پرونده مرگ مشکوک زن سالخوردهای که در خانهاش به کام مرگ رفتهبود، با بازداشت پسر جوانی که به عنوان خدماتی به خانهاش رفت و آمد داشت، وارد مرحله تازهای کرد. ساعت ۲۰ شامگاه چهارشنبه دهم خرداد قاضی محمدرضا صاحبجمعی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران پلیس از مرگ مشکوک زن سالخوردهای در خانهاش با خبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شد.
تیم جنایی داخل پذیرایی طبقه اول آپارتمان مسکونی در خیابان میرداماد در شمال تهران با جسد زن ۸۰ سالهای به نام گوهر روبهرو شدند که به طرز مشکوکی به کام مرگ رفتهبود.
سرقت
مأموران پلیس در نخستین گام با به هم ریختگی وسایل خانه روبهرو شدند که نشان میداد از خانه زن فوت شده سرقت شدهاست. بنابراین این احتمال برای مأموران قوت گرفت که فرد یا افرادی با انگیزه سرقت وارد خانه شدهاند و گوهر هم در حادثه سرقت به طرز مشکوکی به کام مرگ رفتهاست. همچنین تیم جنایی و عوامل پزشکی قانونی در تنپیمایی جسد در محل حادثه با شیاری روی گردن زن سالخورده روبهرو شدند که حکایت از آن داشت وی بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن به قتل رسیدهاست.
اظهارات همسایه
یکی از همسایهها که موضوع را به مأموران پلیس خبر دادهبود، گفت: «گوهر چند سالی است در این خانه تنها زندگی میکند و فرزندانشان خارج از کشور هستند. ما معمولاً او را هر روز میدیدیم و گاهی هم من یا همسایههای دیگر برای او از بازار خرید میکردیم. البته مرد جوانی هم به عنوان نظافتچی به خانهاش رفت و آمد داشت. امروز از صبح خبری از گوهر نشد و هیچیک از همسایهها او را ندیدهبودند که همه نگرانش شدیم. از آنجایی که من کلید خانهاش را داشتم و به او سر میزدم با کلید در خانهاش را باز کردم و با جسد او داخل پذیرایی روبهرو شدم. بلافاصله به همسایههای دیگر خبر دادم و از پلیس و اورژانس هم درخواست کمک کردم.» وی در پایان گفت: «گوهر همیشه در دست و گردنش طلا داشت، اما الان گردنبند و دستبندی در دستان و گردنش نیست و ما احتمال میدهیم طلاهایش سرقت شده است.»
بازداشت یک مظنون
همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی برای انجام آزمایشهای لازم و مشخصشدن علت اصلی مرگ، مأموران تحقیقات گستردهای را درباره این حادثه آغاز کردند. کارآگاهان جنایی در بررسیهای فنی خود موفق شدند پسر جوان افغانی را که به عنوان نظافتچی به خانه زن فوت شده رفت و آمد داشتهبود، شناسایی و بازداشت کنند.
متهم پس از انتقال به اداره پلیس جرم خود را انکار کرد و در ادعایی گفت: «مدتی قبل از طریق مرکز خدماتی به گوهر معرفی شدم تا هر چند روز یک بار به خانهاش بروم و آنجا را نظافت کنم. من برای آخرین بار چند روز قبل از حادثه به خانهاش رفتم و کارهای او را انجام دادم و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم.»
تحقیقات درباره این حادثه ادامه دارد.