حکومت پهلوی در بعد فرهنگی اقدامات فراوانی برای بیاعتباری و بدنامی حکومت قاجار به خرج داد و این در حالی است که در جمهوری اسلامی نیز بخش قابلتوجهی از تولیدات فرهنگی به ویژه در سینما به جای پرداختن به خیانتهای حکومت پهلوی در راستای ایجاد تنفر بیشتر از قاجاریه تولید شدهاست. این موضوعی است که نویسنده رمان «بینام پدر» با موضوع دوران دوم پهلوی نیز به آن اشاره میکند. حکومت پهلوی در بعد فرهنگی اقدامات فراوانی برای بیاعتباری و بدنامی حکومت قاجار به خرج داد و این در حالی است که در جمهوری اسلامی نیز بخش قابلتوجهی از تولیدات فرهنگی به ویژه در سینما به جای پرداختن به خیانتهای حکومت پهلوی در راستای ایجاد تنفر بیشتر از قاجاریه تولید شدهاست. این موضوعی است که نویسنده رمان «بینام پدر» با موضوع دوران دوم پهلوی نیز به آن اشاره میکند.
میثم موسویان در اینباره به ایبنا میگوید: به نظر شما چرا تا این میزان مردم ما از سلطنت قاجار و آن دوران تنفر دارند؟ آیا غیر از عملیات فرهنگی ـ روانی حکومت پهلوی علیه سلطنت قاجار است. پهلوی با رمان، داستان، فیلم و هر چه که میتوانست قاجار را به لجن میکشید.
نویسنده کتاب بینام پدر در ادامه به این نکته اشاره میکند که متأسفانه در این سالها عملیات فرهنگی علیه پهلوی به درستی اتفاق نیفتاد و این هم دلایل گوناگون داشتهاست. نکته مهم این است که هیچگاه فرهنگ را اولویت یک قرار ندادیم. همین امروز که صحبت میکنیم، ۳۰ رمان نداریم که به واقعیتهای انقلاب اسلامی بپردازد.
کتاب «بینام پدر» نوشته سیدمیثم موسویان داستان زندگی یکی از بدنامترین و فاسدترین تیمسارهای رژیم شاهنشاهی است. کسی که عامل مستقیم انگلیس، مؤسس انجمن بهایی، عامل سرکوب کردها و قاچاق موادمخدر در سراسر ایران است. یکی از شخصیتهای کتاب او را «یک اژدها» میداند و شخصیتی دیگر او را فاسق و کافر معرفی میکند. وی افزود: به دلیل برگزیده یا نامزد شدن این اثر در جشنوارههای مختلف قائل به این موضوع نیستم که این اثر بینقص است و قطعاً نواقصی دارد، اما خصوصیت ویژهای که داشته این بودهاست که توانسته نظر داوران جشنوارههای مختلف را که بعضاً با هم همنظر نیز نیستند، جلب کند؛ یعنی داوران مختلف با نظرات مختلف، در جشنوارههای سال ۱۴۰۰ این کتاب را در حد نامزدی دیدهاند.
این نویسنده در توضیح غفلتهای فرهنگی در سالهای اخیر گفت: در این زمینه به تاریخ شفاهی نمیپردازم، چراکه وضعیت بهتری دارد، اما به جز آن اگر نگاه کنیم در این سالها ۳۰ رمان از واقعههای انقلاب هم نداریم. بحث من حتی پیش از موفقیت یا عدم موفقیت یک کتاب در بازار نشر است، چراکه این مسائل برای بعد از چاپ کتاب است. حرف من این است که در این سالها حتی ۳۰ رمان در این باب نوشته هم نشدهاست. وی گفت: در زمینه مخاطب هم، این مشکل اساسی کشور ماست. ما حتی در زمینه رمانهای جذاب و مخاطبپسند هم با مشکل عدم استقبال مواجه هستیم. البته کاری به رمانهای پرفروش بهواسطه نویسنده شهیرشان ندارم، ولی ما در کشور مخاطب رمان نداریم. این چالش را هم من در آشفتگی نسل جدید با ابزار روز یعنی تلویزیون و تلفن همراه میبینم و این یک فاجعه فرهنگی است.
موسویان درباره روایت داستان کتابش به شخصیت اصلی داستان اشاره کرد و گفت: شخصیت اصلی داستان از سوی محمدرضا شاه برای سرکوب کمونیستهای شوروی مأمور میشود؛ در این حین عاشق دختری میشود و در آنجا ازدواج میکند، ولی به خاطر جنگ بین شخصیت و دختر فاصله میافتد. حاصل این ازدواج فرزندی میشود که پدر خود را ندیدهاست. شخصیت زن داستان از دست کوملهها در جنگ فرار و در نهایت فرزند خود را در بیابان گم میکند. بچه گمشده در نهایت در همدان بزرگ میشود و بعدتر به فرقه فداییان اسلام میپیوندد. وی افزود: این رمان که به اشتباه در همهجا به دوره رضاخان مرتبط شده، به دوره محمدرضا مربوط میشود. کتاب من یک رمان تاریخی اسطورهمحور است که با بنمایه داستان رستم و سهراب نوشته شدهاست و پسر بزرگ شده از شخصیت اصلی داستان در نهایت از سوی فداییان اسلام مأمور میشود پدر خود را به قتل برساند که مانند قصه رستم و سهراب نمیداند که مأمور به قتل پدر خود شدهاست. در مأموریت او صرفاً آمدهاست که یک مأمور فاسد رژیم پهلوی را بکشد و او نیز مأمور به این کار میشود. رمان من، به نوعی اقتباس از داستان رستم و سهراب است. برای دانستن بیشتر باید بگوییم در رمان نیز اقتباس داریم که یکی از شیوههای نوشتن رمان تاریخی است.