سفر آموزههای بسیار دارد، از آموختن جنبههای تاریخی یک محل تا آشنایی با آداب و سنن آنجا. ایران با این گونه گونی فرهنگی و قومی بسیار نکات آموزندهای دارد که در سفر رخ مینماید. یکی از این جنبهها، فرهنگ خوراک ایران است. با توجه به اینکه ایران یکی از سه فرهنگ آشپزی دنیای باستان را در کنار آشپزی چینی و رومی داشته است، جای آن را دارد که در بستر گردشگری نیز جایگاه ویژهای برای آن در نظر گرفته شود، ولی عملاً میبینیم گردشگری خوراک در ایران مغفول مانده است و هیچ ردی از خوراک در گردشگری دیده نمیشود. اگر از گیلان صرفنظر کنیم که یک استثنا به شمار میرود، هیچ یک از استانهای ایران جایگاه خاصی در گردشگری خوراک ندارند.
بسیاری سؤال میکنند که برای توسعه گردشگری خوراک چه باید کرد. همه هم فکر میکنند مشکل از برنامهریزی دولتی است که زیرساختهای لازم را فراهم نکرده است. شاید بخش کوچکی از این موضوع سهم دولت باشد، ولی اگر دولت تمام سعی خود را هم بکند باز هم کفایت نمیکند. به عنوان کسی که سفرهای بسیار زیادی در ایران داشتهام به این نتیجه رسیدم که علت عدم توسعه گردشگری خوراک در ایران عدم آگاهی مردم از موضوع فرهنگ خوراک است.
اگر مردم آگاه باشند و مطالبه داشته باشند، قطعاً ماندگاری فرهنگ خوراک که اتفاقاً در خطر نیز هست، رقم خواهد خورد. در نظر بگیرید سفری به استان یزد دارید، اگر در رستورانی که منوی آن تماماً کباب و غذاهایی است که در تمام ایران به صورت یکسان دیده میشود، شما به عنوان مشتری تقاضای قیمه یزدی کنید، صاحب رستوران در صورت تکرار این تقاضا، قطعاً قیمه یزدی را در منوی رستورانش قرار خواهد داد تا رضایت مشتریانش را جلب کند. این اتفاقی بود که در گیلان افتاد و به دلیل آشنایی عموم مردم با خوراکهای گیلانی و تقاضای مشتریان، عرضه خوراک نیز تداوم پیدا کرد؛ بنابراین میبینیم که نقش آگاهی مردم تأثیر فوقالعاده زیادی در گردشگری خوراک دارد. یکی از مهمترین اقداماتی که برای آگاهسازی مردم صورت میگیرد، تولید محتوای بصری است تا با جذابیت خود شوق مردم را به سفر و تجربیات جدید بیشتر کند. این تولید محتوا میتواند در بستر تلویزیون یا فضای مجازی باشد.
افراد بسیاری در این فرآیند تولید محتوا برای آگاهسازی عمومی فعالیت کردند از جمله یکی از فیلمسازان و مستندسازان خوشذوق که حدود هفت سالی میشود که به این مقوله علاقهمند شده و به اقصی نقاط ایران برای به تصویر کشیدن کیمیاگران سفر کرده است. آشپزی هم نوعی کیمیاگری است که از گندم سفت و بیمزه، نان خوشعطر یا سمنوی شیرین تهیه میشود که عطر و طعم آنها هر سری را مدهوش میکند. این فیلمساز با مستندهای کوتاه قصد دارد تا همراه مادران خوشذوق این سرزمین، خوراک بعضاً فراموش شده را به تصویر و به رخ جهانیان بکشد. مستندهای «بسیار سفر باید» و «طعم سفر» از نمونه کارهای اوست که بالغ بر ۲۰۰ قسمت میشوند از گوشهگوشه این سرزمین که رهاوردی برای آگاهسازی این مردمان نیکوسرشت دارد. هم فال است و هم تماشا، هم میشود آموزش دید و آنها را در خانه پخت و هم میتوان در سفری به آن دیار طعم واقعی آن را چشید. دستمریزادی باید گفت به تمام کسانی که در راه پاسداشت فرهنگ ایران زمین کوشیده و سختیهای آن را به جان خریدهاند.
جانتان بیبلا و چراغ راهتان فروزان.
*پژوهشگر گردشگری خوراک