دانشمندان رشتههای مختلف بارها به این نتیجه رسیدهاند که تفاوتهای ظریفی که در نحوه آغاز مکالمه وجود دارد، بیش از آنچه گمان کنیم در سرنوشت گفتگو تأثیر دارد. پژوهشگران آزمایشگاه تعارضات لاینحل در دانشگاه کلمبیا دریافتند که احساسی که طرفین مکالمه در سه دقیقه آغازین بحث بر سر تعارضات رفتاری دارند، حالوهوای ادامه بحث را معین میکند. تحلیلگران مکالمه که گفتگوهای زندگی روزمره را با جزئیات دقیق مطالعه میکنند، ثابت کردهاند که در مکالمات تلفنی، وقتی فرد پیش از پاسخ دادن به «سلام» اولیه به اندازه ۷/۰ ثانیه مکث میکند، نشانه قابلتوجهی است از اینکه آن مکالمه به خوبی پیش نخواهد رفت. جان گاتمن، رابطهشناس متوجه شد بگومگوهای ابتدایی زوجین در گفتگو مشخص میکند که مواجهه آنها در ادامه چطور پیش خواهد رفت. یک زوج ممکن است امروز درباره یک موضوع گفتوگویی ثمربخش داشته باشند و فردا درباره همان موضوع کارشان به دادوقال بکشد، تنها چیزی که این وسط عوض شده نحوه آغاز گفتوگوست. اما چرا آغاز اینقدر مهم است؟ چون انسانها تمایل دیرینهای دارند به اینکه واکنشهای بجا و درخوری به یکدیگر نشان دهند، حتی بدون اینکه از چنین چیزی آگاه باشیم. وقتی با فرد یا افرادی حرف میزنیم، سرنخ گفتار یا رفتارمان را از خود آنها میگیریم. اگر کسی با رفتارش به ما نشان دهد از ما خوشش میآید، ما هم میخواهیم به او بفهمانیم که از او خوشمان میآید. اگر کسی برایمان از دانستهها یا احساساتش پرده بردارد، ما هم به سرمان میزند که متقابلاً همان کار را انجام دهیم و اگر کسی با ما خصمانه رفتار کند، میل شدیدی به جانمان میافتد که با او خصمانه رفتار کنیم. این حالت بازتابی رفتار و جریان احساسی گریزناپذیر نیست، اما خب غالباً اتفاق میافتد. آلن سیلرس آن را «قانون عمل متقابل» میخواند.
به محض اینکه چرخه بازخورد مثبت یا منفی آغاز شد، فرار از آن کار حضرت فیل است! یک مواجهه متشنج ممکن است به نبردی تمامعیار و کشنده تبدیل شود، حتی اگر هیچ یک از طرفین خواهان چنین چیزی نباشند. در یکی از آزمایشهای آزمایشگاه گاتمن، فقط ۴ درصد از زوجهایی که تعاملشان را به طرز ناخوشایندی شروع کردند، توانستند آن را به مسیر خوشایند بازگردانند. اینکه با نیتی شرافتمندانه پا به گفتگو گذاشته باشید هم دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت. در بیشتر جروبحثهای زنوشوهری هر دو طرف میخواهند منصف به نظر بیایند و به همین دلیل تلاش میکنند بدون اینکه احساسات همدیگر را جریحهدار کنند به اهدافشان دست یابند، اما تنشها قد میکشند؛ «افراد رفتهرفته بیفکرتر و بیملاحظهتر رفتار میکنند.» آنها جانب انصاف را رعایت نمیکنند و حرفهای نیشدار بر زبان میآورند. پای مسائل کاملاً بیربط را به میان میکشند تا طرف مقابل را مغلوب کنند. این طور میشود که تعارض بالا میگیرد.
پیش از اینکه شیرجه بزنید و یکهو بپرید وسط جروبحث، سعی کنید بستر درستی برای گفتگو بسازید. از دغدغهها و نگرانیهای طرف مقابلتان سردرآورید و به هر چیزی که در نحوه گفتوگویتان با او وجود دارد، اعتنا کنید. به همان روشی رفتار کنید که دوست دارید به شما واکنش نشان دهد. تصویری را که از همصحبت ایدهآلتان دارید در ذهن مجسم و سعی کنید خودتان هم همانطور باشید. از آنجا که مخالفتورزی ما را به هم میریزد، غالباً هنگام مخالفتکردن نقابی از آسیبناپذیری به چهرهمان میزنیم و ازقضا همین کار است که نتیجه عکس به بار میآورد. صادقانه حرف بزنید و خواهید دید که طرف مقابل هم به احتمال زیاد با شما روراست خواهد بود. مخالفتورزیهای بهتر از پی روابط بهتر میآیند. این ترتیب و توالی اهمیت زیادی دارد. کسانی که گفتگوهای دشوار را به خوبی اداره میکنند با یک چیز از بقیه ما متمایز میشوند، آن هم اینکه آنان مراقبت و توجهشان را پیش از آنکه پا به عرصه خود مخالفتورزی بگذارند، صرف شکلدهی رابطه میکنند. نقطه عزیمت آنها اینجاست.