کد خبر: 1164300
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۴۰۲ - ۲۳:۲۰
بازداشت تازه داماد سارق قبل از عروسی سارق سابقه‌داری که با همدستانش پس از ایجاد دعوای ساختگی از میانجیگران سرقت می‌کرد، چند روز قبل از مراسم عروسی‌اش از سوی برادرزنش شناسایی شد و به دام افتاد.

چندی قبل مردی در تهران سراسیمه به اداره پلیس رفت و از چهار سارق که به شیوه جدیدی گوشی تلفن همراهش را سرقت کرده بودند، شکایت کرد.
وی در توضیح ماجرا گفت: «ساعتی قبل در یکی از خیابان‌های مرکزی شهر در حال عبور بودم که دیدم چهار مرد جوان با هم درگیر شده‌اند. آن‌ها ابتدا با هم مشاجره لفظی کردند، اما لحظاتی بعد با مشت و لگد به جان هم افتادند که من تصمیم گرفتم بین آن‌ها میانجیگری کنم. وقتی به آن‌ها نزدیک شدم، آن‌ها مرا کتک زدند و تلفن همراه و کیف پولم را سرقت کردند. تازه متوجه شدم درگیری آن‌ها صوری بوده تا با این شیوه تلفن همراه و کیفم را سرقت کنند.»
آغاز تحقیقات
با شکایت مرد جوان، پرونده به دستور قاضی مصطفی تقی‌زاده، بازپرس شعبه پنجم  دادسرای ویژه سرقت در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران پلیس در نخستین گام با شکایت‌های مشابهی روبه‌رو شدند که تمامی شاکیان مدعی بودند در دام چهار مرد جوان افتاده‌اند که با دعوای ساختگی اموال آن‌ها را سرقت کرده بودند.
بررسی‌های مأموران نشان داد همه مالباخته‌ها به عنوان میانجی وارد درگیری شده‌اند که عاملان درگیری تلفن همراه و اموال آن‌ها را سرقت کرده‌اند. از سوی دیگر در بررسی دوربین‌های مداربسته محل‌های حادثه مشخص شد سارقان در تمام سرقت‌ها ماسک و کلاه داشته‌اند تا شناسایی نشوند.
ردپای تازه‌داماد
در‌حالی‌که هر روز بر تعداد شاکیان افزوده می‌شد و سارقان با همان شیوه اموال شهروندان را سرقت می‌کردند، مرد جوانی به اداره پلیس رفت و شوهر خواهرش را به عنوان سارق به پلیس معرفی کرد.
وی گفت: «لحظاتی قبل چند مرد جوان داخل خیابان با هم دعوا می‌کردند که برای میانجیگری وارد درگیری آن‌ها شدم. قصد داشتم درگیری آن‌ها را ختم به خیر کنم، اما خبر نداشتم خودم قربانی آن‌ها می‌شوم. آن‌ها مرا کتک زدند و تلفن همراه و کیفم را سرقت کردند، اما در بین سارقان، دامادمان بهنام را که ماسک به صورت و کلاه به سر داشت از رنگ چشمانش و خالی که کنار ابرویش دارد، شناختم. او مدتی قبل به خواستگاری خواهرم آمد و ادعا کرد مغازه فروش پوشاک دارد، اما در آن درگیری فهمیدم ما را فریب داده و سارق است، به همین دلیل به روی خودم نیاوردم که به من مشکوک نشود تا بتوانم با کمک پلیس او را به دام بیندازم و دستش را رو کنم.»
بازداشت قبل از عروسی
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران دست به تحقیقات فنی زدند و دریافتند تازه‌داماد سارق و سرکرده همان باند چهار نفره‌ای است که با ایجاد دعوای ساختگی، اموال میانجیگران را سرقت می‌کنند. از سوی دیگر مشخص شد وی از سارقان سابقه‌داری است که مدتی قبل از زندان آزاد شده و با تشکیل این باند دست به سرقت‌های سریالی می‌زند. در چنین شرایطی مأموران مخفیگاه او را شناسایی کردند و تازه‌داماد را که قرار بود چند روز دیگر مراسم ازدواجش را جشن بگیرد، بازداشت کردند.
متهم ۳۰ ساله پس از انتقال به اداره پلیس در بازجویی‌ها به سرقت‌های سریالی به شیوه دعوای ساختگی با همدستی سه نفر از دوستانش اعتراف کرد.
سارق سابقه‌دار در ادامه برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت. کارآگاهان پلیس آگاهی در تلاشند همدستان متهم را بازداشت کنند.
گفتگو با متهم
بهنام سابقه داری؟
بله، من چند باری به جرم سرقت دستگیر شده و به زندان افتاده‌ام.
به همین شیوه سرقت می‌کردی؟
نه، من قبلاً با یکی از همدستانم با موتورسیکلت در محله‌ها پرسه می‌زدیم و موبایل‌قاپی می‌کردیم، اما این‌بار تصمیم گرفتیم شیوه‌مان را تغییر دهیم.
چرا؟
این شیوه در زندان به فکرم رسید. من و همدستانم در زندان با هم در یک سلول بودیم و هر کدام از ما قبلاً به شیوه‌ای سرقت می‌کردیم تا اینکه من این شیوه به فکرم رسید و به دوستانم پیشنهاد دادم تا پس از آزادی از زندان آن را اجرا کنیم. واقعیتش این شیوه خیلی خوب بود و ما به راحتی سوژه مان را به طرف خودمان می‌کشاندیم و بدون هیچ زحمتی تلفن همراه و کیفش را سرقت می‌کردیم.
اما همین شیوه خیلی زود شما را به دام انداخت؟
بله، این شیوه ایراداتی هم داشت. من هرگز فکر نمی‌کردم روزی یکی از طعمه‌هایمان برادرزنم باشد. وقتی او در دام ما افتاد، من او را شناختم، اما آن لحظه کاری از دستم ساخته نبود و در نهایت هم اموالش را سرقت کردیم. البته ماسک و کلاه داشتم و فکر نمی‌کردم مرا شناسایی کند، اما من همیشه بدشانسی می‌آوردم و در این سرقت هم بدشانسی به سراغم آمد، وگرنه شیوه ما خیلی خوب بود.
چرا بدشانسی می‌آوردی؟
واقعیتش وقتی از زندان آزاد شدم، به‌خاطر ردمال خیلی بدهی بالا آوردم و تصمیم گرفتم مدتی سرقت کنم و وقتی پولدار شدم توبه کنم. می‌خواستم به زودی مراسم ازدواج با نامزدم را برگزار کنم، اما باز هم بدشانسی آوردم و قبل از عروسی دستگیر شدم. من قبلاً هم بدشانسی می‌آوردم و همیشه خیلی زود دستگیر می‌شدم.
چطور با نامزدت آشنا شدی؟
در اینستاگرام با شهین آشنا شدم. البته بعد از آزادی از زندان و خیلی زود هم به او دلبسته شدم و تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. برای اینکه پیشنهاد ازدواجم را قبول کند به دروغ گفتم مغازه لباس‌فروشی دارم و از کشور ترکیه پوشاک وارد می‌کنم. واقعیتش می‌خواستم پس از اینکه توبه کردم، مغازه پوشاک بزنم تا دستم رو نشود، اما در عشقم هم بدشانسی آوردم.
درباره شیوه سرقت توضیح بده؟
ما دعوای ساختگی راه می‌انداختیم و وقتی فردی یا افرادی به عنوان میانجی وارد درگیری می‌شدند، اموال آن‌ها را سرقت می‌کردیم. ما گاهی این فرد را دوره و حتی از او عذرخواهی می‌کردیم که در جریان درگیری کتک خورده و در همین حین کیف یا تلفن همراهش را سرقت می‌کردیم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار