زن جوانی در پیادهرو خیابانی در حال حرکت است که زنگ تلفن همراهش به صدا در میآید. تلفنش را از کیف یا جیبش بیرون میآورد تا صحبت کند، اما موتورسیکلتی به سرعت از کنارش عبور میکند و در طرفهالعینی تلفنش را میقاپد. زن جوان هاج و واج دستانش به لرزه میافتد و در جا خشکش میزند.
در خیابانی دیگر مردی با کیفی داخل خیابان در حال رفتن به سوی خودرو پارکشدهاش است که ناگهان سرنشین موتورسیکلتی او را خفت میکند و با گذاشتن چاقویی زیر گلویش اموالش را به زور میگیرد و با همدستش میگریزد.
در آن سو زن دیگری سوار خودرویسواری میشود تا به محل کار یا خانهاش برود، اما غافل از اینکه راننده مجرمی خطرناک است و در پوشش مسافرکشی با همدستی مسافرنماهایش قرار است او را برای سرقت طلاها و اموالش بربایند. به هر حال این زن هم طعمه سارقان میشود و حادثه هولناک برای همیشه در خاطرش میماند. در جایی دیگر پدر خانواده همراه اعضای خانوادهاش پس از چند روز از مسافرت به خانه بر میگردد و با صحنهای عجیب روبهرو میشود که حکایت از آن دارد سارقان خانهاش را جارو زده و اموالش را به یغما بردهاند.
حادثههای رخ داده صحنههایی از یک فیلم تخیلی یا جنایی یا خلاصه داستان هیجانی یک کتاب نیست. همه حادثهها واقعی هستند که در گوشه و کنار هر شهری به خصوص کلانشهری مثل تهران هر ساعت در حال رخ دادن است. این روزها آمار سرقت و زورگیری به شدت افزایش یافته و به یکی از دغدغههای اصلی مردم تبدیل شدهاست. اگر سری به کلانتریها، ادارات پلیس و دادسراها بزنی با انبوهی از پروندههای زورگیری و سرقت با شیوههای مختلف روبهرو میشوی که نشان میدهد تهران به جولانگاه سارقان تبدیل شدهاست. سارقانی که برای اقدام مجرمانه خود مثل قدیم دنبال مکانهای خلوت یا اطراف شهر و تاریکی هوا نمیگردند و در روز روشن، مقابل چشمان دیگران بدون هیچ واهمهای دست به سرقت و زورگیری میزنند و به همین سادگی به امنیت روانی جامعه خدشه وارد میکنند.
پدیده سرقت یکی از معضلات جدی اجتماعی محسوب میشود، چون علاوه بر خسارت مالی برای مالباختهها بر سلامت روحی و روانی افراد هم تأثیر زیادی دارد به طوری که به گفته کارشناسان آسیبهای روحی و روانی سرقت بر امنیت و نظم اجتماعی مهمتر از ارزش مادی آن برای قربانی است. البته نباید ریشههای بروز این پدیده شوم مثل اعتیاد، فقر ناشی از بیکاری، گرانی کالاهای اساسی و وضعیت بغرنج معیشتی بعضی از خانوادهها را نادیده بگیریم، هر چند این شرایط هم دلیلی بر موجهبودن ارتکاب سرقت نیست، اما میطلبد مسئولان برای رفع آن چارهای عاجل بیندیشند. از سوی دیگر در بررسی پروندههای سرقت بیشتر عاملان آن دنبال به دست آوردن ثروتهای باد آورده برای عیش و نوش و استفاده از امکانات لوکس و رسیدن به زندگی اشرافی است و آنها نه از روی ناچاری دست به سرقت میزنند، بلکه میخواهند ره صد ساله را یکشبه به قیمت از بین بردن آرامش و امنیت دیگران طی کنند. در این میان مردم همیشه پلیس را به عنوان نوک پیکان مقابله قهری با سارقان میدانند و چرایی روز افزون این پدیده را در انجام وظیفه مأموران پلیس میجویند. البته مطالبهگری مردم به این معنی نیست که پلیس در انجام وظیفه خود کوتاهی کردهاست، چون همه در سالهای اخیر شاهد طرحهای مداوم پلیس برای دستگیری سارقان و زورگیران هستیم، اما حال که پلیس از برخورد با اغتشاشگران و کنترل آنها که به گفته مسئولان در آن مقطع زمانی توان زیادی از نیروهای پلیس صرف آن شد، فارغ شدهاست و همچنین حضور سردار احمدرضا رادان به عنوان فرمانده کل انتظامی با آن سابقه درخشان در برخورد با مجرمان این مطالبهگری عمومی را در برخورد قاطع پلیس با سارقان و زورگیران بیشتر کردهاست. در چنین شرایطی لازم است نیروی انتظامی با ایجاد گشتهای منظم، مداوم و پیوسته و زیاد در کوچه و خیابان احساس امنیت را برای شهروندان بیشتر از قبل کند و با اجرای طرحهای جدید، اثرگذار و قاطع عرصه را بر مجرمان تنگتر کند و آمار سرقت را تا حد ممکن به حداقل برساند.