کد خبر: 1164246
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۴۰۲ - ۰۲:۰۰
«شکاف در طالبان» واقعیتی که بزرگنمایی می‌شود! افغانستان در طول دو هفته گذشته شاهد تحولات امنیتی جدیدی بود که نگرانی بسیاری از طرف‌ها به خصوص اپوزیسیون طالبان را برانگیخته و با تمام توان، به خصوص با استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و فضای مجازی به دنبال پیگیری این تحولات و تحلیل آن هستند.
ذبیح‌الله کابلی

افغانستان در طول دو هفته گذشته شاهد تحولات امنیتی جدیدی بود که نگرانی بسیاری از طرف‌ها به خصوص اپوزیسیون طالبان را برانگیخته و با تمام توان، به خصوص با استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای و فضای مجازی به دنبال پیگیری این تحولات و تحلیل آن هستند. این تحولات امنیتی حول سه محور می‌چرخد؛ اول اینکه افشاگری وزیر کشور پاکستان در مورد توافق با طالبان در افغانستان درباره دور کردن تحریک طالبان پاکستان (TTP) از نوار مرزی دو کشور و سپس تأیید آن از طرف طالبان، دوم اینکه دو حمله انتحاری و بمب‌گذاری علیه مقام‌های محلی طالبان در ولایت شمالی بدخشان که باعث کشته شدن دو مقام و فرمانده ارشد طالبان تاجیک‌تبار شد و سوم، سفر یک هفته‌ای سراج‌الدین حقانی، سرپرست وزارت کشور طالبان به ولایات شمال و شمال غربی افغانستان.

توافق با پاکستان برای دور کردن TTP
وزیر کشور پاکستان ۱۳ خرداد اعلام کرد حکومت طالبان پیشنهادی ارائه کرده که بر اساس آن، اعضای مسلح تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) از مناطق نزدیک خط دیورند (خط مرزی با پاکستان که افغانستان به رسمیت نمی‌شناسد) به مناطق دورافتاده داخل افغانستان منتقل می‌شوند. رنا ثناالله در گفتگو با بخش اردوی صدای امریکا، هدف این پیشنهاد را جلوگیری از دسترسی اعضای تحریک طالبان پاکستان به مناطق مرزی بیان کرد. در واکنش به این افشاگری، حکومت طالبان در افغانستان نیز اعلام کرد قصد دارد هزاران مهاجر پاکستانی را که در ولایات مرزی ساکن شده‌اند، به مناطق دیگر افغانستان منتقل کند، زیرا گمان می‌رود افزایش حوادث تروریستی در پاکستان با این پناهجویان ربط دارد.
ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، ۱۴خرداد گفت که این مهاجران در حال حاضر در ولایت خوست، کنر و برخی ولایات دیگر هم‌مرز با پاکستان، مستقر هستند. وی بدون اینکه در مورد این طرح جزئیات بیشتری بدهد، گفت که بر اساس برنامه، این مهاجران به سایر ولایات افغانستان منتقل خواهند شد تا اطمینان حاصل شود به خطوط مرزی دسترسی ندارند و در حملات داخل پاکستان دخیل نیستند. در این مورد، عبدالکبیر، سرپرست و معاون سیاسی نخست‌وزیری طالبان نیز چهارم خرداد در نشستی در کابل، بدون نام بردن از کشور و گروهی، گفته بود که رهبر طالبان به وی دستور داده است، اتباعی که با کشورهای‌شان مشکل دارند، باید از مرز‌های افغانستان با این کشور‌ها عقب کشیده شوند.
پاکستان به دنبال افزایش حملات تروریستی و ناامنی‌ها در این کشور ادعا دارد که نیرو‌های تحریک طالبان پاکستان (TTP) از داخل خاک افغانستان دست به برنامه‌ریزی و اجرای چنین حملاتی می‌زنند و فشار‌های زیادی بر حکومت طالبان در افغانستان وارد کرده‌اند که جلوی این تحرکات گرفته شود. در گذشته تلاش‌های طالبان افغانستان برای میانجیگری بین طالبان پاکستان و دولت این کشور و تداوم آتش‌بس با شکست مواجه شده و به نتیجه نرسیده بود. حالا هم دولت پاکستان تنها بر تسلیم شدن طالبان پاکستان تأکید دارد و به هیچ وجه حاضر به مذاکره با این گروه نیست.
