محمد صدیقی در رشته توئیتی از بیماری آلزایمر نوشت. در ادامه بخشهایی از این رشته توئیت را میخوانید: بیماری آلزایمر (آلزهایمر) یکی از انواع مختلف دمانس (زوال عقل یا خِرَدسودگی) است، در واقع شایعترینشان. ۶۰ تا ۷۰درصد کل دمانسها از این نوع است. پس از آن (حدود ۲۰ تا ۳۰درصد) دمانس عروقی است و بعد مدل مخلوط دوتای اول و بعد شکلهای نادرتری از دمانس.
عوامل مستعدکننده دمانس دو دسته کلی کنترلپذیر و غیرقابل کنترل هستند، به عنوان نمونه جنسیت. دمانس در زنان رایجتر از مردان است و این قابل تغییر نیست. سابقه خانوادگی هم ابتلای به بیماری را محتملتر میکند ولی ریسکفاکتورهایی هم وجود دارند که قابل کنترل هستند.
در واقع باید از مغز کار بکشیم تا مانند عضلات کارکرده ورزیده بماند. هر چیزی که مانع این بشود ما را مستعد میکند مثل شنوایی مختل در اثر پیرگوشی که با سمعک قابل حل است یا افسردگی که باعث میشود ما کمتر فعالیت کنیم و از مغز کار نکشیم.
عامل خیلی مهم دیگر استرس است. نگرانی و فشار عصبی دائمی باعث میشود نورونها همیشه تحت فشار باشند و ما در حالت برانگیخته زندگی کنیم. برای مثال کسانی که از بیمار دمانس مراقبت میکنند، تحت استرس همیشگی هستند و این آنها را مستعد میکند که دچار زوال عقل بشوند.
از عوامل مهم دیگر فعالیت است، نه تنها بدنی بلکه روانی. ورزش منظم و ارتباطات مداوم (با دوست، آشنا و فامیل) به اندازه مؤثرترین داروهای آهستهکننده فرایند زوال مفیدند. اهمیت دادن به علاقهمندیها و اشتیاقهای درونی نیز بسیار مهم است: موسیقی، مطالعه و فعالیت هنری.
مصرف کمتر و کنترلشده سیگار هم باعث کاهش احتمال دمانس میشود. رژیم غذایی مناسب یا بهاصطلاح «نوروپروتکتیو» نیز خیلی مهم است: میوه، سبزیجات و ماهی؛ رژیم غذایی مدیترانهای. از مصرف بیرویه نمک و شکر بپرهیزید.
خلاصه اینکه خبر بد این است که همه ما در معرض زوال عقل هستیم، هرچه پیرتر احتمال ابتلا بیشتر، اما خبر خوب این است که میتوان تا میزانی احتمال ابتلا به آلزایمر را کاست و در ضمن اگرچه ابتلای به آلزایمر برای دیگر افراد به عنوان ناظر بیرونی بسیار تلخ و ناگوار است، اما خود فرد از ابتلای خود آگاهی ندارد، فراموشیاش را انکار میکند و برایش با خیال راحت داستان میسازد.