباً بین دو تا ۵/۲ کیلوگرم بر مترمکعب است، یعنی به ازای مصرف یک مترمکعب آب باید ۵/۲ کیلوگرم محصول تولید شود. در کشور ما این عدد با ارفاق به ۴/۱ کیلوگرم میرسد، یعنی ما تقریباً ۵۰درصد میانگین جهانی بهرهوری آب داریم و این فاجعه است.
میدانیم که عمده مصارف آبی مربوط به بخش کشاورزی میشود. برای افزایش بهرهوری آب در بخش کشاورزی چه کار باید کرد؟
اولین اقدام برای افزایش بهرهوری این است که ابزار اندازهگیری مصرف آب در بخشهای مختلف مصرفی وجود داشته باشد، اما متأسفانه این ابزار در بخش کشاورزی وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد به درستی مدیریت نمیشود. مثلاً برای اینکه ببینیم چه میزان از چاههای کشاورزی آب برداشته شده است، کنتور هوشمند لازم داریم تا مشخص شود چقدر آب به کشاورزان تحویل داده شده است. دوم اینکه باید ابزار و تکنولوژی نوین برای توزیع و مصرف آب داشته باشیم. متأسفانه در پاییندست همه سدهایمان، عمدتاً شبکههای آبیاری زهکشی وجود دارد که استاندارد نیستند یا فرسوده شدهاند و نیاز به تعمیر دارند. بدتر اینکه از تکنولوژی روز برای مصارف آب کشاورزی استفاده نمیشود. در صورتی که باید از روشهای آبیاری تحت فشار و آبیاری بارانی و روشهایی که آب را به مصرف مفید گیاهان میرساند، استفاده شود. متأسفانه در حال حاضر راندمان آب در کشور حدود ۳۰ الی ۴۰درصد است. این عدد باید با استفاده از روشهای جدید و بهتری افزایش پیدا کند. سومین اقدام که در این زمینه باید مدنظر قرار داده شود این است که دولت باید از تصدیگری مدیریت مصرف آب تا جایی که میتواند دست بردارد. باید در مدیریت مصرف آب، تشکلهای آببران و تشکلهای کشاورزان مدیریت مصرف آب را به دست بگیرند و آخر اینکه باید الگوی کشتمان متناسب با شرایط سرزمینیمان باشد و در مناطقی که خشک و کمآب است، محصولاتی مانند برنج کاشته نشود. همچنین باید بسیاری از محصولات صیفی در گلخانه کشت شود. اگر این نکات مطرح شده لحاظ شود و در دستور کار قرار بگیرد، میتوانیم بسیاری از مشکلاتی را که برای آینده در خصوص تنشآبی از آن صحبت میشود، کم کنیم.
برخی آمارها حاکی از سهم ۹۰درصدی کشاورزی در مصرف آب کشور است، البته آمارهای دیگری میگویند این عدد ۶۵درصد است. چرا آمارها با یکدیگر تفاوت دارد؟
متولی مدیریت آب در کشور، وزارت نیرو است و اصلیترین متولی مصرف آب هم وزارت جهاد کشاورزی است. هرچند سایر بخشها نیز متولی مصرف آب هستند، اما میزان مصرف بسیار پایینتری دارند. از طرفی در بخش شرب و بخش صنعتی با ابزارهای مختلفی، میزان آب مصرفیشان رصد میشود، اما در بخش کشاورزی به دلیل همان نکاتی که گفتم، ابزار اندازهگیری در بخش کشاورزی، لجامگسیخته است و سازوکار مشخصی ندارد. اگر هم باشد به ندرت وجود دارد. در نتیجه اختلاف آمار در مصرف آب در بخش کشاورزی اتفاق میافتد. از یک سو وزارت جهاد کشاورزی اعلام میکند ۶۰درصد مصرف آب در بخش کشاورزی وجود دارد و از طرف دیگر وزارت نیرو اعلام میکند این عدد ۹۰درصد است، بنابراین اولین اقدامی که باید انجام شود، مشخص کردن مبنای عددی در این زمینه است چراکه اختلاف این اعداد اعلام شده خیلی زیاد است.
این ۲۵درصد اختلاف آماری معادل چندمیلیارد مترمکعب آب است؟
وزارتخانههای نیرو و جهاد کشاورزی به اندازه ۳۰ میلیارد مترمکعب آب، اختلاف آماری دارند. برای اینکه متوجه شوید این عدد چقدر بزرگ است، باید بگویم که کل مصرف آب شرب و صنعت در کشور به ۸ میلیارد مترمکعب نمیرسد، بنابراین این اختلاف آماری معادل چهار برابر مصرف شرب و صنعت کشور است. باید مشخص شود این ۳۰ میلیارد مترمکعب در کجا مصرف شده است. این مقدار آب که گم نشده یا جایی نرفته که کسی خبردار نشده باشد.
حتی اگر آمار ۶۵درصد مصرف آب در بخش کشاورزی هم درست باشد، باید به دنبال آن باشیم که از تنش آبی پیشبینی شده در امان بمانیم. درست است؟
بله، انتشار آمار صحیح اهمیت دارد که بر اساس آن برنامهریزی شود، اما مسئله اصلی بهینه مصرف کردن آب است، حتی اگر ۶۵درصد آب مصرفی در بخش کشاورزی را در نظر بگیریم، باید در ازای آن محصولات بیشتری تولید شود، اما میبینیم محصولاتی در حال حاضر کشت میشود که در برخی از فصول سال، فروش نمیرود. ما کشور کمآبی هستیم و نباید دنبال صادرات محصولات کشاورزی باشیم بلکه باید روی پایداری سرزمینمان تمرکز کنیم. اگر وضعیت فعلی ادامه پیدا کند، اراضی کشاورزی در سالهای آینده آب نخواهند داشت و اصلاً نمیتوانند کار کنند، بنابراین تا دیر نشده باید منابع آبی را مدیریت کنیم تا در طولانیمدت پایداری سرزمینیمان افزایش پیدا کند.
سوءمدیریت در مصرف آب کشور مشخص است. آیا اهرم فشاری برای الزام سازمانهای مرتبط با حوزه آبی وجود دارد؟
در حال حاضر متولی مدیریت آب در استانها، شرکتهای آب منطقهای هستند. این شرکتها معمولاً با شرکتهای مشابه و تیم بازرسی و همچنین ابزارهای نظارتی فعالیت میکنند، منتها اینها کفایت نمیکند چراکه حدود یکمیلیون چاه کشاورزی در کشور وجود دارد و تا زمانی که این تعداد چاه پایش نشود و مشخص نباشد که چه مقدار آب از آنها برداشت میشود، بیفایده است، بنابراین یا باید یکمیلیون نفر آدم داشته باشیم که چاهها را هر روز پایش کنند که این اصلاً امکانپذیر نیست یا باید ابزار این کار وجود داشته باشد که ساختار آن وجود دارد، اما ابزارش نیست.
بر اساس مطالعهای که در نشریه «لنست، سلامت سیاره» منتشر شده است پیشبینی میشود اگر انتشار گازهای گلخانهای به شدت ادامه یابد تا پایان قرن، سالانه تقریباً ۱۲۳نفر از هر ۱۰۰ هزار نفر در منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه جان خود را در حوادث مرتبط با گرمای شدید از دست خواهند داد. «گرمایش زمین» چه تبعاتی برای کشور ما به دنبال خواهد داشت؟
مطالعات زیادی در خصوص گرمایش زمین و تبعات آن منتشر شده است. مثلاً هیئت جهانی تغییر اقلیم هم که کارش پیشبینی است، اعلام کرده تا سال ۲۱۰۰ در صورت ادامه روند افزایشی گازهای گلخانهای، احتمالاً دمای کره زمین ۵/۱ درجه افزایش خواهد یافت. شاید ۵/۱ درجه از لحاظ عددی خیلی به چشم نیاید، اما اثرات بسیار وحشتناکی را به دنبال دارد. ۵/۱ درجه، کل اکوسیستم زمین را به هم میریزد، باعث کمبود بارش میشود و خشکسالی را بیشتر میکند. نمیتوان گفت که چه تعداد آدم را از بین میبرد، اما چیزی که مشخص است اینکه برخی از نواحی کشورها از جمله ایران دچار کمبود آب میشوند. طبق مطالعهای که در مؤسسه تحقیقات آب انجام شده دمای کشور تا سال ۲۰۳۰ تا ۶/۰ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت و بارش هم در نقاط مختلف، تقریباً ۱۵درصد کم میشود. به موجب این مسئله، عرضه و تقاضای آب به هم میخورد و مشکلات اقتصادی برای کشاورزان ایجاد میشود. بدتر اینکه مشکلات اجتماعی متعددی ایجاد خواهد شد چراکه مردم ناچار میشوند از نواحی کمآب به نواحی پرآب مهاجرت کنند، کمااینکه این اتفاق در برخی نقاط کشور افتاده است، مثلاً سیستانوبلوچستان و سایر استانهای جنوب کشور این تجربه را داشتهاند و بخشهایی از این استانها خالی از سکنه شده است، بنابراین اگر این روند ادامه پیدا کند، ما با مسائلی که محیط زیست و زندگی انسانی را به خطر میاندازد، مواجه خواهیم شد.
رئیس سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری خبر از افزایش استانهای بیابانی کشور داده است. خطرات این مسئله چیست و برای مقابله با آن چه کاری باید انجام شود؟
بخش عمده تغذیه مراتع از بارش است. وقتی بارش کم شود، اراضی بیابانی و مرتعی به بیابان تبدیل خواهند شد و این یک امر طبیعی است، اما مشکلی که وجود دارد این است که گاهی انسانها دستکاریهایی را در طبیعت انجام میدهند که بیابانزایی را تشدید میکنند. مثلاً آب زیادی از رودخانهها برای مصارف کشاورزی و صنایع برداشت میشود که در اثر آن حقابههای زیستمحیطی به پایین دست نمیرسد، مخصوصاً در تالابها چنین اتفاقاتی افتاده است و بسیاری از تالابها به دلیل نرسیدن حقابهشان خشک شده و از بین رفتهاند، پس کاری که در این زمینه میتوانیم انجام دهیم این است که حتماً باید در تخصیص آب، سهم و حقابه زیستمحیطی را در نظر داشته باشیم و این حداقل کاری است که مسئولان باید انجام دهند. موضوعات دیگری مثل تخریب اراضی و چرای بیرویه دامها در مراتع نیز وجود دارد که اینها در تخصص من نیست، اما در بیابانزایی تأثیر زیادی دارد، ضمن اینکه اینها موجب از بین رفتن پوشش گیاهی نیز میشود. در صورت بارندگی شدید و جاری شدن روانآبها، سیل به راه میاندازد و به آن شدت میدهد. این نکاتی است که بینبخشی است که هم دستگاه وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین وزارت نیرو باید باهم هماهنگی داشته باشند تا مشکلات کمتری در اثر آن ایجاد شود.
هشدار شما به مسئولان در خصوص حفاظت از منابع آبی کشورمان چیست؟
مهمترین هشدار من این است، بارگذاری بیش از حد بر منابع آبی کشور، خطری است که مدتها تهدیدمان کرده است. فعالیت مولد اقتصادی در کشورمان از طرق مختلفی قابل انجام است و باید آن را از آب جدا کنیم چراکه اگر با این روند فعلی، مصرف آب در کشور ادامه پیدا کند، ممکن است بسیاری از آبخوانها قابلیت بهرهبرداریشان به صفر برسد، بنابراین باید کاری کنیم که آن فعالیتهای جدید اقتصادی در کشور که نیاز به آب دارد، حتیالامکان به سمت سواحل مکران برده شود و از آب دریا استفاده کنند. همچنین در نواحی خشک به خصوص فلات مرکزی، فعالیتهایی که نیاز به آب ندارند، ایجاد شود. در واقع باید گفت که باید استقرار جمعیت، صنعت، کشاورزی و فعالیتهای مرتبط با آن مبتنی بر آمایش سرزمینی باشد. این موضوع در برنامه هفتم توسعه نیز آمده است که اگر به آن توجه شود، تنشهای آبی پیشبینی شده روند کندتری را طی میکند و در غیر این صورت به سرعت تبعات زیانبار آن همه را گرفتار خود خواهد کرد.
بحران عظیم جهانی آب در راه است
اگرچه تأمین آب سالم برای بقای انسان ضروری است، اما در حال حاضر حدود ۲/۲ میلیارد نفر در سراسر جهان به این حق اولیه انسانی دسترسی ندارند. از آنجا که در اثر تغییر اقلیم دمای کرهزمین افزایش مییابد، این وضعیت احتمالاًشدیدتر و به یک بحران عظیم جهانی تبدیل خواهد شد.
تقریباً ۸۰درصد جمعیت جهان در معرض چالشهای امنیت آب قرار دارند، زیرا تغییرات آبوهوایی همچنان چرخه آب را تشدید میکنند، الگوهای بارندگی را تغییر میدهند و در نتیجه خطرات مکرر و شدیدتری را برای جوامع بشری در بسیاری از مناطق به همراه دارند.
بحران آب، یک موضوع جهانی است که میلیونها نفر به ویژه در کشورهای در حال توسعه را تحت تأثیر قرار میدهد، اگرچه کمبود آب در مناطق خاصی از کشورهای توسعهیافته نیز دیده میشود.
کمبود آب، عامل اصلی بحران آب است و زمانی اتفاق میافتد که تقاضا برای آب از عرضه موجود در یک منطقه خاص بیشتر شود. عوامل مؤثر در کمبود آب شامل رشد جمعیت، شهرنشینی، تغییرات آبوهوایی، آلودگی و شیوههای ناکارآمد مدیریت آب است.
بسیاری از مردم در سراسر جهان به آب آشامیدنی سالم و تمیز دسترسی ندارند. آنها اغلب به منابع آب آلوده مانند رودخانهها، حوضچهها یا چاههای محافظت نشده متکی هستند که میتواند به بیماریهای ناشی از آب و سایر مسائل بهداشتی منجر شود.
بحران آب اثرات نامطلوبی بر محیط زیست نیز دارد. استفاده بیرویه و سوءمدیریت منابع آبی میتواند به تخلیه سفرههای زیرزمینی، خشکشدن دریاچهها و رودخانهها و آسیب به اکوسیستمها منجر شود، همچنین این موضوع باعث تشدید تضادها بر سر منابع آب بین گروههای مختلف مصرفکننده و حتی کشورها میشود.
تغییرات اقلیمی با تغییر الگوهای آبوهوایی، کاهش بارندگی در برخی مناطق و ایجاد خشکسالیها و سیلهای مکرر و شدیدتر، بحران آب را تشدید میکند. این تغییرات باعث فشار بیشتر بر منابع آب میشود و پاسخگویی به نیازهای جمعیت در حال رشد را چالشبرانگیزتر میکند.
گروهی از دانشمندان دانشگاه وارویک انگلستان موضوعاتی مانند نابرابری امنیت آب، آب برای اکوسیستمها و خطرات مربوط به آب را بررسی خواهند کرد تا خطرات مربوط به آب مانند توزیع نابرابر بحران آب ناشی از تغییرات آبوهوا در مناطق، جمعیتها و اکوسیستمها، در عین حال توانمندسازی گروههای آسیبپذیر و ایجاد انعطافپذیری در برابر خطرات و عدمقطعیتها را بهتر درک کنند.
توجه به بحران آب به طور جامع و ترویج شیوههای مدیریت پایدار آب میتواند اثرات آن را کاهش دهد و دسترسی به آب پاک و سالم را برای همه تضمین کند.
سالانه یک میلیون هکتار به بیابانهای کشور افزوده میشود
اگرچه بیابان یک پدیده طبیعی است که در واکنش به شرایط اقلیمی به وجود میآید، اما این پدیده از طریق فعالیتهای انسانی که منجر به عدمتعادل در طبیعت میشود، گسترش مییابد.
هفته گذشته، وحید جعفریان، مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور درباره ضرورت انجام اقدامات لازم برای جلوگیری از افزایش سطح عرصههای بیابانی کشور گفت: «هدف از انجام اقدامات در حوزه بیابانزدایی، جلوگیری از بیابانزایی و مبارزه با افزایش سطح عرصههای بیابانی است. متأسفانه در کشور ما، مجموع اقدامات تخریب سرزمین و اکوسیستم باعث میشود سالانه یکمیلیون هکتار به بیابانهای کشور افزوده شود و نرخ بیابانزایی در ایران از میانگین جهانی بالاتر است.»
او ادامه داد: «بیابانزایی به معنای تخریب سرزمین و از دست رفتن قابلیتهای حیاتی خاک است، به نحوی که اگر به طور مثال در جنگلهای هیرکانی، درختان یک عرصه قطع شود و به جای آن ساختمانسازی انجام شود یا آن عرصه به محل دپوی زباله تبدیل شود یا کیفیت خاک از بین برود، در آن صورت گفته میشود بیابانزایی رخ داده و هدف از «بیابانزدایی» مقابله با اینگونه اقدامات مخرب است.»
جعفریان اظهار داشت: «اقداماتی نظیر کاشت گونههای گیاهی بیابانی و ایجاد بادشکنها معمولاً با هدف کاهش نرخ فرسایش بادی و مقابله با گرد و غبار انجام میشود، ولی ما برای جلوگیری از بیابانزایی، باید بیش از چنین اقداماتی به کنترل ریشهها و علل بروز این پدیده بپردازیم، یعنی باید بررسی کنیم که چرا تالابها خشک و به کانون ریزگردها تبدیل میشوند یا چرا حقابههای محیطزیستی به اندازه کافی تخصیص نمییابند یا چه عواملی باعث افت سطح آبهای زیرزمینی میشود که خود یکی از عوامل مهم تشدید بیابانزایی است یا مثلاً باید بررسی کنیم که توسعه صنایع و وارد شدن پسماندها و پسابهای آنها به طبیعت چه نقشی در تخریب اکوسیستم و رشد بیابانزایی دارد؟»
او گفت: «مسئله بیابانزایی و لزوم جلوگیری از آن باید به عنوان یک مسئله چندوجهی و توسط نهادهای بینبخشی مدیریت شود و در کشور خشک و کمآبی مثل ایران، قطعاً اصلاح شیوه مدیریت منابع آب، اولویت نخست در میان تمام اقدامات لازم برای مقابله با بیابانزایی به حساب میآید.»