خود قانوننویسی و قانونگذاری هم یک اصولی دارد که البته این اصول در سیاستهای تقنین آمده که حالا آن سیاستها هم باید تبدیل به قانون بشود که متأسفانه نشده و چند سال است که مانده. یکی از کارهایی که باید حتماً انجام بگیرد، تقنین برای شیوه قانونگذاری است- قانونگذاری برای شیوه قانونگذاری- تا معلوم باشد که قانونگذاری چه جوری انجام میگیرد.
قانون صریح باید باشد، جوری نباشد که مجدداً احتیاج به استفساریه مجلس داشته باشد که باز یک بحث تکراریای پیش بیاید، باید به کارشناسی جامع اتکا داشته باشد، اتقان داشته باشد، واقعاً روی آن کارشناسی شده باشد، قابل اجرا باشد.
یکی از نبایدها انباشته شدن قانون است که حالا [هم]گفتند، گزارشی هم به من رسیده بود که قوانین به وسیله هوش مصنوعی دارد تنقیح میشود که این تعارضها از بین برود، تعارض قوانین که ناشی از انباشته شدن قانون است. مثلاً یک موضوع واحد در قانون بودجه سال میآید، فرض کنید که در قانون مربوط به محیط زیست میآید و در برخی قوانین [دیگر]، خب، این قوانین با همدیگر ممکن است سازگار نباشد، وقتی تکلیف، بین قوانین مختلف معطل شد، آدمی که میخواهد سوءاستفاده کند، سوءاستفاده میکند. این قانوندانان قانونشکن که بنده بارها تکرار کردهام، همین جاهاست که استفاده میکنند.
قانونگذاری ناظر به منافع اشخاص، یکی از آفات قانونگذاری است که قانون ناظر باشد به منافع فلان قشر یا فلان شخص یا فلان مجموعه، اینها آفات قانون است که باید مراقبت کرد.
یکی از آفات قانونگذاری که خب این هم برای دوستان کاملاً روشن است، اثرپذیری نماینده قانونگذار از جو است، جوزدگی. گاهی اوقات میشود تبلیغات اصحاب تبلیغ، حالا چه دشمن، چه آنهایی که دشمن هم نیستند، اما خب بالاخره اهل تبلیغات و مانند این چیزها هستند، یک جوی، فضایی درست میکند، این در روح قانونگذار نباید اثر بگذارد، عرض من این است. اینکه «حالا بدشان میآید»، «در بین مردم اینجوری میشود»، «فلان کسها اعتراض میکنند، ایراد میکنند»، اینها باید مطلقاً در قانونگذاری تأثیر نگذارد. جوزدگی یا ملاحظات جناحی یا دستهبندیهای گوناگون.
من از اول تشکیل این مجلس، اعتقاد خودم و علاقه خودم به این مجلس را که از روی اطلاع بود، عرض کردم، گفتم مجلس، مجلسِ انقلابی است. الان هم من بعد از سه سال همین را تکرار میکنم. این مجلس بحمدالله مجلسی است انقلابی، باسواد، جوان، پُرتحرک، پُرکار، البته قضاوتهایی که انسان راجع به یک مجموعه میکند، با نگاه به مجموعه است، حالا یک استثناهایی هم ممکن است وجود داشته باشد، به آن استثناها کاری نداریم. مجموعه را که انسان نگاه میکند، با نگاه مجموعی، این مجلس انصافاً یک مجلس انقلابی است.
یکی از گرفتاریهای کشور، سال آخر مجالس است که در شرف انتخابات و نگاه مردم و مانند این چیزهاست. غرض، این نقاط قوت خودتان را در این سال آخر ادامه بدهید، سالم وارد شدید، سالم خارج بشوید. «رَب اَدخِلنی مُدخَلَ صِدقٍ وَ اَخرِجنی مُخرَجَ صِدق»، اینجوری باشد انشاءالله، از کار، آنچه برای انسان میماند این است. اینکه حالا ما دوره بعد هم انتخاب بشویم یا نشویم، اینها مسائل دنیایی است، مسائل درجه چندم است. اصل قضیه این است که چه ما بعداً به مجلس بیاییم چه نیاییم، کاری که تا الان کردیم مورد قبول خدای متعال قرار بگیرد، اصل قضیه این است.
توصیه اول عبارت است از نوع رابطه مجلس با قوای دیگر به خصوص با قوه مجریه، این، آن مطلب اساسی است. باید نوع رابطه را تنظیم کرد. یک دوگانهای اینجا وجود دارد: دوگانه تقریب و تخریب، یک نگاه، نگاه تقریبی است، یک نگاه، نگاه تخریبی است.
