کانال تلگرامی «از بهشتی برای امروز» بخشی از گفتههای آیتالله بهشتی (ره) را به استناد کتاب «جاودانه تاریخ، گفتارها (۱)، (۱۳۹۰) ج ۳: صص ۴۳- ۴۶» به اشتراک گذاشت. شهید بهشتی (ره) فرمودهاند: مسئولیت شناسایی قانون اسلام با کیست؟ ما ملت برای اینکه خاطرمان جمع باشد که قانونهایی که اجرا میشود، قانون اسلام است، از کجا خاطر جمع بشویم؟ ما از کجا مطمئن بشویم که نظاممان در اقتصاد، در اداره جامعه، در سیاست دفاعی، در سیاست فرهنگی و آموزشی، در روش قضایی، در حقوق مدنی، در حقوق جزا، در همه این مراحل، نظاممان نظام اسلامی [است]و از اسلام منحرف نیست؟ از کجا بفهمیم؟ چه چیزی میتواند به ما این اطمینان را بدهد؟
خـب جوابش را مسلمانها بلدند. همه شما بلدید جواب این را. برادرم! خواهرم! تو وقتی به نماز میایستی و دلت میخواهد قرص باشد که این نمازی که میخوانی مطابق اسلام باشد و نماز درستی باشد، چه کار میکنی؟ به فقیه، به رساله فقیه [مراجعه میکنی]، میگویی فقها هستند که از دیـد مـن صاحبنظران و کارشناسان قابل اعتماد در شناخت قوانین و احکام اسلامند. غیر از این است؟ این حرف هم که تازگی ندارد. بعضیها خیال میکنند، این حرف از توی دل انقلاب درآمده، نه بابا!... مردم ما برای شناخت احکام اسلام در زمینه نماز و روزه و عبادات و کارهایشان چه کسی را میشناختند؟ فقیه را. خیلی روشن است، این خیلی سابقه دارد. خب فقط فرقش این است که آن روزها فقط در زمینه مسائل نماز و روزه و زیارت و پاکی و نجسی سراغ فقیه میرفتند. انقلاب، آن چیزی که اضافه کرده این است: میگوید آقا در قوانین مالیاتی، در قوانین کشاورزی، در قوانین تجارت، در قوانین مربوط به صنعت، در قوانین کار، در قوانین بیمه، در قوانین مدنی، در قوانین جزایی و در همه اینها باید سراغ فقیه بروید. به نظر شما ایـن جاییاش مبهم است؟ جای شک و تردید دارد؟... بچههای مـن! فرزندان عزیز نورسته این انقلاب! شما باید با همین منطق همهکس فهم آسان، تـوی مدرسهها این مطلب را با بچههای دیگر بگویید. رویش بحث کنید. به آنها بگویید. آقا مسئله روشن است. ما از قدیم وقتی میخواستیم مسائل دینمان را بفهمیم سراغ فقیه میرفتیم. آن روزها مسائل دین ما این بود که ما از دین، نمازی و روزهای و حجی و زیارتی و عاشورایی و تاسوعایی و خمسی و زکاتی و اینها را میفهمیدیم. حالا فهمیدیم این یک بخش از دین ماست. دین ما خیلی از این وسیعتر است. ما باید همه نظامهای اجتماعی، همه قوانینمان را، همه آییننامههایمان را از اسلام بفهمیم، پس برای همه اینها میرویم سراغ فقیه.
خب مطلبی که تا اینجا گفتم ولایتفقیه بود؟... نخیر، اینها که من تا اینجا گفتم فقاهت بود. این یک تکهاش بود. این تکه اولش بود. تا اینجا آنچه برای شما گفتم ولایتفقیه نبود. اونی که تا اینجا گفتم فقاهت فقیه بود... خب پس ولایتفقیه کدام است دیگر؟... تجربه تاریخ نشان داده است اگر فقیه فقاهتش را اعمال کند، یعنی همه این مسائل را تحقیق کند، رنج ببرد، زحمت بکشد، صاحبنظرانه، روشنبینانه و متعهدانه و فقیهانه فتوا بدهد روی همه اینها، اما کنار بنشیند و بگوید: آقایان بفرمایید شما بگیرید این رسالهها را اجرا کنید، تجربه نشان داده است که یا اجرا نمیکنند یا در اجرایش موشکشی میکنند و آنها را از مجرای اصیل اسلامی منحرف میکنند. من برای ادای مسئولیتم در برابر تاریخ به عنوان کسی که در طول این دو سال [از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹]تجربه عینی کرده است این جریان را در پیشگاه خدا، در این خانه خدا و در برابر و با حضور شما خلق خدا شهادت میدهم که اگر مراقبت پیگیر فقیه اسلامشناس با تقوای شجاع آگاه به مسائل روز در جریان عمل و اجرا، ولو به حداقل ممکن تأمین نشود، ضمانتی عملی برای اسلامی ماندن نظام حاکم اجتماعی وجود ندارد.