پسر جوانی که یکی از دوستانش را به خاطر یک جفت کفش کتانی به قتل رساندهبود، در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. ساعت ۱۷ روز دوشنبه ۲۵ مرداد سال ۱۴۰۰ به مأموران پلیس تهران خبر رسید پسر زخمی پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت خونریزی فوت کردهاست.
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری ۱۱۶ مولوی راهی بیمارستان مهدیه در جنوب تهران شدند و در آنجا با جسد پسر ۱۷ سالهای به نام شایان روبهرو شدند که با ضربه چاقویی به قلبش به قتل رسیدهبود.
یک جفت کتانی
بررسیهای مأموران پلیس حکایت از آن داشت مقتول ساعتی قبل با یکی از دوستانش به نام احسان قرار ملاقات داشته که با هم درگیر میشوند و احسان هم با چاقو او را زخمی و از محل فرار میکند.
از سوی دیگر، تحقیقات و بررسیهای میدانی نشان داد درگیری مقتول و قاتل به خاطر یک جفت کفش کتانی بودهاست و شاهدان روز حادثه دیدهاند مقتول در حال کشیدن کفشهای کتانی از دست قاتل بودهاست که درگیری خونین آنها رقم میخورد.
بچه طلاق
بدین ترتیب احسان به عنوان قاتل تحت تعقیب قرار گرفت، اما مأموران وقتی به محل زندگی او رفتند متوجه شدند وی پس از حادثه به مکان نامعلومی گریختهاست.
در حالی که تحقیقات برای دستگیری متهم ادامه داشت، به مأموران پلیس خبر رسید قاتل فراری به یکی از کلانتریها رفته و خودش را معرفی و به قتل اعتراف کردهاست.
متهم پس از انتقال به اداره پلیس آگاهی با اظهار پشیمانی به قتل دوستش اعتراف کرد. وی در ادعایی گفت: «من بچه طلاق هستم و علت جدایی پدر و مادرم فقط به خاطر قرعهکشی خانگی بود که مادرم اداره میکرد. مادرم گروهی تشکیل دادهبود و بین دوستانش قرعهکشی خانگی داشت، اما پدرم مخالف بود و همین موضوع باعث جدایی آنها شد و از آن روز به بعد من و خواهر ۹ سالهام سرگردان خانه بستگان شدیم. خواهرم الان پیش عمهام در شمال ایران زندگی میکند، اما من جای مشخصی ندارم و گاهی پیش دوستانم و گاهی هم پیش مادرم زندگی میکنم. مدتی قبل ۳ میلیون تومان به مقتول قرض دادم و قرار بود خیلی زود بدهیاش را به من پس دهد، اما هر وقت او را میدیدم امروز و فردا میکرد. یک روز قبل از حادثه، او کفشهای کتانی گرانقیمتی از بازار خریدهبود و من او را در راه خانه دیدم. از او خواستم بدهیاش را بدهد، اما گفت پولی ندارد و به همین خاطر کفشهای کتانیاش را به صورت امانت گرفتم تا وقتی پولم را به من برگرداند، کفشهایش را پس دهم. روز حادثه با من تماس گرفت و گفت میخواهد کتانیهایش را از من بگیرد و وقتی پیش من آمد، فکر کردم بدهیاش را آوردهاست، اما او پول مرا را پس نداد. با هم درگیر شدیم و او با چاقو به من حمله کرد و من هم چاقو را از او گرفتم و ضربهای به او زدم.»
یک قدم مانده به طناب دار
متهم پس از تکمیل پروندهاش در دادگاه کیفری یک استان تهران به جرم قتل عمد محاکمه شد. اولیایدم درخواست قصاص کردند و هیئت قضایی هم وی را به قصاص محکوم کرد. رأی دادگاه در یکی از شعبههای دیوان عالی کشور نقض شد و پرونده دوباره در دادگاه بررسی شد و این بار هم دادگاه حکم قصاص برای متهم صادر شد و دیوان عالی کشور هم حکم قصاص را تأیید کرد. چند روز قبل، پرونده متهم برای سیر مراحل اجرای حکم روی میز قاضی موسی رضازاده، بازپرس شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران قرار گرفت. بدین ترتیب متهم در یک قدمی چوبه دار قرار دارد.