کد خبر: 1165934
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
هوشیاری کارگر کارخانه پلیس را به محموله شیشه رساند کارگر یک کارخانه وقتی متوجه شد یکی از همکارانش در جریان قاچاق محموله شیشه نقش دارد، پلیس را از ماجرا باخبر کرد.
آرمین بینا

اوایل هفته گذشته زن میانسالی به دادسرای امور جنایی تهران رفت و از گم شدن ناگهانی شوهرش و یکی از کارگران کارخانه‌اش شکایت کرد. وی در توضیح ماجرا گفت: «شوهرم پیمان صاحب یک کارخانه در یکی از شهرک‌های صنعتی اطراف تهران است. او هر روز صبح به محل کارش می‌رود و شب هم به خانه برمی‌گردد، اما شب قبل به خانه برنگشت و تلفن همراهش هم خاموش شد. من خیلی نگران شدم و به محل کار شوهرم رفتم، اما او داخل کارخانه نبود تا اینکه همسایه‌ها گفتند چند مرد او و یکی از کارگرانش را دستبند زدند و با خود بردند. یکی از همسایه‌ها گفت پس از غروب آفتاب وقتی کارگران تعطیل شدند و به خانه‌هایشان رفتند، چند مرد که تجهیزات پلیس داشتند به کارخانه شوهرم آمده‌اند و پس از بازرسی کارخانه، او و یکی از کارگران را دستبند زدند و با خود بردند. الان نگرانم افرادی که شوهرم و کارگرش را با خود برده‌اند، مأمور پلیس هستند یا مأمورنما و شوهرم و کارگرش را برای اخاذی ربوده باشند.»
محموله بزرگ شیشه
با شکایت زن میانسال، پرونده به دستور قاضی محمدامین تقویان، بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران برای رسیدگی و پیدا کردن ردی از مرد کارخانه‌دار و کارگرش در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
بررسی‌های کارآگاهان پلیس آگاهی نشان داد مأموران پلیس مبارزه با موادمخدر تهران از مدتی قبل اعضای باند قاچاقچیان موادمخدری را تحت نظر داشته‌اند که قرار بوده محموله بزرگ شیشه را از تهران به شهر‌های دیگر قاچاق کنند. مأموران پلیس مبارزه با موادمخدر در تحقیقات میدانی دریافته بودند که یکی از اعضای باند قاچاقچیان به کارخانه پیمان رفت و آمد دارد و قرار است محموله موادمخدر شیشه از کارخانه تقسیم و به شهر‌های دیگر قاچاق شود. مأموران پس از به دست آوردن این اطلاعات به کارخانه می‌روند و پس از کشف مقدار زیادی موادمخدر شیشه از خودرو، پیمان و کارگرش را به عنوان مظنون بازداشت و به پلیس موادمخدر منتقل می‌کنند.
راز محموله شیشه
کارآگاهان جنایی دریافتند راز محموله را یکی از کارگران به مأموران پلیس مبازره با موادمخدر اطلاع داده است. این کارگر حین کار متوجه رفتار‌ها و تلفن‌های مشکوک یکی از همکارانش به نام کامبیز می‌شود. او کامبیز را تحت نظر می‌گیرد و می‌فهمد که تلفنی با فرد دیگری درباره قاچاق یک محموله موادمخدر صحبت می‌کند. پس از این، کارگر جوان موضوع را به پلیس خبر می‌دهد و از آن روز به بعد مأموران پلیس مبارزه با موادمخدر کامبیز و دوستانش را تحت نظر می‌گیرند تا اینکه عصر روز حادثه یکی از دوستان کامبیز خودروی سواری را به کارخانه می‌آورد و در یکی از سوله‌ها پارک می‌کند و دوباره از کارخانه بیرون می‌رود. از آنجایی که کارگر جوان احتمال می‌دهد کامبیز می‌خواهد با همان خودرو محموله را جابه‌جا کند، موضوع را به اداره پلیس خبر می‌دهد و مأموران پلیس هم برای بررسی موضوع به کارخانه می‌روند و پس از کشف مقدار زیادی موادمخدر شیشه، صاحب کارخانه و کارگرش را بازداشت می‌کنند.
آزادی مرد کارخانه‌دار
دو روز قبل در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت مرد کارخانه‌دار به دادسرای امور جنایی رفت و درباره بازداشتش از سوی مأموران پلیس مبارزه با موادمخدر گفت: «من و کارگرم کامبیز داخل کارخانه بودیم که چند مأمور پلیس به کارخانه آمدند و مدعی شدند محموله موادمخدری داخل کارخانه من جاسازی شده و قرار است به شهر‌های دیگر قاچاق شود. هر چقدر گفتم به شما اشتباهی اطلاعات داده‌اند، آن‌ها باور نکردند و در نهایت هم خودروی سواری را داخل یکی از سوله‌های کارخانه کشف کردند که من خبر نداشتم خودرو متعلق به چه کسی است. مأموران در بازرسی از خودرو مقدار زیادی موادمخدر شیشه که به طرز ماهرانه جاسازی شده بود، کشف کردند و بعد هم من و کارگرم را دستبند زدند و به اداره پلیس منتقل کردند. آنجا بود که متوجه شدم مأموران پلیس در جست‌وجوی محموله ۳۰۰ کیلویی شیشه هستند که مقداری از آن را داخل خودرویی که در کارخانه من پارک بود، کشف کردند. من در حالی که شوکه شده بودم در بازجویی‌ها گفتم بی‌گناهم و نمی‌دانم خودرو متعلق به کدام یک از کارگرانم است.»
اعتراف قاچاقچی
صاحب کارخانه ادامه داد: «مأموران از من و کارگرم کامبیز چند ساعتی بازجویی کردند تا اینکه کامبیز اعتراف کرد از مدتی قبل با باند قاچاقچیان موادمخدری که قرار بوده مقدار زیادی شیشه به شهر‌های مختلف و حتی خارج از ایران قاچاق کنند، همکاری دارد. کامبیز در اعترافاتش گفت که سرکرده باند قرار بوده ۳۰۰ کیلو موادمخدر شیشه را قاچاق کند و روز حادثه هم خودرویی را که مقداری شیشه در آن جاسازی شده بود در اختیار او قرار داده بودند تا در فرصت مناسب به یکی از شهر‌های اطراف منتقل کند، اما موفق به انجام این کار نمی‌شود. وقتی کامبیز اعتراف کرد، مأموران مرا آزاد کردند و کارگرم را برای تحقیقات بیشتر در اختیار مقام قضایی قرار دادند.»
بدین ترتیب با آزادی مرد کارخانه‌دار، پرونده شکایت زن میانسال در دادسرای امور جنایی بسته شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار