کد خبر: 1165610
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
«نگهبان شب» بلاتکلیف است انگار دیگر باید عادت کنیم که رضا میرکریمی یک فیلم در میان می‌تواند دل مخاطبش را به دست بیاورد. بعد از فیلم دختر که نتوانست نظر منتقدان و مخاطب را جلب کند، فیلم قصرشیرین تا حدودی جذاب و داستان‌گو بود، اما دهمین فیلم میرکریمی یعنی «نگهبان شب» اثری خامدستانه است و اینکه میرکریمی بعد از تجربه‌های موفق چگونه توانسته به چنین اثری برسد، عجیب است.
افشین علیار

فیلمی که تکلیف خود را نمی‌داند و یک کاراکتر شهرستانی دارد که به شدت منفعل و عقب‌افتاده است. رسول، پسر ۲۵ ساله که نگهبان یک ساختمان نیمه‌کاره است به راحتی وارد موقعیتی می‌شود که چندان تأثیری در روند یک فیلم ملودرام ندارد. میرکریمی سعی داشته با یک طرح یک یا دو خطی وارد مسائل سیاسی یا اجتماعی شود و حرف از اختلاس یا پول کثیف بزند، به همین دلیل او ماجرای فرهنگیان را سوژه کرده است. بهنام کلانی، جوان سی و چند ساله به بهانه برج‌سازی سرمایه آن‌ها را بالا کشیده است. اساساً میرکریمی در کارگردانی پیشتر به لایه‌های درونی شخصیت اصلی فیلم‌هایش بهای بیشتری می‌داد و آنان را وارد بحران‌ها و موقعیت‌های حساس می‌کرد.
او شناخت مناسب و به‌قاعده‌ای نسبت به شخصیت‌پردازی دارد و می‌تواند با مهندسی دقیق عناصر درام را کنار هم قرار دهد، اما در نگهبان شب در سطح حرکت کرده و نزدیک شدن به لایه‌های سیاسی کمکی به محتوای فیلم او نکرده است. انگیزه‌های شخصیت‌ها بیش از حد سطحی و قابل حدس است، مثل همان سکانس‌های اولیه که می‌فهمیم نصیبه دختردایی است. در ادامه انگیزه رسول را برای ازدواج نمی‌دانیم. او به دنبال کار بود، نه ازدواج. از سوی دیگر هیچ رابطه عاطفی میان رسول و نصیبه شکل نمی‌گیرد و این ازدواج در حد سوءتفاهم دوطرفه است. حتی کم‌شنوایی نصیبه هم برای مخاطب باز نمی‌شود، اضافه کنید آلزایمر دایی چه کمکی به روند فیلم می‌کند جز شکل‌گیری یک سکانس نمادگرایانه در پایان‌بندی و بس! اینکه چرا بهنام به حرف دایی گوش می‌دهد، منطقی نیست. اینکه او در قدیم باغبان آن زمین بوده و حالا او به بهنام دستور می‌دهد متقاعد‌کننده نیست.
از سوی دیگر شخصیت بهنام تعلیق دارد. او نه مثبت است، نه منفی و نه حتی خاکستری و اندازه اختلاس کردن هم نیست، چراکه شخصیت‌سازی‌اش به شدت لنگ می‌زند. اینکه رسول به عنوان یک شهرستانی گول می‌خورد هم منطقی نیست. او سرباز نیروی انتظامی بوده و حتماً در دوران خدمتش آدم‌های ناسالم زیاد دیده و می‌تواند فرد مشکوک را شناسایی کند، پس چطور حاضر می‌شود پا‌به‌پای خواسته‌های کلانی جلو برود و اینکه او نگران آدم‌هایی است که سرمایه‌شان را از دست داده‌اند، نمی‌تواند به معنای یک شخصیت ساده لزوماً اخلاق‌گرایی او باشد. میرکریمی برای خلق شخصیت رسول، تمهیدات دقیقی را لحاظ نکرده و فقط او را یک شهرستانی ساده و خنگ نشان داده و ما با یک آشفتگی مواجهیم. زندان رفتن رسول و آزادی او بعد از دو هفته به شدت شوخی به حساب می‌آید و اینکه رسول زندانی شدنش را از همسرش پنهان می‌کند، موجب مثبت بودن او نیست.
رسول هیچ کارکردی ندارد و حتی نمی‌تواند به خانواده همسرش کمک کند و شوهر قابل قبولی هم نیست یا نگهبانی‌اش نمی‌تواند متقاعد‌کننده باشد. این ضعف‌های فیلمنامه باعث شده نگهبان شب یک اثر محافظ‌کارانه در برخورد با مسائل روز جامعه باشد، چراکه اختلاس، پول‌های کثیف یا تجمع فرهنگیان تبدیل به مسئله و دغدغه برای کارگردان نشده و حتی رأی دادن آن‌ها در روز انتخابات هم هیچ کارکردی ندارد. پایان‌بندی بیش از حد به یک نمادگرایی اخلاقی نزدیک شده که نتوانسته پایان مناسبی در اجرا و متن باشد. قطعاً حضور کیایی و آسایش برای اکران عمومی است و دیگر بازی‌ها به شدت سرد و تخت هستند. این فیلم برای میرکریمی که خیلی دور خیلی نزدیک یا یه حبه قند را ساخته، اثری معمولی و سطحی به حساب می‌آید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار