روز گذشته اتحادیه اروپا به بهانه اعمال یازدهمین بسته تحریمی علیه روسیه، چهار نهاد ایرانی را نیز به بهانه ارسال هواپیماهای بدون سرنشین به روسیه تحریم کرد. این اقدام اتحادیه اروپا در شرایطی صورت میگیرد که به اذعان کارشناسان غربی راهبرد امریکا و اروپا در مقابله با روسیه در جنگ اوکراین به بنبست رسیده و بهرغم هزینه کردن صدها میلیارد دلاری امریکا و اروپا در جنگ اوکراین، این هماوردی با روسیه صرفاً به قربانی شدن بیشتر مردم اوکراین انجامیده است.
اما تحریم نهادهای ایرانی از سوی اتحادیه اروپا که در واقع رونویسی از اقدامات امریکاییها برای مهار قدرت و نفوذ ایران است در حالی صورت میگیرد که غربیها به خوبی به این امر واقف شدهاند که روند تحریمهای آنها علیه ایران نه تنها به مهار قدرت و نفوذ ایران منجر نشده بلکه نگاهی به کارنامه گذشته آنها در روند تحریمهای گذشته نشان میدهد که اگر در دهههای قبل هدف آنها از تحریمها مثلاً مهار توان ایران در غنیسازی سهونیم درصد یا تولید سانتریفیوژهای نسل اول و یا تولید موشکهای اولیه شهاب بود، اکنون برای مهار توان ایران برای توقف غنیسازی ۶۰ درصد به التماس افتاده و در عرصه نظامی نیز تنها نظارهگر پرتاب موشکهای ماهوارهبر، آزمایش موشک خیبر یا هایپرسونیک ایران با اعتراف با این حقیقت هستند که کاری از دستشان برای مقابله با توان موشکی و پهپادی ایران برنمیآید. شاهد مثال آن سخنان اخیر وزیر دفاع امریکا و رئیس ستاد مشترک امریکا در نشست ماه گذشته در جلسه استماع سنای امریکا است. لوید آستین وزیر دفاع امریکا و رئیس پنتاگون و مایک میل رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح امریکا در اوایل اردیبهشت ماه در جلسه استماع مجلس سنای این کشور برای دفاع از بودجه درخواستی برای ارتش و وزارت دفاع، بهرغم تکرار مواضع ایران هراسانه برای دریافت بودجه دفاعی بیشتر خواسته یا ناخواسته به اقتدار روزافزون دفاعی، توان هستهای و نفوذ منطقهای ایران بهرغم اعمال ۴۴ سال تحریم ایران اعتراف میکنند، اعترافاتی که نتیجه مستقیم آن در میان متحدان و دوستان قدیمی امریکا به دوری از امریکا و نزدیکی به ایران منجر شده و میشود.
پیش از این در زمینه تحول در نظام جهانی و تغییر ریل قدرت در جهان از غرب به شرق سخن بسیار گفته شده است، اما آنچه در میدان عمل به تحقق این تحول کمک کرده و میکند ایستادگی و مقاومت مردم ایران در برابر فشارها و تحریمهای غرب و ناکارآمدسازی راهبرد آنها در تغییر نظامهای سیاسی از طریق طراحی و اجرای توطئههای داخلی نظیر اغتشاشات سال گذشته است، که به عبارتی پوشالی بودن هیمنه و هژمونی غرب را اثبات میکند. برخی از مصادیق در این عرصه عبارتند از:
۱-شکست راهبرد غرب در بهرهگیری از ابزار تحریمها برای شکست و تسلیم نظامهای سیاسی که به نمونههایی از آن اشاره شد.
۲- شکست راهبرد بهرهگیری از ابزار دلار برای ساقط کردن اقتصاد نظامهای سیاسی، به گونهای که پس از اعمال تحریمهای غرب علیه ایران و روسیه و برخی دیگر از کشورها، اکنون اغلب کشورهای جهان به این نتیجه رسیدهاند که با کنار گذاشتن دلار از روند معاملات اقتصادی، اقتصاد خود را در برابر این ابزار که غربیها به هر بهانهای از آن استفاده میکنند مصون نگه دارند، نکتهای که وزیر خزانه داری امریکا در هفته گذشته به این واقعیت اعتراف و به مسئولین این کشور در زمینه افول قدرت دلار هشدار میدهد. ۳-ناتوانی و ضعف تجهیزات نظامی غربی در تمام کنندگی جنگها پدیده دیگری است که این روزها در جنگ اوکراین بهرغم طراحی یک عملیات جدید آفندی با بهرهگیری از تجهیزات پیشرفته غربی نشانههای آن آشکار شده است. زلنسکی رئیسجمهور اوکراین در سخنرانی خود در اتحادیه عرب جملهای تاریخی را برای توجیه شکست و ناکامی غرب در برابر روسیه به زبان میآورد آنگاه که میگوید فرق ما با روسیه در این جنگ این است که روسیه پهپاد ایرانی دارد و ما نداریم.
۴- باور کشورهای دست نشانده و اقماری غرب به اینکه غربیها نه تنها دیگر قادر به حفظ و حمایت از آنها نیستند، بلکه از منافع خود نیز نمیتوانند محافظت کنند. ماجرایی که این روزها در منطقه غرب آسیا اتفاق افتاده و کشورهای منطقه عملاً ناتوانی غربیها را در حفظ نیروهای خود در منطقه در حالی که برای حفاظت از دیگر کشورها به منطقه آمده بودند، نظارهگر هستند و به همین دلیل است که بهرغم سیاستهای چهار دهه گذشته ناچارند روابط خود را با کانونهای اصلی قدرت در منطقه اصلاح کنند.
۵ - سرنوشت ذلت بار منافقین و دیگر جریانات اپوزیسیون نیز یکی دیگر از عبرتهای تاریخی است. گروهکی که بیش از ۴۰ سال از ۳۰ خرداد ۶۰ با ایستادگی در مقابل مردم ایران تن به مزدوری صدام و امریکاییها داد و علیه مردم ایران و عراق و آلبانی و فرانسه بیشترین جنایتها را روا داشت و اکنون نظاره گر است که همچون دستمالی آلوده از سوی امریکاییها به دور انداخته میشود تا بلکه بتوانند نظر ایران را جلب کنند. نکتهای که سرنوشت محتوم دیگر جریانات اپوزیسیون نیز خواهد بود. آنچه که در جهان در حال وقوع است در کنار تحول در نظام جهانی و تحول در نظامها و سیاستهای سنتی گذشته، اعتراف غرب به ناتوانی در مهار قدرت ونفوذ انقلاب اسلامی به عنوان کانون تحول در نظم جدید جهانی است، نکتهای که برخیها در داخل هم به خود جرئت نمیدهند که آن را باور کنند.