کد خبر: 1162602
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ - ۲۳:۲۲
فروش خانه برای جلب رضایت اولیای دم مردی که از سه سال قبل به اتهام قتل اشتباهی در بازداشت به‌سر می‌برد، مدعی است مادرش برای جلب رضایت اولیای دم خانه‌شان را فروخته است.
جلال مهرگان

بامداد ۲۱ مرداد‌ماه ۹۹ به مأموران پلیس تهران خبر رسید حادثه‌ای خونین در پارک فتح خیابان مهرآباد جنوبی اتفاق افتاده است. بررسی‌ها نشان داد یکی از افراد بی‌خانمان که روی نیمکت پارک خوابیده بود با ضربه چاقو هدف قرار گرفته است که به بیمارستان منتقل شد. در‌حالی‌که بررسی‌های پلیس جریان داشت از بیمارستان خبر رسید مرد زخمی به دلیل شدت جراحت جانش را از دست داده است. با حضور بازپرس و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران، جسد به پزشکی قانونی منتقل و بررسی‌های بیشتری در این باره انجام شد. در جریان تحقیقات پلیس مشخص شد محمود قبل از مرگ به کارکنان بیمارستان گفته بود احتمال می‌دهد به صورت اشتباهی هدف ضربه چاقو قرار گرفته است. او گفته بود صندلی که شب حادثه روی آن خوابیده بود هر شب در اختیار کارتن‌خواب دیگری بود. بعد از به دست آمدن این سرنخ، بررسی‌های بیشتری در این باره انجام شد و کارتن‌خواب مورد نظر چهار ماه بعد از حادثه شناسایی و بازداشت شد. او وقتی مورد تحقیق قرار گرفت، گفت که احتمال می‌دهد برادرش مرتکب قتل شده باشد، بنابراین سپهر بازداشت شد. او در جریان بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد.
اعتراف به قتل
متهم در شرح ماجرا گفت: «برادرم به مصرف موادمخدر اعتیاد دارد و آبروی خانواده ما را برده است. او با تهدید از خانواده‌ام پول می‌گرفت تا خرج مصرف مواد کند یا کفش‌های همسایه‌ها را سرقت می‌کرد و می‌فروخت و با پولش مواد تهیه می‌کرد. به خاطر رفتا‌رهای بدی که داشت او را از خانه رانده بودیم. می‌دانستم که شب‌ها در یکی از نیمکت‌های پارک می‌خوابد. در آن پارک هر کارتن‌خواب یا فرد بی‌خانمانی یک نیمکت را در اختیار داشت. من نیمکتی را که برادرم شب‌ها در آن می‌خوابید تحت نظر گرفتم.» متهم در شرح حادثه گفت: «برای خلاص شدن از اذیت‌هایش تصمیم به قتل او گرفتم. نیمه شب حادثه به پارک رفتم و دیدم که روی نیمکت خوابیده و ملافه‌ای هم روی خودش کشیده است. آهسته نزدیک شدم و با چاقو چند ضربه به او زدم و فرار کردم و به خانه رفتم. فکر می‌کردم برادرم را کشته‌ام، اما چند روز بعد که برادرم را دیدم، فهمیدم که فرد دیگری را که جای او خوابیده بود هدف قرار داده‌ام.»
با کامل شدن بررسی‌ها، بازپرس سپهر را به اتهام قتل مجرم شناخت و کیفرخواست علیه وی صادر و پرونده برای بررسی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. متهم در‌حالی‌که اولیای دم برای او درخواست قصاص کرده بودند پای میز محاکمه ایستاد و به قصاص محکوم شد. بعد از تأیید رأی قصاص در دیوان عالی کشور و در‌حالی‌که نام متهم در نوبت اجرا قرار گرفته بود با تلاش تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی، متهم موفق به جلب رضایت اولیای دم شد؛ بنابراین سپهر این‌بار از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد.
درخواست گذشت
بعد از اینکه قاضی علی دلداری رسمیت جلسه را اعلام کرد، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و از کیفرخواست دفاع کرد. سپس متهم به درخواست قاضی در جایگاه حاضر شد و گفت: «وقتی برادرم به مصرف موادمخدر معتاد شد، خانواده‌مان را خیلی اذیت می‌کرد. او لوازم خانه را می‌شکست و آبروی ما را برده بود. یک‌بار با چاقو به من حمله و مرا زخمی کرد. او خواهر و مادرم را خیلی اذیت می‌کرد، به‌طوری‌که من از دست اذیت‌هایش خسته شده بودم، از این‌رو تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم. برادرم شب‌ها روی نیمکت پارک می‌خوابید و من می‌خواستم از این فرصت استفاده کنم و او را روی همان نیمکت به قتل برسانم. شب حادثه هم چاقویی برداشتم و به پارک رفتم. مدتی اطراف نیمکتی که برادرم روی آن خوابیده بود، پرسه زدم. او پارچه‌ای روی خودش کشیده و به خواب رفته بود، برای همین از فرصت استفاده کردم و ضربه‌ای زدم، اما بعداً متوجه شدم برادرم آن شب در پارک نبوده است.»
متهم ادامه داد: «سه سال و نیم است که در زندان هستم و اولیای دم با دریافت دیه از من اعلام گذشته کرده‌اند. مادرم برای جلب رضایتشان خانه‌اش را فروخته و خودش اجاره‌نشین شده است برای همین از دادگاه درخواست گذشت دارم.»
هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم وارد شور شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار