کد خبر: 1156751
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۰۴:۰۰
«پایان قرن امریکایی» در خاورمیانه شروع شده است مقام‌های چینی در گفتگو‌ها و تماس‌های خود، اغلب عبارتی را از شی جین پینگ، رهبر این کشور نقل می‌کنند که به «دگرگونی‌های بی‌سابقه در یک قرن گذشته» اشاره دارد. به نظر نمی‌رسد این یک عبارت تبلیغاتی باشد، بلکه بیشتر به یک بیان ساده از دگرش‌های گسترده در نظم جهانی شباهت دارد.
تام اوکانر - TOM OCONNOR 
مقام‌های چینی در گفتگو‌ها و تماس‌های خود، اغلب عبارتی را از شی جین پینگ، رهبر این کشور نقل می‌کنند که به «دگرگونی‌های بی‌سابقه در یک قرن گذشته» اشاره دارد. به نظر نمی‌رسد این یک عبارت تبلیغاتی باشد، بلکه بیشتر به یک بیان ساده از دگرش‌های گسترده در نظم جهانی شباهت دارد. این چرخش که چندین سال است به جریان افتاده، در حال حاضر در خاورمیانه، شکل آشکارتری دارد؛ منطقه‌ای که ایالات‌متحده در قرن۲۱ منابع زیادی را به آن اختصاص داد. در ماه مارس، چین میانجی آشتی ایران و عربستان‌سعودی شد؛ نقشی که دیرزمانی بود ایالات‌متحده ایفا می‌کرد. واشنگتن در حال حاضر روابط دیپلماتیک با تهران ندارد و روابطش با ریاض نیز با دشواری همراه است. 
چارلز فریمن (Charles Freeman) دیپلمات کهنه‌کار امریکایی می‌گوید: «ما تهدید می‌کنیم، مزاحمت ایجاد می‌کنیم، تحریم می‌کنیم، نیرو‌های دریایی‌مان را اعزام می‌کنیم، بمباران می‌کنیم، اما هرگز از هنر ترغیب و تفاهم استفاده نمی‌کنیم.» 
فریمن، مترجم اصلی ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت امریکا در سفر سال ۱۹۷۲ به پکن بود. آن سفر به شناسایی حاکمیت چین بر تایوان و گشایش سفارت امریکا در پکن انجامید؛ جایی که فریمن به عنوان معاون رئیس نمایندگی امریکا خدمت می‌کرد. 
او اکنون به نیوزویک می‌گوید: «دوران درخشش دیپلماتیک واشنگتن به پایان رسیده است.» فریمن می‌افزاید: «آنچه رخ داده، کاهش قابل توجه توانایی امریکا در تحمیل بر دیگران است. به نظر می‌رسد ما هنوز هم خود را همان نیروی مسلط بدون چالشی می‌بینیم که در پایان جنگ سرد تصورش را داشتیم.» 
کشور‌های زیادی به راه خودشان می‌روند؛ مسیری که گاه به نام «خودمختاری یا استقلال راهبردی» از آن یاد می‌شود. این مفهوم، شاخص سیاست خارجی غیرمتعهد هندوستان است که در عین بهبود بخشیدن روابطش با ایالات‌متحده، در حال توجه دوباره به کشور‌هایی همچون عربستان‌سعودی است که زمانی دوست نزدیک ایالات‌متحده بودند و نیز با دیدگاه‌های رئیس‌جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، پس از دیدار اخیرش از پکن هم‌آوایی می‌کند. 
فریمن که زمانی هم به عنوان سفیر ایالات‌متحده در عربستان‌سعودی خدمت کرده، می‌گوید: «دنیا در حال دگرگونی است، چشم‌انداز‌ها در حال جابه‌جایی هستند. ما تلاش می‌کنیم تمام تکه‌های پازل را در جای خودش قرار دهیم، هدف پایه سیاست خارجی ما حفظ سلطه و برتری ماست که ناممکن است. هیچ چیز همیشه پایدار و ابدی نیست. هیچ قدرت بزرگی همیشه برتری ندارد. این موضوع نه تنها به این معنی است که قرن امریکایی که حدود ۵۰سال طول کشید، تمام شده، بلکه ۵۰۰سال برتری جهانی یورو- آتلانتیک هم به پایان رسیده است.» 
 اهمیت حضور تهران و ریاض در بریکس
در سال ۲۰۱۸، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان‌سعودی، در یک نشست سران G۲۰ با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین دیدار کرد. 
روابط بین بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان و بزرگ‌ترین واردکننده آن یعنی چین، در سال‌های اخیر رشد پایداری داشته است، حال آنکه پیوند‌های دیرپای واشنگتن با عربستان‌سعودی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، دچار آشفتگی است. 
چین دیرزمانی است که تلاش دارد از دگرش‌ها و چرخش‌ها بهره بگیرد. هُنگدا فان (Hongda Fan) کارشناس ارشد چینی و استاد مطالعات بین‌المللی در مؤسسه خاورمیانه دانشگاه شانگ‌های می‌گوید: «چین از زمان گشودن در‌های خود به روی جهان در دهه ۱۹۷۰، در حال توسعه و تعمیق روابط خود با کشور‌های دیگر، بر اساس منافع دوجانبه و احترام متقابل بوده است. چین دهه‌هاست درگیری فعالی با دیگر کشور‌ها نداشته است. این رویکرد موجب می‌شود چین دشمنان کمتری در جهان داشته باشد و همچنین بتواند محیط بیرونی مناسبی را برای توسعه کشور خود فراهم کند.»
هر چند چین با چندین همسایه کلیدی خود اختلافات سرزمینی دارد، اما به عنوان بالاترین شریک تجاری حداقل ۱۳۰کشور جهان شناخته می‌شود. این کشور از گذر طرح‌هایی مانند «کمربند و جاده» شبکه‌ای از پروژه‌های زیرساختی را با حدود ۱۵۰کشور جهان راه‌اندازی کرده و نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک خود را در جهان جنوبی، از جمله آفریقا و امریکای‌لاتین ارتقا داده است. 
برای چین، جذب خاورمیانه به ویژه از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان است. ایران و عربستان‌سعودی هر دو در تلاش برای ورود به بلوک‌های تجاری و امنیتی موسوم به بریکس پلاس BRICS Plus و سازمان همکاری شانگ‌های هستند. عضویت آن‌ها به چین این قابلیت را می‌دهد که در برابر یک کمپین تحریمی احتمالی ایالات‌متحده مقاومت کنند، مانند کمپینی که علیه روسیه به خاطر جنگش در اوکراین شکل گرفت. 
نفت در قلب شراکت راهبردی دوران پساجنگ جهانی دوم قرار داشت که امریکا با عربستان‌سعودی بنا نهاد. این شراکت به رغم جنگ‌های عربی- اسرائیلی، تحریم نفتی اوپک (OPEC) در دهه ۱۹۷۰ و حمله ۱۱ تروریست عربستانی به نیویورک در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دوام آورد. امریکا همچنین چشم خود را به روی گزارش‌های نقض حقوق بشر در عربستان‌سعودی بست، اما زمانی که جو بایدن ولیعهد سعودی را یک «مطرود» نامید، کمک‌های امریکا به جنگ سعودی در یمن را کاهش داد و در پی احیای توافق هسته‌ای با ایران برآمد، شکاف بزرگی در روابط امریکا و عربستان پدیدار شد. 
 واشنگتن جذابیتش را از دست داده
در همین حال، چند کشور مسلمان خاورمیانه در محکوم کردن رفتار چین نسبت به اقلیت مسلمان اویغور، با ایالات‌متحده همراهی کردند. از طرف دیگر در شرایطی که امریکا برای تقویت دست خود در هماوردی با چین، تصمیم به پایان جنگ بی‌پایان خود می‌گیرد، طبعاً خاورمیانه‌ای که در اختلاف و آشفتگی به سر می‌برد، در پی دریافت کمک برمی‌آید. فان می‌گوید: «واقعیت این است که ایالات‌متحده به نیاز‌های فوری کشور‌های خاورمیانه برای توسعه، توجهی نکرد یا به این نیاز، توجه کافی نداشت. واشنگتن باید درک کند که اینگونه چالش‌ها نه تنها از ناحیه چین، بلکه از بسیاری از دیگر کشور‌ها هم نشئت می‌گیرد. کشور‌های بیشتر و بیشتری از جمله چین، خواهان حاکمیت بر سرنوشت خود و شکل‌گیری یک جهان چندقطبی هستند.» در مورد عربستان‌سعودی، این رویکرد به معنای تبدیل اهرم انرژی به سرمایه ژئوپلتیکی است. واکنش واشنگتن در برابر این رویکرد، با تحفظ همراه بوده است. 
محمد الصبان، مشاور سابق وزیر انرژی عربستان‌سعودی به نیوزویک می‌گوید: «ایالات‌متحده همچنان فکر می‌کند تنها قطب موجود در جهان است و این واقعیت ندارد، جهان چندقطبی شده است. چین، روسیه، ایالات‌متحده، اتحادیه اروپا و همچنین پادشاهی عربستان، همه هستند. تنها نفت نیست که به عربستان‌سعودی نقش مهمی می‌دهد، بلکه همچنین جایگاه منحصربه‌فردش در جهان اسلام به عنوان میزبان مقدس‌ترین اماکن اسلامی و نیز نقش این کشور به عنوان عضو برجسته اتحادیه عرب و نیز سازمان همکاری اسلامی هم مطرح است.»
عربستان‌سعودی همچنین شاهد تحول در داخل است. ریاض در گذشته با پایبندی به سنت‌ها و اسلام بنیادگرا شناخته می‌شد، اما محمدبن سلمان به عنوان پادشاه آینده، میراث خود را با مدرن‌سازی و جست‌وجوی یک هویت ملی فرامذهبی رقم می‌زند. ایالات‌متحده ابتدا از این دست تحولات داخلی در عربستان حمایت می‌کرد، اما به طور روزافزونی به این روند بدبین شده است. صبان می‌گوید: «سیاست‌های آمرانه و یکجانبه امریکا با هیچ کشوری که برای خود و حاکمیتش احترام قائل است، پیش نخواهد رفت. کشوری که به منافع خود پایبند است، به هیچ روی به نظرات دیگران یا نظراتی که بر آن تحمیل شود، اهمیتی نمی‌دهد.» صبان با اشاره به راهبرد «چشم‌انداز۲۰۳۰» می‌گوید که این راهبرد مستقیماً با تنوع بخشی به اقتصاد و ژئوپلتیک عربستان پیوند دارد. 
وی تأکید می‌کند که همه باید به منافع عربستان‌سعودی احترام بگذارند و هشدار می‌دهد «هیچ کشوری نباید در تصمیمات عربستان‌سعودی در سطح بین‌المللی دخالت کند.» برخی دیپلمات‌ها نیز می‌گویند رویداد‌های اخیر در خاورمیانه و دیگر مناطق، نشان می‌دهد ۳۰ سال پس از فروپاشی شوروی، امریکا با همه توانایی‌های نظامی، مالی و داشته‌های فرهنگی‌اش، جذابیت خود را برای بیشتر جهان از دست داده است. جک متلاک (Jack Matlock) آخرین سفیر امریکا در اتحاد شوروی می‌گوید: «الگو و نمونه‌ای که امروز به دنیا ارائه می‌دهیم، دیگر آن جذابیت سال۱۹۹۱ را ندارد.» متلاک که خدمت در وزارت خارجه امریکا را از سال ۱۹۵۶ آغاز کرد، به نیوزویک می‌گوید که موفقیت‌های چین در جاسازی خود در چارگوشه جهان «باید الهام‌بخش یک بازسنجی عمیق برای تغییر مسیر کنونی (واشنگتن) باشد.»
 شباهت رویکرد امریکا به شوروی
امروزه ارتباط امریکا با حریفان اصلی‌اش به پایین‌ترین سطح رسیده است. در این میان، چین فهرستی فزاینده از اهداف ژئوپلتیک را دنبال می‌کند، روسیه درگیر جنگی در اوکراین است که چشم‌اندازی برای پایان آن وجود ندارد، ایران روابطش با حریفان را بازسازی می‌کند و کره‌شمالی به توسعه سلاح‌های هسته‌ای‌اش سرعت می‌دهد. تحریم‌ها که مهم‌ترین نقطه اتکای دیپلماتیک امریکاست تا به اینجا تأثیر چندانی برای تغییر رویکرد دشمنان نداشته است. متلاک می‌گوید: «ایدئولوژی و شکل حاکمیت‌ها نباید (در روابط خارجی) اهمیت پیدا کند. برای رسیدن به جهانی صلح‌آمیز و مرفه که قادر به رویارویی با چالش‌های بی‌سابقه‌ای همچون فرسایش محیط زیست، تروریسم و انواع خشونت‌ها، جابه‌جایی انبوه جمعیت، تهدید همه‌گیری و پرهیز از جنگ هسته‌ای یا به‌کارگیری سلاح‌های کشتار و ویرانی انبوه است، نیازمند آن هستیم که با همه کشور‌ها با احترام رفتار کنیم.» 
وی هشدار می‌دهد که رویکرد امریکا، با شباهت بسیارش به اتحاد شوروی، بر این باور کهنه استوار است که «امریکا از دانش و توانایی تغییر جهان برخوردار است و تنها کافی است سلطه نظامی و اقتصادی‌اش را برای تغییر دیگر جوامع به کار گیرد.» متلاک می‌گوید: «این خط فکری، مبلغ نگرشی است که می‌گوید ما جنگ سرد را بردیم و اینکه فروپاشی اتحاد شوروی و سقوط سیستم کمونیستی، مؤید آن بود که سرمایه‌داری و «دموکراسی» سرنوشت محتوم نوع بشر است و اینکه سلاح‌های هسته‌ای، ما را رویین‌تن و شکست‌ناپذیر کرده است، بنابراین رهبری امریکا برای گذار جهانی، ضرورت دارد.» وی بر این باور است که «اینها، تصوراتی است نادرست و اهدافی نشدنی.»
منبع: نیوزویک، پنجم می‌۲۰۲۳
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار