«احمد کاظمی» کارشناس حقوق بینالملل در نشست تخصصی «دالان توران ناتو و امنیت ملی ایران» که اخیراً در مؤسسه جهان معاصر برگزار شد، گفت: «از منظر غرب، روسیه، چین و ایران سه دشمن اصلی ناتو هستند و ائتلاف آنها بهمعنای ایجاد نظم نوین منطقهای علیه غرب است. از آنجا که منطقه قفقاز و آسیای مرکزی به عنوان هارتلند (قلب زمین) تنها منطقهای است که با این سه کشور مشترک است، بنابراین مستعدترین کانون جغرافیایی برای ضربه زدن به ایران، روسیه و چین محسوب میشود و موتور محرکه این کانون، ترویج ایده پانترکیسم و پان تورانیسم است. قرار است در این فرآیند ایده پانترکیسم مانند ایده نازیسم و دالان تورانی آن مانند دالان دانزیک هیتلر در قبل از جنگ جهانی دوم برای تغییرات ژئوپلتیکی ایفای نقش کند و در چهار محور ضرباتی متوجه سه کشور نماید.» وی این چهار محور را به حوزههای ترانزیتی، انرژی، موضوعات قومی و گسترش ناتو تقسیم کرد و به تبیین هرکدام از آنها پرداخت. کاظمی با تبیین حوزه ترانزیتی عنوان کرد: «روسیه، چین و ایران در حال حاضر در محوریت چهار طرح ترانزیتی مهم «یک کمربند - یک جاده»، «دالان شمال - جنوب»، «کریدور خلیج فارس به دریای سیاه» و «کریدور اکو» قرار دارند. در چارچوب دالان تورانی ناتو قرار است «کریدور لاجوردی» توسط آنکارا از ترکیه به قفقاز و آسیای مرکزی، افغانستان و پاکستان (گوادر) ایجاد شود و کریدورهای چهارگانه فوقالذکر به نوعی از میانه قطع یا تضعیف شوند.»
کاظمی، فعالیتهای ناتو در حوزه انرژی را چنین تبیین کرد: «دالان تورانی ناتو قرار است گاز ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان را از خزر به باکو برساند. در حال حاضر از باکو تا ایتالیا خط لوله انتقال گاز (شامل قفقاز جنوبی، تاناپ و تاپ) فعال است، اما باکو به تنهایی گاز کافی برای ارسال از این خط لوله ندارد. با تحقق دالان تورانی ناتو و اتصال گاز سه کشور مذکور به این خطوط لوله، اروپا به گاز روسیه در قالب خطوط لوله استراتژیک نورد استریم و ایران نیاز جدی نخواهد داشت و ظرفیتهای ژئوپلتیکی روسیه و ایران در حوزه انرژی تضعیف و چین نیز در تأمین انرژی مورد نیاز خود از آسیای مرکزی با مشکل مواجه خواهد شد. از این منظر، حامیان طرح دالان تورانی ناتو امیدوارند با تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی خزر در مجلس شورای اسلامی که در آن احداث خطوط لوله انرژی در بستر خزر مجاز شمرده شده است، راه برای ایجاد خط لوله انرژی دالان تورانی هموار شود.»
این پژوهشگر مسائل اوراسیا در حوزه مسائل قومی، با بیان اینکه دالان تورانی ناتو قرار است با اتکا به بسترسازی قومی تغییر ایجاد کند، افزود: «آنها این تغییرات را در باکو و ترکیه در حوزه آذریها، ترکمنها، تاتارها و اویغورها ایجاد کردهاند تا یک موج گسترده قومی مبتنی بر پانترکیسم علیه مناطق آذرینشین و ترکمننشین ایران، اویغورنشین چین و تاتار و ترکنشین روسیه ایجاد کنند.»
وی در تبیین دلایل گسترش ناتو ادامه داد: «دالان تورانی ناتو قرار است مستقیماً ناتو را وارد مرزهای شمالی ایران، جنوبی روسیه و غربی چین در سینکیانگ کند و طرح محاصره این کشورها و زمینهسازی برای تجزیه آنها را تکمیل نماید. حضور ناتو در قفقاز و آسیای مرکزی بهعنوان مکمل طرح محاصره روسیه از سمت دریای سیاه، محاصره چین از دریای جنوبی چین و محاصره ایران از سمت خلیج فارس است. همچنین در هدفگذاری ناتو، دالان تورانی ناتو بهعنوان مقدمه تقویت سازمان کشورهای بهاصطلاح ترکزبان و تأسیس بهاصطلاح ناتوی ترکی در قالب این سازمان (شبیه ایده ناتوی عربی در سازمان همکاری خلیج فارس) است. در صورتی که باکو، آنکارا و ناتو واقعاً درصدد اجرای توطئه دالان تورانی ناتو از طریق دستاندازی به سیونیک نباشند، بهترین راهکار عبور این مسیر در نقطه مرزی زنگیلان و نخجوان با ارمنستان از درون خاک ایران است که یادداشت تفاهم آن اسفند ۱۴۰۰ به امضای تهران و باکو رسیده است.»
کاظمی افزود: «یک ابهام جدی در رابطه با مسیر فرا سرزمینی آذربایجان - ارمنستان است که به آن دالان زنگزور گفته میشود. آذربایجانیها مدعی هستند به لحاظ تاریخی این منطقه متعلق به این کشور است و باید از این مسیر عبور کنند و به نخجوان برسند، اما ارمنستان این مسیر را در تمامیت ارضی خود میداند. این مسئله سبب شده است آذربایجان به زور متوسل شود.»
این کارشناس مسائل اوراسیا افزود: «به کار بردن واژه مجعول کریدور زنگزور به جای دالان تورانی ناتو از منظر تاریخی، سیاسی و حقوقی اشتباه است. واژه دالان زنگزور یا به عبارت دقیقتر واژه جعلی زنگزور غربی که توسط الهام علیاف رئیسجمهور آذربایجان ابداع شده است، به استان سیونیک (به مرکزیت قاپان) در جنوب ارمنستان که مرز ایران و ارمنستان را تشکیل میدهد، اطلاق میشود. در واقع این واژه در بطن خود ادعای ارضی علیه استان سیونیک ارمنستان را دارد. استدلال مقامات جمهوری آذربایجان آن است که این منطقه در سال ۱۹۲۲ از سوی شوروی به ارمنستان واگذار شده است، اگر این استدلال مبنا قرار گیرد طبیعتاً نمونههای مشابه زیادی است؛ از جمله قفقاز که جمهوری آذربایجان در آن قرار دارد در سال ۱۸۲۸ از ایران جدا و به روسیه واگذار شده است، ایغدیر، قارص و دالان قرهسو که همگی متعلق به ایران هستند، در سال ۱۳۱۰ بدون مبنای حقوقی مشروع به ترکیه واگذار شدند، یا اینکه طبق قرارداد سِور ۱۹۲۰ که عثمانی آن را امضا کرد، شش استان در جنوب شرق این کشور با عنوان ارمنستان غربی متعلق به ارمنیهاست. طبیعتاً با این استدلال باکو، همه اینها باید به صاحبان تاریخیشان بازگردند.»
وی تصریح کرد: «برخی معتقدند روسیه با تشکیل دالان تورانی ناتو مخالفتی ندارد؛ این در حالی است که اورچوک، معاون نخستوزیر روسیه اذعان کرد ما در تفاهمنامه آتشبس چیزی به اسم دالان نداریم و دالانی هم ایجاد نخواهد شد. وقتی از دالان صحبت میشود به معنای واگذاری خاک و یک بسته امنیتی، تاریخی، ادعای ارضی، سیاسی و اقتصادی است. دالان با خطوط مواصلاتی فرق میکند. ایران و ارمنستان با خطوط مواصلاتی میان نخجوان و قرهداغ موافق است. جمهوری آذربایجان معتقد به کریدور زنگزور به عنوان یکی از استانهای خود با اهدای خاک توسط ارمنستان است. اگر روسیه موافق این دالان بود، این دالان خیلی وقت پیش تأسیس شده بود.» کاظمی در جمعبندی اظهاراتش گفت: «در مقالهای آمده است که روسها با سیاستهای مختلف و غیر آشکار مانع اتصال بخش اصلی خاک آذربایجان با نخجوان هستند. نخجوانی که آتاتورک آن را ورودی جهان ترک مینامد. دلیل اینکه آذربایجان یکباره برای مذاکرات به سمت اتحادیه اروپا میرود، این است که میخواهد ناخرسندی خود را از روسیه نشان دهد که چرا شما نمیگذارید این دالان تحقق پیدا کند. حال چرا تا یک ماه پیش روسیه این موضوعات را به طور آشکار مطرح نمیکرد؟ دلیل آن منافع اقتصادی، امنیتی روسیه در دریای سیاه با ترکیه است. زمانی که نورد استریم منفجر شد، روسیه به سمت ترک استریم با ترکیه رفته است. اکنون برای اینکه شیرازه امنیتی دریای سیاه از بین نرود باید پیمان مونتهرو ۱۹۳۶ ناظر بر رژیم حقوقی بسفر، داردانل و دریای سیاه اجرا شود. این پیمان را هم ترکیه باید اجرا کند. این موضوع طبیعی است که ترکها به طور آشکارا نخواهند در جنگ اوکراین اعلام موضع کنند.»