در نگاه تخریبی، رقیبپنداری قوه دیگر حاکم بر ذهنیتهاست، حالا قوه قضائیه کمتر، عمده قوه مجریه و قوه مقننه است که اینها خود را رقیب هم خیال کنند، رقیبی است که باید شانه طرف مقابل را به زمین برساند، این نگاه، نگاه خطرناکی است. حالا، هم از ناحیه دولت ممکن است این اتفاق بیفتد، هم از ناحیه مجلس ممکن است اتفاق بیفتد، یعنی هر دو طرف میتوانند در این نگاه غلط مشکل درست کنند. دولتها گاهی اوقات مجلس را یک امر زائد، یک امر مزاحم به حساب میآورند، گاهی لج میکنند.
از ناحیه مجلس، افراط در بهکارگیری ابزارهای نظارتی. خب بله، شما ابزارهای نظارتی دارید، از سؤال و تذکر تا استیضاح. خب، اینها به جای خودش باید به کار برود، اینها ابزارهای مجلس است، مجلس چارهای ندارد، برای اداره کشور به اینها احتیاج دارد، اما افراط در بهکارگیری اینها نه.
یک نگاه دیگر نه، نگاه یک پیکره دیدن مجموعه نظام است: [نظام]یک پیکر است: یکی قلب است، یکی مغز است، یکی شبکه عصبی است، اینها باید با همدیگر کار کنند. اگر مکمل هم نباشند، مغزی که قلب کمکش نکند، قلبی که مغز کمکش نکند، شبکه اعصابی که مغز کمکش نکند به کار نمیآید، باید همدیگر را [تکمیل کنند]، اصلاً مکمل هم هستند. این یک نگاه است. این نگاه، نگاهِ درستی است، این نگاه، آن نگاهِ واقعی است، بنابراین توصیه اول و مهم من این است که نگاه مجلس در این یک سال- حالا شما که در سال چهارم [و آخر مجلس]هستید، کلاً [نگاه]مجالس، چه شما باشید، چه دیگری- بایستی نگاهِ همکاری و همافزایی باشد.
یکی از مواردی که من [بر آن]تکیه میکنم، همین مسئله بعضی از سختگیریها در مورد وزرایی است که به مجلس ارائه میشود. گاهی اوقات در مورد وزیر پیشنهادی دولت یک سختگیریهای غیرلازمی میشود که موجب میشود وزارتخانه مدتها بیوزیر بماند و با سرپرست اداره بشود، خب این به کشور ضربه میزند. باید دقت کرد، بایستی صلاحیتها را تشخیص داد، در این تردیدی نیست، منتها سختگیری در حد منطقی، در حد معقول، حالا الان در چند وزارتخانه ما وزیر نداریم که اینها همه به مجلس میآیند.
حفظ حریت و صراحتی که شما دارید، خیلی خوب است. حریت و صراحت این مجلس خوب است. این حریت و صراحت را با تقوا و صداقت کافی حتماً همراه کنید، یعنی اگر بناست یک چیزی گفته بشود، یک حرفی گفته بشود، خب با صراحت گفته بشود، منتها رعایت صداقت بشود، رعایت تقوا بشود.
توصیه بعدی همین مطلب «سال آخر» است که قبلاً اشاره کردم. نگذارید وجاهتطلبی روی حرفها و شعارها اثر بگذارد، یعنی اینکه حالا ما اگر چنانچه این حرف را زدیم، این شعار را دادیم، مردم به ما علاقه پیدا میکنند، احتمال رأیآوری بالا میرود، این را به کل از ذهنتان خارج کنید، این یکی از آن مجاهدتهای مهم و لازم است. این هم یک توصیه.
شما امسال یعنی تا سال آینده- حالا انتخابات آخر سال است، اما همین ماههای پیش رو که در پیش دارید و مهم هم هست- کارهای بزرگی در مقابلتان هست: یکیاش برنامه هفتم است، یکیاش همین مسئله شعار سال است، مسئله مهار تورم و رونق تولید، اینها کارهای بسیار مهمی است. یکی این که لوایح نیمهکارهمانده است که اشاره کردند که بعضی از لوایح یا طرحها در جریان تصویب است و هنوز تصویب نشده، خب اینها به جایی برسد، به یک نقطهای برسد.
بالاخره این سال آخر یک فرصتی است که انسان نگاه کند پشت سرش، اگر چنانچه در این دو سه سال گذشته یک خلأیی باقی مانده، یک قصوری انجام گرفته، آن را در این سال آخر انشاءالله جبران کنید و [همانجور که]سرافراز وارد مجلس شدید، انشاءالله سرافراز از مجلس خارج بشوید.