۱- ترسها و نگرانیهای والدین
ذهنیت بسیاری از والدین مبتنی بر شکلگیری جامعهای ناسالم بوده و معتقدند همه چیز متفاوت از قبل است. نگاهی که باعث ترس والدین میشود و در مقابل عاملی برای خلل در تربیت کودکان نیز خواهد شد، اما خلاف تصور رایج، جامعه ما نسبت به سایر جوامع بسیار امنتر است.
به طور مثال، در دهه ۶۰ روزانه به صورت ثابت قبل از برنامه کودک به مدت دو ساعت تصاویر گمشدگان مربوط به یکی دو روز اخیر نشان داده میشد، در حالی که امروزه این حجم از گمشدن را نداریم که اگر این چنین بود، در شبکههای اجتماعی به صورت انفجاری در مورد آن صحبت میشد.
در واقع برخلاف تصور رایج، نه تنها کاهشی در زمینه امنیت نداشتیم، بلکه امنیت بیشتر هم شده است، اما مسئله این است که احساس امنیت کاهش پیدا کرده است. والدین به خاطر اتفاقهای رخ داده در سطح جامعه و پیگیری اخبار در فضای مجازی احساس امنیت کمتری میکنند. با پایین آمدن احساس امنیت، ایجاد خلل در تربیت کودک کلید میخورد و والدین دست به آموزشهای غیرضروری میزنند که باعث افزایش کنجکاوی کودکان میشود.
نباید از نظر دور داشت کودکانی دارای والدین با ترسهای افراطی در مهدهای کودک مشخص هستند. این والدین برای کودکان خود کتاب با موضوع تربیت جنسی خواندهاند یا انیمیشن نشان آنها دادهاند و در واقع چنین رفتاری به معنی آزار با ته مایههای جنسی است؛ برای مثال نتیجه چنین رفتارهایی باعث خواهد شد تا این کودک زمان عبور از کنار سایر کودکان رفتارهای غیرمتعارف از خود نشان دهد.
رفتارهای غیرمتعارف به مرور برای کودک تبدیل به نوعی بازی میشود، چراکه مادر شرایط را در خانه پیچیده کرده و به کودک بارها تذکر داده است تا اگر کسی به شلوارت دست زد، جیغ بزن یا فرار کن و کودک نیز برای سرگرمی یا از سر کنجکاوی همین کار را با کودکان همسن خود انجام میدهد.
اکثر والدینی که در این رابطه به مشکل برخورد کردهاند، ترسهای بسیار عجیبی نسبت به تربیت جنسی داشتهاند و در این زمینه به خصوص مادرها فعالتر از حد معمول عمل کردهاند. به این ترتیب همین مادران باعث میشوند تا دقیقاً اتفاقی که از آن میترسند برای کودکشان رخ دهد.
نباید از نظر دور داشت توانمندیهایی که بدون آموزش مستقیم و در بستر زندگی در اختیار کودکان میگذاریم، باعث ایجاد سیستم دفاع از خود میشود. در نتیجه آموزش و مراقبت والدین منافاتی با این موضوعات ندارد و والدین باید بدانند، نگاه ناامنی نسبت به جامعه را نباید به کودک منتقل کنند.
۲- اضطرابهای کودکان
اضطراب منشأ و ریشه همه بیماریهای روانی است. ممکن است کودکی به عنوان مکانیسم آرامش، اضطراب خود را به صورت لمس کردن نشان دهد، اما باید بدانید که برای کودکان زیر هفت سال این کار یک عمل جنسی نیست، در حالی که صرفاً یک مکانیسم آرامش بخش برای کاهش اضطراب است. اختلافات پدر و مادر، شرایط نامناسب روحی مادر، سرزنش زیاد والدین، جدایی از مادر و همچنین وسواس والدین تأثیر مستقیمی در افزایش اضطراب کودکان دارد.
۳- حساسیت نشان دادن
حساسیت بیش از حد مادر برای کودکان مشکلاتی ایجاد میکند. مادری که کودک را دائماً در بازی هایش منع میکند یا سعی در کنترل فضا دارد یا فضای کاملاً ایزوله شدهای را فراهم میکند، مسئله را بحرانی میکند؛ برای مثال کودک پنج ساله پسر درحال بازی با کودک دختر است و مادر حساس میگوید: «دخترها با دخترها، پسرها با پسرها.» این واکنشهای نادرست باعث ایجاد حساسیت در کودکان میشود.
بهتر است والدین بدانند به صورت طبیعی کودکان بین سالهای سه تا پنج سالگی، ممکن است بدن خود را لمس کنند. اگر این کار به صورت مکرر تکرار نشود و والدین حساسیت نشان ندهند خود به خود رفع میشود. علت چنین رفتاری میتواند برخاسته از تمیز نبودن لباس زیر کودک، هیجان یا اضطراب باشد. اگر این کار توسط کودک مکرر صورت گیرد (هر روز ۲۰ دقیقه) والدین باید ریشهیابی کنند، در غیر این صورت با تکنیکهای ساده میتوان کودک را به انجام کارهای دیگری هدایت کرد.
۴- آسیب آموزش مستقیم
آموزش مستقیم در تربیت جنسی نه تنها هیچ کمکی به کودک نمیکند، بلکه برای او حس ناامنی ایجاد خواهد کرد. والدین باید کودک را از طریق آگاهی دادن و رفتار بدون کلام تربیت کنند. براساس تجارب عملی، کودکان آموزش دیده در زمان خطر امکان مواجهه مناسب نداشته و نمیتوانند مانع آسیب دیدن خود شوند. بسیاری از کتابهای کودک و انیمیشنهای مراقبت از بدن فقط و فقط درگیری بیشتر ذهنی برای کودکان ایجاد و آنها را ناامنتر میکند، چراکه کودکان برای فهم یا تشخیص مواجهه با افرادی که قصد آسیب جنسی دارند، ضعیف هستند. والدین باید بدانند در هفت سال اول مراقبت کامل از کودکان وظیفه آنهاست و اگر با افراط در آموزشهای غیرضروری میخواهید این وظیفه را از خود سلب و به عهده کودکان بگذارید، درحال آسیبزدن به آنها هستید.
* کارشناس ارشد مدیریت و برنامهریزی آموزشی و مدرس دورههای فرزندپروری