یک ناکامی، فقط یک ناکامی دیگر کافیست تا طلسم صعود امیدهای ایران به المپیک از مرز نیم قرن عبور کند. طلسمی ۴۸ ساله که برخلاف شعارهای رنگارنگ، هیچ گام مثبتی برای شکستن آن برداشته نشده و این در حالی است که چیزی حدود چهار ماه از کنارهگیری مهدویکیا میگذرد و فدراسیون هیچ محدودیتی برای انتخاب جایگزین کیا نداشته است. با این وجود تیم ملی فوتبال امید ایران همچنان بلاتکلیف یک اسم است، آنهم در شرایطی که زمان به سرعت در حال گذر است و این فرصتهای از دسترفته میتواند شانس امیدها را برای شکستن طلسم ۴۸ ساله رفتهرفته کمرنگ کند.
هرچند معضل امیدها تنها انتخاب سرمربی نیست و همکاری باشگاهها و حمایتهای فدراسیون نقش مهمی در موفقیت احتمالی آن دارد، اما در وهله اول آقایان باید زحمت انتخاب سرمربی را به جان بخرند و بعد از آن فکری برای حل مابقی مشکلات بکنند. مشکلاتی که کیا و مربیان قبل از او را ناچار به کنارهگیری کرد، اما به نظر میرسد تنها چیزی که این روزها اهمیت چندانی برای فدراسیون فوتبال و حتی کمیته ملی المپیک ندارد، انتخاب سرمربی برای امیدهای ایران است!
کمیته ملی المپیک از خیلی قبلتر تصمیمگیری در خصوص سرمربی را در حیطه اختیارات فدراسیون فوتبال قرار داده و پای خود را از این ماجرا بیرون کشیده است، اما آنچه اهمیت بسیار دارد، نه پیگیری تعلل فدراسیون در خصوص انتخاب سرمربی امیدها از سوی کمیته که تأکید مستقیم خسرویوفا به صدور حکم سرپرست این تیم است! سرپرستی که حداقل دو ماه قبل و در پی هماندیشی فدراسیون و کمیته انتخاب شده است، آنهم در شرایطی که هنوز نه تکلیف کادر فنی تیم مشخص است و نه وضعیت خود آن. با این وجود کمیته به جای فشار آوردن به فدراسیون جهت سرعت بخشیدن به فرآیند انتخاب سرمربی امیدها روی صدور حکم سرپرستی حبیب کاشانی فشار میآورد و چانهزنی برای سرپرست تیمی که بعد از گذشت ماهها همچنان سرمربی ندارد به خوبی ثابت میکند وضعیت امیدها تا چه اندازه برای مسئولان فوتبال و ورزش کشور حائز اهمیت است.
اما آنچه این روزها باعث ایجاد نگرانی در بین دوستداران فوتبال شده است، عواقب تعلل فدراسیون در مشخص کردن تکلیف سرمربی امیدهاست. جدا از مضرات فنی فرصتی که از دست میرود، تعلل آقایان باعث داغ شدن بازار شایعات میشود و دست دلالها را برای تاخت و تاز باز میگذارد، بهطوریکه طی روزهای اخیر شاهد مطرح شدن نامهایی بودیم که هیچ دلیل منطقی نمیتوان برای گزینه بودن آنها جهت نشستن روی نیمکت تیم ملی فوتبال امید ایران یافت. با این وجود روندی که فدراسیون فوتبال برای انتخاب سرمربی امیدها در پیش گرفته (دست روی دست گذاشتن) باعث شده تا ضمن گمانهزنی رسانهها، نامهایی مطرح شود که نشان از فعالیت قابل توجه دلالان دارد. اتفاقی که نتیجه تعلل آقایان است. با این حال به نظر نمیرسد که انتخاب سرمربی امیدها در برنامه کاری فدراسیون فوتبال قرار داشته باشد، آنهم در شرایطی که آقایان مدعی سرعت و دقت در انتخاب سرمربی تیمهای ملی فوتبال ایران بودند، اما نهایت چیزی که در این راستا شنیده میشود، انتقاد رسانهها در خصوص تعلل در این زمینه است و بس.
البته خسرویوفا چند روز قبل گفته بود ۵۰ سال است که نتوانستیم سهمیه المپیک بگیریم و این مطالبه ماست، اما از ادامه صحبتهای او اینطور برداشت میشد که تنها دغدغهاش صدور حکم سرپرستی حبیب کاشانی است، چراکه صراحتاً عنوان کرده بود در خصوص انتخاب سرمربی تیم امید اصلاً دخالت نمیکنند، ولی در خصوص سرپرست همیشه پیشنهاددهنده کمیته ملی المپیک بوده و پیشنهاد آنها هم حبیب کاشانی بود که همچنان منتظریم تا فدراسیون حکم او را صادر کند. دغدغهای که اگر در خصوص سرمربی امیدها نیز وجود داشت شاید میتوانست تلنگری باشد برای تاج و دوستانش که بعد از گذشت چهار ماه، تکلیف امیدها را روشن کنند. تیمی که فرداروز حتماً گفته میشود که برای شکستن طلسم حضور در المپیک گام برمی دارد، اما موفقیت در این مسیر نیازمند مهیا شدن شرایطی است که اصلیترین آن انتخابی اصلح برای کادر فنی است. البته انتخابی در زمان مناسب و نه در آستانه مسابقات و در حالی که زمان زیادی هدر رفته است که در آن صورت نمیتوان امیدی به شکسته شدن طلسمی داشت که چیزی تا عبور از نیم قرن فاصله ندارد.