ظهور بیداری اسلامی در جهان اسلام، در عداد مقولاتی است که شناخت و تحلیل عناصر فرهنگی، آگاه و اندیشمند را میطلبد. در پژوهشی که «انقلاب اسلامی ایران و بیداری اسلامی در منطقه» نام گرفته، مهدی ذوالفقاری با نگاهی آسیب شناسانه به این موضوع پرداخته است. ظهور بیداری اسلامی در جهان اسلام، در عداد مقولاتی است که شناخت و تحلیل عناصر فرهنگی، آگاه و اندیشمند را میطلبد. در پژوهشی که «انقلاب اسلامی ایران و بیداری اسلامی در منطقه» نام گرفته، مهدی ذوالفقاری با نگاهی آسیب شناسانه به این موضوع پرداخته است. مولف در دیباچه خویش بر اثر، در باب موضوع آن مینویسد:
«بیداری اسلامی مقولهای است که همزمان با تهاجم همهجانبه غرب در جهان اسلام و عصر استعمار شروع شد و تا عصر حضرت امام خمینی (ره)، مراحل گوناگونی را پیمود. این حرکت که مشخصاً با اندیشههای کسانی، چون سیدجمالالدین اسدآبادی شروع شده بود، همواره در میان حلقههای محدود و معین ظهور یافت و البته هیچگاه نتوانست بهمثابه یک گفتمان مسلط عمل کند. حتی در زمانی که این جریان توسط کسانی، چون حسن البناء و سید قطب در مصر ابعاد گستردهتری یافت، باز هم موفقیت چشمگیری را به دست نیاورد. حضرت امام خمینی (ره) برای نخستین بار توانست گفتمان بیداری اسلامی را تبدیل به پراگماتیک سیاسی کند. ایشان با این ابتکار نهتنها آن را وارد حوزه عمل همه تودههای مسلمان کرد، بلکه نفوذ آن تا حدی بود که از مرزهای عقیدتی و مذهبی گذشته و به گفتمان غالب مستضعفان جهان تبدیل شده است. بدون تردید انقلاب اسلامی عامل عمده بیداری اسلامی است و نقش ویژه آن در روند خیزش ملل مسلمان، انکار ناکردنی است. پدیده انقلاب اسلامی پس از چند سده به شکل عملی و عینی، اسلام و جوامع اسلامی را از انزوا و سکون خارج کرد و انرژی آزادشده از این جریانها و جنبشهای اسلامی، مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و تواناییهای خود آگاه نمود. نهضتهای اسلامی و جریانهای فعال متأثر از واقعه انقلاب اسلامی، شعائر و شعارهای انقلاب ایران را مانند: جهاد، شهادت و ایثار به عنوان اصول اساسی مبارزات خود پذیرفتند. از جمله شعارهای صادراتی انقلاب اسلامی - که جنبشها و جریانها در تحرکات، راهپیماییها، نماز جمعه و جماعت خود همواره بر آنها تکیه میکنند- شعارهایی مانند: الاسلام هو الحل، اللهاکبر، هیهات منا الذله، الموت لامریکا و اسرائیل و سایر شعارهای آمیخته با رنگ و بوی مذهبی است. با توجه به این تحولات، حدود بیش از چهار دهه است که گروههای منسجم و سازمانیافته کوچک و بزرگی با استناد و اعتقاد به اسلام در سطح محلی، ملی، منطقهای و بینالمللی تحت عنوان مقاومت و بیداری اسلامی ظاهر شدهاند. این جنبشها که از حمایت جوامع مسلمان خود نیز بهرهمند هستند، بهشدت در کانون توجه کشورهای دیگر قرار گرفتهاند.
آنچه در کتاب انقلاب اسلامی ایران و بیداری اسلامی در منطقه و در فصول مختلف بدان پرداخته شده، این است که ضمن بیان خاستگاههای تحولات جدید در خاورمیانه عربی و تأثیرپذیری از قدرت نرم جمهوری اسلامی، آسیبشناسی تحولات در کشورهای حساس در این منطقه بیان شود. اثری که از آن سخن میرود در سه بخش و شش عنوان، چارچوبی مفهومی برای پیشبرد مباحث نظری خاورمیانهپژوهی مطرح میکند. بر این اساس در بخش اول به بیان کلیات و ادبیات نظری تحقیق پرداخته و وجوه قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و وجوه تمایز بیداری اسلامی نسبت به گفتمان غربی ـ که تأکید بر بهار عربی میکند ـ بیان شده است. پس از آن در بخش دوم، به تجارب انقلابهای موفق مثل تونس، مصر و لیبی پرداخته و در بخش سوم نیز که با عنوان دوران انقلابی یاد شده، به بیان تحولات بحرین پرداخته شده است. البته ناگفته پیداست که در این متن، نویسنده مدعی نیست همه مطالب در خصوص این انقلابات به رشته تحریر و احصا در آمده است، بلکه میتواند مقدمهای در تکمیل افقهای آینده در مطالعه آسیبشناسانه تحولات خاورمیانه، در جامعه علمی کشورمان باشد....»