ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین در تور اروپایی اخیر خود و در سخنرانی در جمع نمایندگان پارلمان اروپا مدعی شده است پیروزی اوکراین در جنگ علیه تهاجم روسیه ضامن ارزشهای اروپایی است. اوکراین در حال دفاع در برابر ضداروپاییترین نیرو است. چشمانداز پیوستن به اتحادیه اروپا به مردم اوکراین انگیزه میدهد تا به حرکت در مسیر فعلی ادامه دهند.
رمزگشایی از اظهارات زلنسکی چندان دشوار به نظر نمیرسد. او به شدت از اروپاییان ناراضی است! غربگرایان اوکراینی که پس از وقوع انقلاب نارنجی در ابتدای سال ۲۰۰۵ میلادی، «عضویت در اتحادیه اروپا» و «پیوستن به ناتو» را دستیافتنیترین صله مشترک امریکا و اروپاییان به خود تلقی میکردند، اکنون پس از ۱۸ سال و در بحبوحه یک نبرد تمام عیار به اروپاییان بابت «ایجاد چشمانداز عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا» التماس میکنند. در اینجا سؤال مهمی مطرح است که قطعاً زلنسکی و دیگر سیاستمداران اوکراینی از پاسخدهی به آن فرار خواهندکرد، اینکه چرا غرب به وعده حداقلی خود طی ۱۸ سال اخیر مبنی بر عضویت اوکراین در اروپای واحد و پیمان آتلانتیک شمالی عمل نکرده است، آیا این خلف وعده نیز به دلیل «تهدید روسیه» صورت گرفته است؟!
اکنون زلنسکی در جلسه پارلمان اروپا با همان ژست تصنعی خود از دفاع از حریم اروپا در برابر روسیه سخن به میان میآورد، اما خود بابت ایجاد «چشم انداز عضویت در اتحادیه اروپا» به اعضای پارلمان اروپا در بروکسل التماس میکند! زلنسکی در حقیقت، از یک رابطه یکطرفه میان کییف و بروکسل پرده برداشته است که در آن، اوکراین به زمین بازی غرب و مهره بازی آن در مواجهه با مسکو تبدیل شده و در مقابل، اجازه مطالبه حداقلها را از آن ندارد. این بدترین معاملهای است که غربگرایان اوکراین اعم از زلنسکی، پروشنکو و کولبا به آن تن دادهاند. در مقابل، نمایندگان پارلمان اروپا و حتی سران کشورهای عضو اتحادیه، همزمان با تشویق ممتد زلنسکی با دستان خود، زمزمه «عدم امکانپذیربودن عضویت اوکراین در ناتو و اتحادیه اروپا» را برای چندمین بار تکرار میکردند. استدلال بازیگران اروپایی در این خصوص مشخص است؛ کشوری بحرانزده به نام اوکراین که پس از پایان جنگ ناچار به بازسازی پرهزینه خود است، نمیتواند عضو مؤثری برای اتحادیه اروپا باشد! در این معادله اساساً برای اروپاییان اهمیتی ندارد که اوکراین قربانی اصرار آنها مبنی بر گسترش ناتو به شرق شده باشد. به عبارت بهتر، امروز درهای اتحادیه اروپا و ناتو، هر دو به روی اوکراین بسته است و چشماندازی نیز در این خصوص برای غربگرایان کییف متصور نیست.
نکته پایانی، مربوط به مطالبات واقعی زلنسکی از سران غربی در جنگ اوکراین است. اگرچه ارسال تانکهای لئوپارد توسط آلمان و آموزش خلبانان اوکراینی توسط انگلیس، مصداق مداخله مستقیم غرب در جنگ محسوب میشود و ممکن است با واکنشهایی نیز از سوی روسیه همراه شود، اما فراموش نکنیم که میان «سقف مطالبان جنگی اوکراین» و «حمایتهای کنونی غرب» در این نبرد پیچیده فاصلهای اساسی وجود دارد. زلنسکی مطالباتی از جمله «ایجاد منطقه پرواز ممنوع»، «تحریم مطلق معاملات انرژی کشورهای اروپایی و روسیه» و «ایجاد سامانههای پدافندی منسجم در میادین شرقی و مرکزی نبرد» داشته است که هیچ یک تحقق پیدا نکرده و او فعلاً ناچار به صرفنظر از آنها شده است. فراتر از آن، زمزمههایی در امریکا از سوی استراتژیستهایی مانند کیسینجر در خصوص «لزوم موافقت رسمی اوکراین با جدایی کریمه» و «تعهد همیشگی کییف مبنی بر عدم پیوستن به ناتو» به عنوان دو گزاره حداقلی جهت انعقاد صلح در اوکراین شنیده میشود. این زمزمهها اول محدود به امریکا بود، اما اکنون در اتحادیه اروپا نیز مورد بحث و حتی حمایت قرار گرفته است. در چنین شرایطی بهتر است زلنسکی به جای افتخار به بازی یکطرفه خود در زمین اتحادیه اروپا، به فکر روزهای تلخ آینده برای خود و همراهانش باشد. قطعاً هر گزینهای اعم از «ادامه جنگ» یا «انعقاد صلح» در جنگ اوکراین یک بازنده مطلق خواهد داشت؛ فردی به نام زلنسکی!