آدمهای دقیق نودی میخواهند بروند میهمانی. از دو روز قبل میدانند ولی درست یک ربع پیش از رفتن میخواهند همه کاری بکنند. هم لباس اتو کنند هم دوش بگیرند و هم...
یا دانشآموز هستند و تمام درس خواندن را میگذارند برای شب امتحان، آن وقت دچار استرس و گیجی میشوند و تقصیر را میاندازند گردن سنگینی مطالب درس. قرار است دو جوان به خانه بخت بروند. شش ماه قرار است عقدکرده بمانند تا به کارها و خریدهایشان سروسامان بدهند. به جرئت میتوان گفت اگر این مدت، دو سال هم تعیین شود، باز همه کارها در روزهای پایانی موعد تعیینشده انجام میشود. آنها تمام وقتشان را سر خوشگذرانی و باهم بودن میگذارند و درست نزدیک موعد عروسی به تکاپوی یافتن خانه، خرید جهیزیه و مقدمات جشن میافتند. روزهای پرفشاری را پشت سرمیگذارند و کارها گاهی آنطور که مطابق میلشان است خوب پیش نمیرود یا کارمندی که قرار است پایان فصل گزارش کار ارائه دهد و بررسی همه دادهها را موکول میکند به روزهای آخر.
آدمهای دقیقه نودی اغلب کارشان با خطا روبهرو است چراکه همیشه با عجله و پرشتاب انجام میدهند و از دقت و کیفیت کمتری برخوردار هستند. آدمهای دقیقه نودی اغلب افراد بیمسئولیتی هستند و وظایف محول به خود را درست و در زمان مشخص شده انجام نمیدهند.
این آدمها اغلب برای زندگیشان اولویت و برنامه خاصی ندارند و همین دلیل باعث میشود انجام کارها را به آخرین دقایق ممکن موکول کنند. اگر آنها طبق برنامهریزی هدفمند حرکت کنند، مجبور میشوند تمام برنامهها را سر وقت و منظم انجام دهند. خیلی وقتها اولویت ما اشتباه است و ما به کارهای فرعی و هدفهای کوچک بیش از کارهای بزرگ بها میدهیم. به عنوان مثال مرتب کردن و اصلاح موهای خود را به حضور در یک جلسه مهم ترجیح میدهیم و فرصت ویژهای را از دست میدهیم.
آدمهای مهرطلب هم معمولاً دچار سستی در فعالیتها میشوند. آنها معتقدند باید بر اساس مهرطلبی در اختیار خانواده، دوست و همکار باشند و انجام کارهای آنها در اولویت است، بنابراین از انجام بهموقع کار خود باز میمانند و وظایفشان روی هم تلنبار میشود. بعضیها هم تنبل نیستند و مهرطلبیشان هم متعادل است ولی به دلیل حس کمالگرایی آنقدر انجام کارها را به تعویق میاندازند تا با آمادگی و توان کامل انجام دهند. مثل دانشآموز کمالگرایی که شرکت در کنکور را به تعویق میاندازد تا مطمئن شود برای قبول شدن در رشته دلخواهش آمادگی دارد.
شاید لجبازی یکی از عوامل مؤثر در اهمالکاری و به تعویق انداختن وظایف باشد، یعنی ما برای لجبازی با خودمان یا فردی که از ما کاری خواسته، به عمد مسئولیت را پشت گوش میاندازیم و دقیقه نود مجبور به انجامش میشویم. بعضیها عادت دارند کارهایی که به آنها محول میشود را بزرگ جلوه دهند، بنابراین دچار ترس از مسئولیت میشوند و تا جایی که راه داشته باشد، انجامش را به تعویق میاندازند. شما به کدام دلیل آدم دقیقه نودی هستید؟ وقتش رسیده برای تغییر این شیوه نادرست به دنبال راه چاره و درمان اصولی باشید.