جریان نقد ادبی در ایران همچنان تحت تأثیر نظرات ارسطو و افلاطون است.
با پایان یافتن پانزدهمین دور از جایزه جلال آل آحمد، میتوان به آثار برتر این جایزه ادبی، نگاه تخصصی داشت. بخش نقد ادبی، از بخشهای تازه جایزه جلال است که به دلیل اهمیت ویژه نقد ادبی احتمالاً در دورههای آینده «جایزه جلال آل احمد»، بخش نقد به اجزای اصلی این جایزه اضافه خواهد شد. امسال ولی نقد ادبی به عنوان بخش جنبی دو اثر «تماشای روایت» و «خود انتقادی ادبی» را شایسته تقدیر دانست.
محمود بشیری داور دوره پانزدهم جایزه جلال در بخش نقد ادبی، در گفتگو با «جوان» در خصوص کیفیت آثار ارسالی به این دوره از «جلال» گفت: «نزدیک به ۷۸ اثر به بخش نقد ادبی رسید که داوران جایزه جلال یک به یک آنها را مورد بررسی و مطالعه قرار دادند که در نهایت نزدیک به ۱۰ تا ۱۲ کتاب انتخاب شد و بعد از آن از میان این تعداد هفت اثر برای بررسی و خواندن و دقت بیشتر در متن تعیین و انتخاب شد تا در نهایت داورها در مجموع سه کتاب را به عنوان کتاب جنبه تشویقی انتخاب کنند.»
بشیری با اشاره به تقدیر از برگزیدگان بخش نقد ادبی جایزه جلال که شامل کتابهای «تماشای روایت» و «خود انتقادی ادبی» میشود، توضیح داد: کتاب «تماشای روایت» که به زعم داوران کتاب خوبی بود و با عنوان اینکه از آن اسمی برده شدهباشد و از مؤلف تقدیر شدهباشد به عنوان اثر تشویقی مورد توجه قرار گرفت.
بشیری در خصوص اثر «تماشای روایت» گفت: «نویسنده مقدمه خوبی برای این کتاب نوشتهبود به طوری که در مقدمه ارتباط ادبیات با فلسفه و دیدگاه فیلسوفان از منظر تازهای طرح شدهبود. نویسنده تلاش کردهبود در این کتاب و مقدمه از افلاطون تا ارسطو و فیلسوفان روزگار ما دیدگاه همه را بیان کند.»
وی افزود: «ایرادی که در این بخش برجسته است اینکه فیلسوفان روزگار ما نیز حرفهای افلاطون یا ارسطو را تکرار میکنند. با توجه به وجود دو نگاه در حوزه نقد ادبی اعم از دیدگاه باز و بسته میتوان متوجه مقصود نویسنده شد.»
داور جایزه جلال ادامه داد: «مقصود از دیدگاه بسته، دیدگاهی غیرخلاقانه است. دیدگاه افلاطونی که ادبیات را به عنوان امر سفارشی، عقلانی و تربیتی نگاه میکند، یعنی از ابتدا چنین دیدگاهی در نظر گرفته شدهاست در ادبیات جدید به نویسندگانی که طبق این نظریه مینویسند «نویسا» میگویند؛ یعنی سفارشینویس هستند، نه اینکه کسی از آنها بخواهد بنویسند. از جامعه سفارشهایی را به لحاظ اخلاقی و تربیتی تشخیص میدهند و سعی میکنند سفارشها را در آثار خود منعکس کنند مثل جمالزاده یا سعدی که اخلاقینویس هستند.»
این پژوهشگر ادبی افزود: «دسته دیگر نقد ادبی باز یا جامعه باز است که ارسطو را بنیانگذار این دیدگاه در این حوزه از نقد و نظریه ادبی مطرح میکنند. مسئله این است که ارسطو مثل افلاطون وجه تربیتی را مطرح نمیکند، بلکه به خلاقیت توجه دارد، در حالی که ادبیات چیزی جز خلاقیت نیست. این گروه را «نویسنده» میگویند.»
داور پانزدهمین جایزه ادبی جلال احمد اظهار داشت: «در ادبیات داستانی ما طبق این تقسیمبندی نویسندگانی مثل آقای دولتآبادی را «نویسا» در نظر گرفتند، ادامه کار جمالزاده و برخی را مثل هوشنگ گلشیری را «نویسنده» و ادامه کار صادق هدایت میدانند. نقدی که براین اثر وارد میدانم این است که نویسنده ارتباط بین این موارد را روشن نکردهبود که بدانیم اصلاً اینها را قبول دارد یا نه، اما در مجموع این کتاب نسبت به کتابهای دیگر بهتر بود.»
وی در خصوص چرایی انتخاب کتاب «تماشای روایت» از سوی هیئت داوران جایزه جلال گفت: «این اثر بحث بینارشتهای بود که از جهتی ارزش داشت نگاه سینما به ادبیات و ارتباط سینما با ادبیات که از عنوان کتاب به این نکته میتوان توجه داشت، برجسته بود. این کتاب ارتباطی بین داستان روایت و فیلم و سینما برقرار کرده بود، هر چند در نهایت به عنوان کتاب برگزیده انتخاب نشد، اما به عنوان کتابی که در خور تشویق است، مورد توجه قرار گرفت و جایزهای نیز به نویسنده این کتاب تعلق گرفت.»