میان ما و ملتهای اسپانیاییزبان، بهویژه در حوزه امریکای لاتین موضوع عدالتخواهی و استکبارستیزی مهمترین فصل مشترک است و تقویت فعالیتهای فرهنگی قطعاً پیشران پیشرفت در بخشهای دیگر خواهد بود.
عدالتخواهی کلیدواژهای است که در پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به ملتهای اسپانیاییزبان ذکر آن رفته است و این عبارت در کانون پیام چند سطری معظمله خود را نشان میدهد. در زمینه ادبیات پایداری ما ایرانیان دست پری برای مبادله فرهنگی از طریق ترجمه آثار مختلف داریم. بخشی از سینمای دفاع مقدس ایران هم که جذاب و تماشاگرپسند ساخته شده، میتواند در این زمینه سودمند باشد.
در رشته تجسمی بهویژه در بخش کاریکاتور، هنرمند متعهد کشورمان سیدمسعود شجاعیطباطبایی در دو دهه اخیر ارتباطات وسیع و وثیقی با هنرمندان تجسمی امریکای لاتین برقرار کرده است. با این حال هنوز ظرفیتهای گستردهای برای همکاری وجود دارد که در آن مسیر، حتی یک گام هم برنداشتهایم.
سینمای ایران که همواره برخی فعالانش از آن به عنوان سینمایی مطرح در جهان یاد میکنند، متأسفانه دچار آفت غربزدگی است، هرچند فیلمسازان متعهدی، چون مجید مجیدی توانستهاند با آثار خود قدم در وادی بگذارند که میتوان از آن به عنوان سینمایی که عدالتمحوری را بدون شعار و بدون آفت غربزدگی دنبال کرده است دفاع کرد و به آن بالید. بچههای آسمان در کانون چنین آثاری قرار میگیرد. با این حال سینمای ایران بهرغم تمام ظرفیتهایی که دارد به دلیل همان آفتی که عنوان شد و مسیرش را به سمت جشنوارههای غربی هدایت کرد، نتوانست با ملتهای عدالتخواه سرزمینهای اسپانیولیزبان ارتباط بگیرد و حتی در بسیاری مواقع دست به خودزنی هم زد. البته در میان فیلمسازان صاحبسبک امریکای لاتین نامهای بزرگی به چشم میخورد که موقعیت ملتهای خود را به درستی در منظومه هنر درک کرده و کوشیدهاند حق مطلب را ادا کنند و بیرون از قاعده هالیوودیسم آثاری جهانی را خلق کردهاند.
برای مثال کشور مکزیک که بیشترین جمعیت اسپانیاییزبانهای جهان را در خود جای داده و گرایشهای سیاسی سوسیالیستی در این کشور همواره پررنگ بوده است در دو دهه اخیر تنی چند از نامداران فیلمسازی را به خود اختصاص داده است که مشهورترین آنها الخاندرو گونزالس اینیاریتو است که کاملاً خارج از اسلوب معین هالیوودیسم فیلم میسازد و از او میتوان به عنوان یک فیلمساز مستقل بینالمللی با گرایشات چپ یاد کرد.
باید گفت فیلمسازان مکزیکی برخلاف طیفی از سینماگران ایرانی کمتر خود را در دام تعلقات فرهنگی هالیوود و غربزدگی گرفتار کردهاند و هویت مستقل ملت خود را در مرزبندی با فرهنگ و سیاست امریکایی از یاد نبردهاند و اگر به این فیلمسازان در جشنوارههای غربی توجه شد صرفاً توانمندیهای فنی، تکنیکی و هنری آنها بود که نمیتوانست قابل انکار باشد. در این سوی میدان و در ایران، اما مدیران سینمایی جمهوری اسلامی در برهههای مختلف در دام سینمایی افتادند که غربیها به طیفی از فیلمسازان ما دیکته میکردند و با آن همراه میشدند. همین باعث شد اساساً نه تنها سینمای ایران از ظرفیتهای شرقی و بومی خود غافل بماند، بلکه تن به خواستههای هنری و فرهنگی غرب نیز بدهد.
در این وضعیت همچنان میتوان در صورت درک مدیران جدید از بایدهای سینما و هنر عدالتخواه که زبان بینالمللی را فهم کرده باشد یک چرخش به سمت گفتمان عدالتخواه جهانی داشته باشیم و سینمای ایران را از شرایطی که امروز با آن مواجه شده و برای خود محدودیتهای بیموردی تراشیده نجات دهیم.
امروز پرچم عدالتخواهی در جهان در دست رهبر معظم انقلاب است و هنر مقاومت و سینمای دفاع مقدس فقط میتواند یک بعد از آن را به خود اختصاص بدهد و ابعاد مهمی از آن که قطعاً جنبههای اجتماعیتری دارد همچنان به عنوان حلقههای مفقوده نیازمند آسیبشناسی، فهم مجدد و گفتمانسازی است.
ملتهای اسپانیایی زبان حوزه امریکای لاتین قرنها از سوی دولتهای استکباری غارت شدهاند و همچنان خود را تحت سلطه تمدن غرب میبینند. این هویت استقلالخواهانه در صورتی که در یک چارچوب فرهنگی معین اقدام به مبادله افکار کند، میتواند محوری ضد امریکایی را از شرق تا غرب عالم شکل دهد. بیتردید گرایش به مسیحیت به عنوان یک دین الهی که قرآن از آن به عنوان نزدیکترین آیین به اسلام یاد کرده میتواند در نیل به این نزدیکی فرهنگی اهمیت ویژهای داشتهباشد. مسیحیت و اسلام بیشترین نقاط را برای فهم مشترک دارند. اعتقاد به منجی در کانون این ماجرا قرار میگیرد آن هم در زمانهای که دنیا به سرعت به سمت منجیخواهی در حال حرکت است. هر چند تمدن ضد الهی غرب در کشورهای غربی نیز توفیقی کامل برای محو مسیحیت حاصل نکرده و صرفاً رسانهها هستند که تمامقد همه آثار و نشانههای مسیحیت را به حاشیه بردهاند، اما در کشورهای امریکای لاتین همچنان مسیح محبوبترین فرد است و رسوخ دین در میان مردمان این سرزمین غیرقابل انکار، این ظرفیتهای مشترک اگر به خوبی فهم و مدیریت شوند، نتایج پرباری برای ایران و امریکای لاتین به بار خواهد آمد. تأسیس شبکه جهانی هیسپان تی وی از سوی ایران را باید گامی مؤثر در فهم این ظرفیتها قلمداد کرد.