فردین علیخواه، عضو گروه جامعه شناسی دانشگاه گیلان، طی یادداشتی در «عصر ایران» از طراحی جدید مطبخ در معماریها ساختمانی نوشت. خلاصهای از یادداشت او در ادامه از نظر میگذرد: این روزها در خانههای جدیدی که اغلب متراژ بالایی دارند، کلمه «مطبخ» توجه آدم را جلب میکند به این شکل که در مجاورت آشپزخانه، اتاقک مانندی ایجاد میشود که در واقع همان آشپزخانه است، ولی عملکرد متفاوتی دارد و از دیدهها پنهان است. به همین خاطر در برخی از آگهیها از کلمات «آشپزخانه پنهان» هم استفاده میشود. در این اتاقک قرار است پخت و پزهای اساسی و شستوشوها و بریز و بپاشها بدون دغدغه دیدهشدن توسط دیگرانی انجام شود که میزبان با آنها رودربایستی دارد.
مطبخ کلمهای کلاسیک است که در محاورههای روزمره ما کمتر به کار میرود، ولی جالب است که در ساختوسازهای امروزی در ایران به ویژه در شهرهای بزرگ، بهتدریج جایی برای خودش بازکرده؛ البته هنوز فراگیر نشده است... گفتم مطبخ کلمهای کلاسیک است. بدون تردید وقتی ما کلمه مطبخ را میشنویم نه به یاد مدرنیته و آخرین شیوههای زندگی در عصر جدید، بلکه به یاد سنت، گذشته و نوستالژی میافتیم. معمولاً مطبخ در خانههای قدیمی ایرانی پنهان بود و دور از کانون اصلی خانه قرار داشت. باید توجه کرد که در جامعه قدیم، رودربایستی افراد با همدیگر بیشتر از امروز بود... حفظ «آبرو، جلوی در و همسایه» بسیار بیشتر از این روزها اهمیت داشت و اصلی حیاتی برای زندگی اجتماعی بود. به همین دلیل خانوادهها، بسیاری از امور را از مقابل چشم مهمانان خود پنهان میکردند تا مبادا چیزی برای «رفتن آبرو» پیدا شود... در ضمن، در قدیم شاید نوع غذا و حجم آن مایه تفاخر میزبان در مقابل مهمان بود، ولی خود مطبخ، دکوراسیون داخلی آن و وسایل مورداستفاده برای پختوپز، در حیطه اقلامی نبود که با نمایش آنها بتوان پرستیژ اجتماعی کسب کرد و با آبرو شد.
به زندگی امروز بازگردیم. تقریباً اغلب آن ویژگیهایی که ترسیم شد این روزها وجود ندارد و در مقابل، مؤلفههای جدیدی از سبک زندگی به زندگی ما وارد شده است. این روزها دیگر خانواده گسترده وجود ندارد، ارتباط اجتماعی راحتتر و شفافتر گشته است، نسبت به گذشته رودربایستی در ارتباط کاهش یافته است، ابعاد خانواده کوچکتر شده با زنانی مواجهیم که در بیرون از خانه شاغلند، مهمانیها کمتر شده و بهتدریج، به ویژه در طبقه متوسط، قرارهای مهمانی به بیرون از خانه منتقل میشود؛ سفارش غذای آماده بیشتر شده است.
بر خلاف گذشته، آشپزخانه در خانههای امروزی ما قلمرویی فعال و بیراه نیست اگر بگوییم که این روزها در آشپزخانههای ما «تفتدادن» گهگاهی بیشتر از «پختن» مداوم، جریان دارد و دلیل آن نه لزوماً رعایت سلامتی، بلکه سرعت و سبک زندگی امروزی است.
ساخت مطبخ، نمایانگر جنبههایی دیگر از تناقضات زندگی اجتماعی ما ایرانیان است. دقت کنید. در خانههایی که مطبخ ساخته میشود آشپزخانه هم در جای خود برقرار است. در واقع مطبخ، آشپزخانه دوم خانههاست. به بیان بهتر، آشپزخانه کارکرد «جلوی صحنه» و مطبخ کارکرد «پشتصحنه» را دارد. در آشپزخانه، معمولاً هزینه زیادی صرف دکوراسیون میشود. این روزها آشپزخانه از قسمتهای پرهزینه و پرخرج خانههاست. منظورم، غذا و پختوپز نیست، بلکه ساخت و نصب کابینت و وسایل مدروز در آن است. آشپزخانه تبدیل به نمایشگاه مصرفگرایی در خانهها شده است. در اینجا، آشپزخانه در حکم جلوه و شکوه خانه و مطبخ برای کار است.
آشپزخانه و در کنار آن مطبخ، بیانگر چند نکته اجتماعی است:
برخلاف تلاش متفکران و مفسران برای القای این ایده به افراد جامعه که «خودتان باشید، صادقانه رفتار کنید و چندان به قضاوتهای دیگران اهمیت ندهید»، در جامعه فعلی ایران قضاوتهای دیگران برای ما پراهمیت گشته است بهویژه قضاوتهایی که متوجه پرستیژ و «کلاس» زندگی ماست. ما دوست داریم تا از نظر سبک زندگی، از نگاه دیگران عالی به نظر برسیم.
من فکر میکنم که نفس نگرانی بیش از حد نسبت به قضاوتهای دیگران و اهمیت بیش از اندازه آن، یکی از ویژگیهای جامعه سنتی است که در زندگی امروزی در شکلهای مختلف بازتولید میشود. ما در خود این فشار را احساس میکنیم تا «تأیید» دیگران را به دست آوریم.
نکته دیگر در اینخصوص، کسب پرستیژ اجتماعی با تکیه بر مصرفگرایی است. ما از زندگی معمولی بیزاریم، ولی برای خارجکردن زندگیمان از معمولی بودن، غالباً به مصرف پناه میبریم. ساخت مطبخ در کنار آشپزخانه بیتردید شکلی از مصرفگرایی است. ما به ناچار باید وسایل دیگری خریداری کنیم و در مطبخ نصب نماییم. وسایلی که شاید در آشپزخانه هم وجود دارد. منابع زمین محدود است. پرسش آن است که ساخت مطبخ، منابع زمین را بیشازپیش هدر نخواهد داد؟
نکته دیگر آنکه، دههها قبل وقتی آشپزخانه اپن آمد این اعتقاد وجود داشت که آشپزخانه اپن مخالف پوشیدگی است. در واقع هم مهمان و هم میزبان میتوانند بدون مانع با هم گفتگو کنند و کسی، بهخاطر حضور در آشپزخانه، از حال و هوای مهمانی یا از حیات خانه محروم نخواهد شد. ایجاد مطبخ، گویی عقبگرد جامعه به دوره پنهانکاری و پوشیدگی است.
آشپزخانه و مطبخ، مجاورت سنت و مدرنیته در کنار هم است. پرسش آن است که اگر ما دلبسته سنت هستیم چرا تکلیف خودمان را مشخص نمیکنیم؟ هم آشپزخانه مدرن را میخواهیم و هم مطبخی که یادگار جامعه قدیم است؟ هم میخواهیم ببینند و هم میخواهیم دیده نشویم. این تناقض است. قبول دارم که بخشی از مسئله بر عهده بساز بفروشهاست و خریداران لزوماً در آن نقشی ندارند. ای کاش بسازبفروشهای ما بینش اجتماعی داشتند.
سلام