کد خبر: 1156817
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۰۳:۰۰
حمیدرضا شاه‌نظری

آموزش و پروش همان‌طور که از عنوان آن مشخص است دارای دو بعد آموزش و پرورش است. بحث آموزش که فارغ از ضعف‌هایش به صورت یک رویه تثبیت‌شده و با تخصیص توان کامل کادر مدارس در حال انجام است، ولی آنچه همواره به خصوص در دو دهه اخیر مغفول مانده و به عنوان یک وظیفه حاشیه‌ای و فرعی مزاحم به آن نگاه شده است، بحث پرورش است. بحث تربیت و پرورش در کنار موضوع آموزش، بحثی پرفراز و فرود بوده و بعد از سال‌هایی درخشان، با نفوذ جریانات مسئله‌دار به وضعیتی پرغصه و دردناک کنونی دچار شده و نتوانسته به روز‌های اوج و دوران اثرگذاری خود برسد.
به لحاظ تاریخی در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، شهیدان رجایی و باهنر زمانی که در رأس وزارت آموزش و پرورش قرار گرفتند، ستاد امورتربیتی در مدارس را راه انداختند تا به تربیت دانش‌آموزان در کنار آموزش آنان بها داده شده و انسان‌هایی معتقد به اسلام و دلباخته وطن تربیت نماید. انتقال ارزش‌های دینی و انقلابی، مقابله با تهاجم فرهنگی و هجوم ارزش‌های اباحه‌گرایانه مهاجم غربی از مهم‌ترین اهداف این اقدام بود. این ستاد به‌رغم برخی ناملایمات و کم‌توجهی‌ها طی سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۶ و در دوران وزارت محمدعلی نجفی -وزیر آموزش و پرورشی که بعد‌ها در زمره اصلاح‌طلب‌ها شمرده شد- تحت عنوان «امور پرورشی و تربیتی» به صورت قابل قبولی عمل کرد و در دهه ۶۰ و ۷۰ توانست اثرات عمیقی در تربیت دانش‌آموزان آن دوره برجای گذارد. این روند ادامه داشت تا در اواخر دهه ۷۰ و پس از پیروزی مدعیان اصلاح‌طلبی در انتخابات ۱۳۷۶ و در زمان وزارت مرتضی حاجی بر آموزش و پرورش، ناگهان نتایج پژوهش‌های علمی متعدد، آقای حاجی را به این نتیجه رساند که نیازی به معاونت پرورشی در وزارتخانه و در مدارس نیست و به همین خاطر وی طی یک اقدام اصلاح‌طلبانه و علمی با ادعای طرح ادغام امور تربیتی با آموزشی، عملاً این معاونت را حذف کرد؛ اقدامی که با اعتراضات و انتقادات زیادی مواجه شد. انتقاداتی که وی در پاسخ به آن، مدعی شد تصمیم‌گیری برای حذف معاونت پرورشی در آموزش و پرورش مبتنی بر پژوهش‌های علمی بوده و احیای دوباره آن نیز باید به‌اتکای پژوهش‌های علمی انجام شود! پژوهش‌های موهومی که با ارجاع به آن، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به مهم‌ترین نهاد تربیتی کشور زده شد و در نهایت نیز هیچ‌گاه کم‌ترین مستنداتی راجع به آن ادعا، به مردم و رسانه‌ها ارائه نگردید و البته واضح است که این تصمیم، یک تصمیم سیاسی با اهداف خاص بود و حواله نمودن منتقدان به پژوهش‌های علمی، صرفاً با هدف شانه‌خالی کردن از پاسخگویی، پنهان کردن اهداف خاص از این اقدام و راضی نمودن و قانع کردن افراد ساده‌دل انجام می‌شد. این جراحی و قطع کردن بی‌جهت عضو پویا و حیاتی کالبد آموزشی و تربیتی کشور به‌رغم مخالفت رهبرمعظم انقلاب اسلامی صورت گرفت و ضربات جبران ناپذیری به وجه تربیتی آموزش و پرورش و به فرهنگ ایران وارد کرد. در اردیبهشت سال ۱۳۸۵ رهبر معظم انقلاب در جمع فرهنگیان همزمان با روز معلم اعلام کردند: «آن روزى که معاونت‌هاى پرورشى را از سطوح مختلف حذف کردند بنده صریحاً با این کار مخالفت کردم. به من هم نگفتند که بنا ندارند این حرف را گوش نکنند، اما گوش نکردند.»
هرچند بعد‌ها و با پایان وزارت حاجی در سال ۱۳۸۵ مجلس طرح ایجاد معاونت پرورشی را تصویب کرد و البته تا به امروز با فراز و فرود‌هایی به فعالیت خود ادامه داده است، ولی به علل مختلف، چون نفوذ برخی جریانات و دست‌هایی که مجری حذف این معاونت در سابق بودند و نیز عدم توجه لازم به این معاونت و در حاشیه قرار گرفتن آن به خصوص بعد از ضربه کاری‌ای که خورده بود، تاکنون آن‌طور که باید و شاید نتوانسته به رسالت خود عمل نماید. در این بین بهانه هایی، چون کمبود نیرو و بودجه از سوی مسئولان امر برای توجیه این وضعیت ارائه شده است که در جای خود می‌تواند بخشی از این ناکارآمدی را توضیح دهد، ولی روشن است که همه حقیقت را بیان نمی‌کند.
امروز مشاهده وضعیت تربیت و فرهنگ به خصوص در میان قشر نوجوان و دانش‌آموز و نیز دانشجویانی که سابقاً دانش‌آموز بودند نشان می‌دهد که در کنار عوامل فرهنگی مؤثر دیگر، چقدر حذف معاونت پرورشی و عدم کارآمدی لازم این معاونت پس از احیای مجدد توانسته به تکمیل جنگ فرهنگی و شناختی دشمن کمک کند و نسلی بسازد که بخش قابل توجهی از آنان دچار بحران هویت است، نسبت به فرهنگ و تاریخ ایران ناآگاه است و تعلق خاطری به وطن ندارد و نسبت به بزرگ‌ترین کنش جمعی ایرانیان در کمتر از پنج دهه قبل جهل دارد و نسبت به آن دچار عدم شناخت یا سوءتفاهم بوده و فضای وسیعی که پیروزی رساندن انقلاب اسلامی در برابر ملت ایران گشود و جایگاهی را که به این ملت در سطح جهان داد، درک نمی‌کند و مستعد بازیگری در میدان تدارک دیده شده به دست دشمنان ملت ایران است.
مقوله پرورش شاید حیاتی‌ترین وجه نظام آموزش و پرورش کشور است و رهبر معظم انقلاب مجدداً در دیدار اخیر معلمان با ایشان بر اهمیت آن تأکید کرده و نسبت به آن تذکر دادند. به نظر می‌رسد آموزش و پرورش در این موضوع دچار فقر راهبرد‌های عملیاتی مدون و نیز اراده و تمرکز لازم برای تحول است. تکیه بر روش‌ها و رویکرد‌های سنتی قبلی و توجه به اقدامات قدیمی در روزگار غلبه شبکه‌های اجتماعی و زیست سایبری و در برابر تهاجم سازماندهی شده دشمن در حوزه شناختی و معرفتی، دیگر جوابگو نیست و لازم است که مسئولان فعلی که به نظر دغدغه بیشتری نسبت به گذشته دارند، این بحث را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهند و تلاش کنند تا با قرار گرفتن بحث پرورش در جایگاه شایسته خود، روند نادرست کنونی را اصلاح نمایند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار