برای بررسی عملکرد تیمملی باید همه جوانب را در نظر گرفت. داوودی در ترکیب تیم حضور نداشت و اگر بود میتوانستیم روی مدال او نیز حساب کنیم. از طرفی اردو را نیز دیر شروع کردیم. همین مسئله به نتایج تیم لطمه زد و ملیپوشان نتوانستند به اوج آمادگی برسند. معتقدم برای بازگشت به روزهای اوج باید دو سال قید مدال و قهرمانی را بزنیم. در عین حال باید بحث پشتوانهسازی و استعدادیابی را با فراخوان دادن به همه استانها مدنظر قرار دهیم. از این طریق میتوانیم وزنهبردارانی را که مستعد رشد، مدالآوری و قهرمانی هستند، کشف کنیم. کسی که سرمربی تیمملی میشود باید بتواند از یک ورزشکار مبتدی قهرمان بسازد. اگر قادر به این کار نباشد، برود بهتر است، درست مثل زمانی که ایوانف به ایران آمد و وزنهبرداری کشورمان را تحویل گرفت. این مربی ستارههایی، چون حسین توکلی، حسین رضازاده و شاهین نصیرینیا را از ردههای پایین کشف کرد و به قهرمانی رساند. توکلی در شرایطی قهرمان المپیک شد که مدال کشوری نداشت. اگر قرار باشد همچنان به کیانوش رستمی و سهراب مرادی دلخوش کنیم، مطمئن باشید در بازیهای آسیایی و المپیک به مشکل خواهیم خورد. این مسئله را برای مسئولان ارشد ورزش روشن کنیم و شرایط فعلی وزنهبرداری را به آنها بگوییم. در صورتی که عزم جدی برای بازگشت این رشته به روزهای اوج و جمع بهترینهای جهان را داریم، مجبوریم برنامههای استعدادیابی را سرلوحه قرار دهیم و قید مدال را بزنیم. یک فرد غیرورزشی هم این را میداند که اگر فقط دنبال امتیاز، مدال و بردن تیم روی سکو باشیم، اما مدالی نداشته باشیم، به جایی نخواهیم رسید. تیم ملی وزنهبرداری در این دوره قهرمانی آسیا بیشتر دنبال جمع کردن امتیاز و رفتن روی سکو آن هم برای شاد کردن دل وزیر ورزش و سایر مسئولان بود! به عنوان مثال جایگاه کیانوش رستمی در آسیا جلوه خوبی نداشت. وضعیت سایر اوزان نیز بهتر از این نبود. تمرکز فدراسیون و برنامهریزیها باید روی تیمهای پایه باشد. ابتدا باید چهرهها را شناسایی و روی پرورش آنها برنامهریزی کنیم. در شرایط فعلی هم نفراتی، چون رضا دهدار، علی هاشمی، سهراب مرادی و رسول معتمدی را داریم تا در المپیک پاریس برای وزنهبرداری ایران کاری انجام دهند. در مجموع باید نگاهمان به آینده باشد و همزمان به هر دو جبهه توجه کنیم. نمیشود به تیمهای نوجوانان، جوانان و هیئتها بیتوجه باشیم و به استعدادهای سایر شهرها اهمیت ندهیم، قطعاً نفرات زیادی فرصت رسیدن به تیمملی را از دست خواهند داد. نواب نصیرشلال و کادرش و هادی پانزوان و کادرش، باید برنامه ویژهای برای استانها و شهرهای مختلف در نظر بگیرند تا افرادی را که استعداد وزنهبرداری دارند، کشف و گلچین کنند. لزوماً هر کسی که وزنه میزند، نمیتواند وزنهبردار خوبی باشد، وگرنه اینکه تیمملی جوانان تشکیل شود، نفرات آنها در مسابقات کشوری وزنه بزنند و بهترینهایشان به اردو دعوت شوند و مدال بگیرند، کار اصولی نیست و در آینده به وزنهبرداری کشور لطمه جبرانناپذیری خواهد زد. شهر ساری را مثال میزنم، حتی یک سالن وزنهبرداری ندارد و این یک درد است! به عنوان مربی سالنی در اختیارم نیست، شاگردم را تعلیم دهم. شرایط استانها خوب نیست. مدیریت فدراسیون مدت کمی است که روی کار آمده و در واقع این مدیران قبلی هستند که کاری برای رفع کمبودهای استانها انجام ندادهاند. به عنوان کسی که ۲۰ سال در این رشته فعالیت کرده و بالاترین سطح وزنهبرداری را دیدم، پیشنهاد من به انوشیروانی، رئیس جدید فدراسیون این است راه قبلیها را نرود و با استفاده از متد روز دنیا کار را پیش ببرد. اگر این کار صورت بگیرد، وزنهبرداری نجات پیدا خواهد کرد. تا المپیک زمان زیادی داریم و رکوردها میتواند تا کسب سهمیه تغییر کند. میتوانیم به مصطفی جوادی، کیانوش رستمی، سهراب مرادی و سایر نفرات امیدوار باشیم. درست است که قهرمانی آسیا بود و سطح بالایی داشت، ولی سطح آمادگی بچههای ایران پایین بود. مطمئن باشید با همین کادرفنی، همین نفرات در آینده نتایج بسیار خوبی کسب خواهند کرد. انصافاً عملکرد فدراسیون نیز در این مدت خوب بوده و تلاش زیادی کرده و شرایط رو به بهبود است. باز هم روی تغییر رویه تأکید دارم. نباید تمام تمرکز و توجهات تنها محدود به یک تیم شود و همه منتظر نتیجه گرفتن یک تیم باشند. مربیان تیمهای ملی نباید منتظر معرفی شدن یک وزنهبردار خوب از سوی هیئتها باشند بلکه باید خودشان در استانها و شهرها استعدادیابی کنند و از آنها قهرمان بسازند.