در عملیات رمضان برای اولین بار تعدادی از نیروهای گردانهای پیاده بعد از شکستن خط و باز شدن راه، توسط نفربرها و تانکهای به غنیمت گرفته شده از دشمن که در اختیار تیپ امام حسین (ع) و تیپ نجف اشرف بود، پیشروی خود را به صورت سوار زرهی تا نهر کتیبان، کانال ماهی و نزدیکی شهر بصره ادامه دادند. به طوری که در مرحله اول عملیات، موفق شدند حدود ۲۵ کیلومتر به پیشروی خودشان ادامه دهند. اما به دلیل عدم پوشش جناحین، مجبور به عقبنشینی شدند.
بعثیها در عملیات رمضان به شکل گسترده از موانع طبیعی و مصنوعی مقابل رزمندههای ایرانی بهره برده بودند. عراق بعد از اشغال خرمشهر به لاک دفاعی فرو رفته بود. اما وقتی ایران خرمشهر را پس گرفت و سپس سعی کرد در عملیات رمضان به خاک عراق ورود کند، بعثیها با کمک مستشاران خارجی، به ایجاد میادین مین وسیع، حفر کانالهای ضدتانک و ضدنفر، پوشاندن داخل کانالها با سیمخاردارهای حلقوی در هم تنیده شده و مینگذاری داخل کانالها، حفر سنگرهای تیربار داخل زمین و شلیک در فاصله نیم متری سطح زمین، احداث مواضع مثلثی شکل که قابل دفاع از خود از هر طرفی بودند، ایجاد خطوط مقدم دوم و سوم، استفاده از آتش توپخانه و ادوات به صورت متمرکز و... پرداختند و موفق شدند مانع پیشروی سریع بچه بسیجیها به عقبه خود شوند.
دشمن تعدادی از کانالها و آرایشهای مثلثی را چندین کیلومتر عقبتر از خطوط مقدم خود قرار داده و احداث کرده بود. به طوری که در اوج خستگی، نیروهای ما تازه باید با نیروهای تازه نفس دشمن درگیر میشدند و در این زمان دیگر دشمن کاملاً از حمله و پیشروی ما آگاه بود
یکی دیگر از شیوههای دشمن این بود که تانکهایشان در تاریکی شب در وسط بیابان خاموش میکردند و دورهم جمع میشدند و با بستن دریچههای تانک، خدمه را داخل تانک مخفی میکردند. بچههای ما در تاریکی شب، قادر به شناسایی محل دقیق توقف تانکها وسط بیابان نبودند. مأموریت تانکهای دشمن بعد از عبورما از آنها، بستن پشت سر ما و جلوگیری از رسیدن ماشینهای تدارکات، پشتیبانی و ادوات مهندسی به ما بود.
اتاق فکر فرماندهان نظامی دنیا همه بعد از فتح خرمشهر، به کمک حزب بعث عراق و صدام حسین شتافته بودند تا ایران پیروز جنگ تحمیلی نباشد! گرمای تیرماه، تمام شدن آب قمقمهها، بیابانی و صاف بودن کل منطقه عملیاتی میدان مناسبی برای زرهی عراق مهیا کرده بود، نبود خاکریز مناسب صبح عملیات برای پدافند نیروها، خستگی بعد از کیلومترها پیشروی و جنگیدن ما با نیروهای تازه نفس دشمن، قدمهای بزرگ برداشتن در هر مرحله، به جای پیشروی چندین کیلومتری و احداث سریع خاکریز توسط مهندسی سپاه و جهاد پشت سر گردانهای عمل کننده و موارد دیگر، امان همه نیروهای پیاده و بسیجی را در مراحل پنجگانه عملیات رمضان بریده بود.
در گرمای ۵۰ درجه فقط کافی است چند ساعتی آب به نیروها نرسد، نیازی به حمله دشمن و شلیک گلوله به بچهها نیست! تشنگی و عطش در بیابان سوزان، خود به خود نیروها را از پای در خواهد آورد! هرشب گردانها به صف دشمن حمله و کیلومترها پیشروی میکردند، اما با روشن شدن هوا با انبوه تانکهای پیشرفته تی۷۲ روسی که گلولههای آرپیجی به بدنه آنها کارگر نبود روبهرو میشدند.
دشمن بعثی در عملیات رمضان به دستور صدام و فرماندهان ارتش شان، بنای گرفتن اسیر و انتقال زخمیهای ایرانی، در بیابان مانده را به عقب نداشتند! تانکهای حداقل ۴۰ تنی و نفربرهای دشمن، بیمهابا از روی پیکر پاک شهدا که در بیابانهای منطقه عملیاتی رمضان برجای مانده بود، عبور میکردند! طوری که پیکر پاک شهدا و زخمیها به ضخامت کتابی در میآمد! صحنهها بیشتر شبیه روز عاشورا بود، شهیدانی که دهها سال است میهمان بیابانهای دشت رمضان شده و در تفحصها آثاری از آنها هنوز کشف نشده است!
در عملیات رمضان هرچه بود از سر تکلیف بود. هرچه گذشت به واسطه غیرت مردانه جوانانی بود که با حسین زمان امام خمینی بیعت کرده بودند، براستی آنها تا آخرین نفس و قطره خون خود در میدان مبارزه با ظلم و ستم و تجاوز دشمن ایستادگی و مقاومت کردند. به یقین آن جوانان شجاع و فداکار اگر در کربلا هم بودند، در کنار حسینابنعلی (ع) میماندند و حسین زهرا را تنها نمیگذاشتند.