هرچند سخنگوی طالبان از انتقال مهاجران پاکستانی مستقر در نوار مرزی دو کشور به مناطق دوردست سخن می‌گوید، اما وزیر کشور پاکستان از این مهاجران به عنوان نیرو‌های تحریک طالبان پاکستان یاد کرده است. این مهاجران در واقع شامل شهروندان عادی پاکستان و همچنین خانواده‌های شبه‌نظامیان پاکستانی و برخی نیرو‌های آن‌ها می‌شود.
هرچند سخنگوی طالبان و همچنین وزیر کشور پاکستان دقیق نگفته که این مهاجران به کدام ولایات و مناطق منتقل خواهند شد، اما مخالفان طالبان می‌گویند که همزمان با پیشبرد احداث کانال بزرگ آبی «قوش‌تپه» در ولایات شمالی افغانستان که آب رودخانه بزرگ آمو را به دشت‌های خشک و بی‌آب و علف این ولایات منتقل می‌کند، طالبان تصمیم دارند مهاجران پاکستانی در دو سوی این کانال بزرگ مسکن‌بسازند و این مسئله سبب نارضایتی‌ها و نگرانی‌هایی شده است، البته این سؤال اساسی نیز مطرح است که آیا نیرو‌های تحریک طالبان پاکستان که عمق استراتژیک و اهداف‌شان در داخل خاک این کشور است، از محدوده مرزی بین دو کشور عقب‌نشینی خواهند کرد و اینکه به خصوص به ولایات شمالی افغانستان منتقل شوند؟!

حملات انتحاری و بمب‌گذاری بدخشان
روز سه‌شنبه، ۱۶ خرداد مولوی نثاراحمد احمدی، معاون والی طالبان در ولایت بدخشان و راننده‌اش در حالی که عازم محل کار بود، در حمله‌ای انتحاری با خودروی حامل مواد منفجره در مرکز این ولایت کشته شدند و گروه داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت.
دو روز بعد، مراسم فاتحه معاون والی طالبان در مسجد نبوی شهر فیض‌آباد مرکز ولایت بدخشان نیز هدف یک انفجار قرار گرفت که در نتیجه آن، ۱۵ تن کشته و ۳۳ تن دیگر زخمی شدند. به دنبال انفجار دوم، تأیید شد که مولوی صفی‌الله صمیم یفتلی، فرمانده سابق پلیس طالبان در ولایت بغلان، حاجی اکرم خان از مقام‌های محلی طالبان و ضیاالحق ابوذر از اعضای حزب جمعیت اسلامی افغانستان کشته شدند. همچنین ‏فیض الله آماج، فرمانده محلی طالبان، بصیر خان خالد، عضو حزب جمعیت اسلامی و مولوی جمیل، رئیس محاکم طالبان در جمع زخمی‌های رویداد هستند. مسئولیت این انفجار را نیز داعش به عهده گرفت.
در هر دو انفجار، مقام‌های محلی طالبان که کشته شدند، اصالتاً اهل بدخشان و تاجیک بودند، به همین دلیل، به دنبال این دو انفجار، برخی از منابع و همچنین چهره‌های بدخشانی مخالف طالبان، آن را ناشی از اختلافات درون‌گروهی طالبان، بین طالبان محلی از ولایت بدخشان و طالبان پشتون که از ولایات جنوبی به بدخشان آمده‌اند، خواندند، از جمله صلاح الدین ربانی، رئیس جمعیت اسلامی افغانستان که خود از ولایت بدخشان است، گفت: «حوادث اخیر در ولایت بدخشان که هد‌فمندانه و فرافکنانه به داعش نسبت داده می‌شوند، ادامه خصومت‌های درون‌گروهی ط‌البان برای حفظ قدرت است.» «جبهه مقاومت» به رهبری احمد مسعود نیز ادعای مشابهی دارد. در نهایت، این تحولات بدخشان چنین از سوی مخالفان طالبان جمع‌بندی شد که مقام‌های طالبانی که در بدخشان کشته شده‌اند، مخالف انتقال افراد و خانواده‌های تحریک طالبان پاکستان به شمال افغانستان و بدخشان بوده و در گذشته از اعضای جمعیت اسلامی بوده‌اند. این انفجارها، پاکسازی مخالفان تی‌تی‌پی و پاکسازی مخالفان سناریوی «وزیرستان شمالی ساختن» در افغانستان است.

سفر سراج‌الدین حقانی به ولایات شمالی
در محور سوم، اپوزیسیون طالبان سفر یک هفته‌ای سراج الدین حقانی، سرپرست وزارت کشور طالبان به شمال و شمال غرب افغانستان و بازدید از ولایت‌هایی را که مسیر کانال بزرگ آبی قوش‌تپه از آنجا می‌گذرد، به مسئله انتقال نیرو‌های تحریک طالبان پاکستان و هماهنگ‌سازی و زمینه‌سازی برای این انتقال ربط دادند و آن را همزمان با تحولات ولایت بدخشان مرتبط دانستند. سراج الدین حقانی در طول یک هفته از ولایات بلخ، جوزجان و فاریاب بازدید کرد و دیدار‌های متعددی داشت. برخی کارشناسان مخالف طالبان پیش‌بینی می‌کنند که پس از ولایت بدخشان، در سایر ولایات شمالی فرماندهان محلی طالبان از اقوام غیرپشتون نیز که با انتقال و جابه‌جایی مهاجران پاکستانی در این مناطق مشکل داشته باشند، از سر راه برداشته خواهند شد.

بـررسی روایت‌ها و تحلیل‌ها از ۳ محور
با توجه به این سه محور، تقریباً تحلیل و روایت مخالفان سیاسی و نظامی طالبان از پیوند بین این محور‌ها مشخص شد، اما این تحلیل‌ها و نگرانی‌ها تا چه اندازه قابل تأمل و توجه است؟ در این مورد ذکر چند نکته حائز اهمیت است:
۱ ـ اختلافات بین رده‌های مختلف طالبان، به خصوص اختلافات بین طالبان پشتون و غیرپشتون یک امر ثابت‌شده و واقعیت میدانی حکومت طالبان است. این اختلافات از سطح رهبری و مقام‌های ارشد کابینه طالبان از قوم پشتون شروع شده تا سطح پایین‌تر، بین فرماندهان طالبان پشتون و غیرپشتون (تاجیک و ازبک) به خصوص در ولایات شمالی و پنجشیر دامنه دارد. طالبان پشتون به دلیل ترس و نگرانی‌هایی که از قدرت‌گیری طالبان غیرپشتون دارند، همواره به دنبال تضعیف آن‌ها بوده‌اند. این تضعیف شامل سیاست تبعید و حذف نیز می‌شود. تحولات اخیر ولایت بدخشان نیز قطعاً سبب افزایش فاصله بین طالبان غیرپشتون و پشتون خواهد شد. ما در گذشته شاهد تبعید فرماندهان ارشد و ناراضی طالبان از قوم ازبک از شمال به جنوب افغانستان بودیم.
۲ ـ به دنبال آغاز به کار ساخت کانال بزرگ آبی قوش‌تپه در شمال غرب افغانستان که سرزمین‌های خشک و بی‌آب و علف ولایات بلخ، جوزجان و فاریاب را به زمین‌های حاصلخیز تبدیل و تمدن جدیدی را خلق خواهد کرد، این نگرانی همواره مطرح بود که چه کسانی در اطراف بستر این کانال بزرگ آبی جابه‌جا و مستقر خواهند شد؟ مردم بومی یا غیربومی؟ تحلیل‌ها امکان استقرار سه دسته از ساکنان غیربومی را در اطراف این کانال مطرح می‌کند:
ـ با توجه به روند خشکسالی که به خصوص در جنوب و غرب افغانستان در سال‌های اخیر دنبال شده، آوارگان پشتون آسیب‌دیده از این خشکسالی‌ها
ـ طالبان پشتونی که سال‌های سال برای طالبان جنگیده‌اند و خانواده کشته و زخمی شده‌های آن‌ها
ـ و طیف سوم، مهاجران پاکستانی که ممکن است نیرو‌ها یا خانواده‌های تحریک طالبان پاکستان هم در میان آن‌ها باشد و همچنین سایر شبه‌نظامیان وابسته به کشور‌های آسیای مرکزی که زیر چتر امنیتی طالبان در افغانستان حضور دارند، هر چند همان‌طور که در قبل مطرح شد، اما و اگر‌های قابل توجهی در مورد انتقال نیرو‌های تحریک طالبان پاکستان، به دلیل اهدافی که در عمق خاک این کشور دنبال می‌کنند، به شمال افغانستان وجود دارد و عملی شدن این پروژه را حتی در صورت طرح‌ریزی آن، با تردید مواجه می‌کند، اما به هر حال، این تحلیل‌ها و برخی شواهد و تحرکات طالبان سبب نگرانی مردم بومی شمال افغانستان، به خصوص تاجیک‌ها، ازبک‌ها و همچنین شیعیان شده است و به همین خاطر، باید به نگرانی‌های مطرح‌شده حق داد و آن را مد نظر گرفت.
۳ ـ، اما ارتباط بین بخش اول و دوم و بهره‌برداری از آن، زیاد قابل قبول نیست. از یک طرف، ولایات بدخشان و تخار در شمال شرق افغانستان قرار دارند و کانال قوش‌تپه در شمال غرب، هر چند می‌توان تحولات بدخشان را به اختلافات داخلی طالبان ربط داد، اما قطعاً این اختلافات به انتقال و جابه‌جایی مهاجران یا طالبان پاکستانی در مسیر کانال قوش‌تپه و ابعاد سفر سراج‌الدین حقانی به ولایات شمال غربی ربطی پیدا نمی‌کند! به همین خاطر، به نظر می‌رسد اپوزیسیون سیاسی و نظامی طالبان در طول دو هفته گذشته با کنار هم چیدن این تکه‌های نامربوط و بزرگنمایی آن، یک خط جنگ روانی و تبلیغاتی را دنبال کردند تا افکار عمومی و احساسات ساکنان ولایات شمالی را بیش از پیش علیه طالبان تحریک کنند و بتوانند در این میان، سربازگیری کرده، مجال بیشتری برای فعالیت علیه این گروه به دست بیاورند.
جبهه به اصطلاح «مقاومت» چه حول محور احمد مسعود و چه سایر شخصیت‌های سیاسی مخالف طالبان در طول دو سال گذشته، نتوانستند به توفیقی در برابر حکومت طالبان دست پیدا کنند و «جریان مقاومت» را همانند دهه ۷۰ خورشیدی به راه بیندازند، حتی در ولایت پنجشیر و به دنبال بغلان، بدخشان و تخار که به نوعی خاستگاه مقاومت در دهه ۷۰ علیه طالبان به شمار می‌رفت، عموم مردم و علما از حرکت‌های مخالف طالبان استقبال و حمایت نکردند، به همین خاطر برخی نیرو‌ها و فرماندهان مخالف طالبان که در ابتدا در مناطق صعب‌العبور کوهستانی متواری بودند، کم‌کم در نتیجه عملیات‌های ویژه طالبان تار و مار شده و جان خود را از دست دادند، اما جدای از این سوءاستفاده روانی و تبلیغاتی جریان‌های مخالف طالبان از تحولات شمال به نفع خود، نوع سیاست‌ها و رویکرد‌های ضدونقیض رهبران طالبان در شمال افغانستان و روند جابه‌جاسازی آوارگان و مهاجران غیربومی در این مناطق، به خصوص اطراف کانال بزرگ آبی قوش‌تپه روز‌به‌روز بر دامنه نارضایتی‌های داخلی و درون گروهی طالبان و همچنین مردم شمال خواهد افزود و این می‌تواند پاشنه آشیلی برای حکومت طالبان در آینده در صورت عدم به وجود آمدن یک حکومت فراگیر و تداوم وضعیت کنونی باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار