سخن از افغانستان همواره با درک تلخی زندگی مردم مظلوم این کشور همراه است چه آنکه حداقل از چهار دهه قبل در دام انواع «ایسم»ها همچون «کمونیسم» و «لیبرالیسم» گیر کردهاند و تلاش مجاهدان این کشور نیز با وجود پیروزیهای مقطعی هنوز موفق به پیروزی نهایی نشده است. مردم افغانستان از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۱ درگیر کمونیستهای شوروی بودند و با جهاد مجاهدان روزهای خوش از راه رسید، اما چهار سال بیشتر طول نکشید که روزهای سخت طالبان از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ بر این کشور سایه انداخت. این پایان ماجرا نبود چه آنکه رژیم امریکا با لشکرکشی به افغانستان این کشور را به مدت ۲۰ سال، یعنی تا ۱۴۰۰ اشغال کرد و ضمن کشتار وحشیانه مردم، اموال این کشور را نیز تا حدممکن غارت کرد و پس از مکیدن خون مردم افغانستان، ضمن به دور انداختن دولت اشرف غنی که خود سرکار آورده بود (تکرار سناریوی مشابه در همه کشورهای حامی امریکا)، این کشور را تقدیم طالبان کرد، بنابراین بدون در نظرگرفتن پیشینه سیاسی و وضع حاکم بر افغانستان، سخن گفتن از وضعیت اقتصادی و تجارت با آن کشور راهی سراسر خطاست. افغانستان که به عبارتی «بهشت معادن» است، منابع با ارزش آن همچون لیتیوم، مس، نیکل، کوبالت، اورانیوم، طلا و... توسط رژیم امریکا به کلی غارت شده است. جالب آنکه در تمام این سالها، مقامات امریکایی مستقر در افغانستان در تلاش برای القای این گزاره در ذهن افغانستانیها بودند که «نباید با ایرانیها همکاری داشته باشید و این همکاری به ضرر شماست» به طوری که پس از فرار امریکا از افغانستان و تقدیم این کشور به طالبان، در سفر برخی مسئولان معدنی کشورمان به افغانستان از نوع مواجهه و طرز تفکر آنها درباره ایران متعجب شده و برای زدودن القائات دروغین امریکاییها تلاش کردند. طبعاً توسعه مراودات اقتصادی با افغانستان منوط به نوع ارتباط سیاسی کشورمان با حکومت فعلی آن کشور است. به گفته حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه کشورمان که چند روز قبل در حاشیه سفر به لبنان مطرح کرد: «ما هیئت حاکمه فعلی در افغانستان را به رسمیت نشناختهایم، اما در حوزههای مختلف با هیئت حاکمه ارتباط و گفتگو داریم.» طبعاً بخشی از این ارتباطات در حوزه اقتصادی است. نکتهای که نباید از آن غافل بود اینکه جمهوری اسلامی ایران بین نظام سیاسی فعلی افغانستان و اشتراکات فرهنگی، زبانی، مذهبی و تاریخی مردمان ایران و افغانستان تمیز قائل شده است و طبق روال گذشته از کمک به مردم این کشور دریغ نمیکند، فارغ از پناه دادن به اتباع افغانستانی، تأمین زمینه تحصیل کودکان افغانستانی در ایران که در دنیا اگر بینظیر نباشد حتماً کمنظیر است. پروژههای عمرانی ایران در افغانستان با محوریت تجار ایرانی در حوزههای کشت فراسرزمینی، استخراج و فراوری موادمعدنی، عمرانی، ریلی و... در حال انجام است. در چهارمین بخش از سلسله گزارشهای واکاوی وضعیت تجارت ایران با کشورهای همسایه به سراغ افغانستان رفتیم.
تفاوت تجارت با افغانستان در پیش و پس از طالبان
سیدروحالله لطیفی، عضو کمیسیون بینالملل و تجارت خارجی خانه «صنعت، معدن و تجارت» ایران به «جوان» میگوید: «افغانستان ششمین مقصد صادراتی ایران است و طی ۹ ماه و ۱۰ روز نخست امسال، یک میلیارد و ۲۵۲ میلیون و ۱۲۳ هزار و ۸۵۰ دلار صادرات به این کشور داشتیم.» وی میافزاید: «افغانستان در بهترین وضع خود و در زمان حکومت گذشته ۵/۷ میلیارد دلار در سال واردات داشت که بین ۲۵ تا ۳۰ درصد از واردات خود را از ایران انجام میداد و ایران نخستین مبدأ وارداتی افغانستان بود.» سخنگوی پیشین گمرک تصریح میکند: «قبل از سقوط دولت افغانستان، کمکهای بینالمللی به این کشور صورت میگرفت و بعد از روی کارآمدن حاکمیت فعلی، ضمن قطعشدن این کمکها، منابع آنها نیز بلوکه شد، بنابراین این وضع در گردش مالی افغانستان و خریدهای بینالمللی آن مؤثر است.» لطیفی خاطرنشان میکند: «سال گذشته صادرات ایران به افغانستان یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار بود و امسال با روند فعلی، برآورد میشود صادرات ما به این کشور حدود یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار برسد، بنابراین وضع صادرات ایران به افغانستان با وجود کاهش درآمدهای افغانستان و نصف شدن واردات این کشور صرفاً کاهش محدودی نسبت به سال گذشته خواهد داشت.»
تلاش سفیر جدید برای افزایش صادرات به افغانستان
همچنین حسین سلیمی، رئیس اتاق بازرگانی ایران و افغانستان به «جوان» میگوید: «اوایل ورود طالبان به افغانستان با توجه به مشکلات موجود، صادرات ایران به این کشور در دو ماه امسال متوقف شده بود. پیشبینی میزان صادرات ایران به افغانستان برای سال جاری نزدیک به ۲ میلیارد دلار برآورد شده بود، اما متأسفانه به این رقم نخواهیم رسید و حضور سفیر جدید و تلاش وی برای افزایش صادرات است که سال آینده اوضاع به مراتب بهتر خواهد شد.» وی میافزاید: «با حضور سفیر جدید ایران در افغانستان، وی مجدانه در تلاش برای افزایش صادرات ایران به افغانستان و مبادلات کالا در مرزها هستند، نشستهایی نیز در این خصوص در اتاق ایران داشتند و حتی با طرف افغانستانی نیز نشستهایی برگزار کردند و برنامههایی نیر مدنظرشان است، احتمال میرود در سال ۱۴۰۲ رقم ۲ میلیارد دلار صادرات به افغانستان را شاهد باشیم.»
رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان خاطرنشان میکند: «صادرات افغانستان به ایران همیشه ناچیز و نزدیک به ۱۰الی ۲۰میلیون دلار بوده است، به دلیل اینکه اغلب کالاهای کشاورزی در افغانستان در ایران نیز موجود است. آنها تخم خوردنی به نام چلغوز دارند که به تمامی کشورها صادر میکنند و براساس تفاهمهای انجام شده مقرر گردید که اجازه ورود این مواد خوراکی به ایران نیز داده شود که در این صورت صادرات افغانستان به ایران نیز افزایش مییابد، البته باید توجه داشت خود افغانستان و طالبان نیز هنوز نتوانستهاند در دنیا جایگاه مؤثری برای برقراری ارتباط روابط تجاری با کشورها پیدا کنند، اما به دلیل همسایگی با ایران، راغب به همکاری با ما هستند و مذاکراتی هم در داخل اتاق ایران با آنها انجام شده است.» به گفته سلیمی «قطار راهآهن از سمت ایران تا خواف، مرز افغانستان میگذرد و قرار است این ریلگذاری از سوی طرف افغانستانی ادامه پیدا کند تا بتوانند این مسیر را به شهرهای دیگر انتقال دهند، اما متأسفانه به دلیل نبود هزینه این طرح متوقف شده و تا مرز افغانستان قطار ارسال سوخت و موادسوختی را میسر کرده است، اما در آن سوی مرز ادامه نیافته و معمولاً در مرز سوخت را تحویل میگیرند، بنابراین ادامه مسیر ریلگذاری باید توسط طرف افغانستانی تسریع پیدا کند تا حمل و نقل کالاهای مصرفی و صنعتی به افغانستان از طریق قطار و با هزینه کمتری صورت پذیرد.» سلیمی خاطرنشان میکند: «۳۴ مرز مشترک بین ایران و افغانستان مانند مرز دوغارون و خواف وجود دارد که فعال هستند، اما دو بحث در میان است مبنی بر اینکه آیا در این مرزها امکان ایجاد نمایشگاهها یا شهرکهایی برای خرید و فروش کالاها وجود دارد که دو طرف بتوانند کالای خود را در مرز عرضه و کالای ایرانی هم را خریداری کنند؟.»
افغانستان به عنوان دروازه ورود ایران به آسیای مرکزی
امیرحسین عربپور، کارشناس اندیشکده دیپلماسی اقتصادی نیز به «جوان» میگوید: «یکی از سیاستهای کارآمد و راهبردی برای پیشرفت و انتفاع اقتصادی در صحنه رقابت اقتصاد جهانی، از تلاقی دو حوزه اقتصاد و سیاست خارجی با عنوان «دیپلماسی اقتصادی» حاصل میشود.
دیپلماسی اقتصادی به مفهوم کارکردی کردن دیپلماسی در عرصه اقتصاد و به کارگیری تواناییهای بالقوه و بالفعل دیپلماسی برای تحقق اهداف اقتصادی کشورهاست. از وظایف اصلی دیپلماسی اقتصادی، ظرفیتسازی برای تجارت است که شامل استفاده از نفوذ و روابط سیاسی برای تحت تأثیر قرار دادن جریان تجارت و سرمایه گذاری بینالمللی میشود. بر همین اساس ضرورت جهتگیری دیپلماسی اقتصادی ایران به سوی بازار همسایگان به ویژه در شرایط فشار حداکثری امریکا، اهمیت ویژهای پیدا میکند و افغانستان به عنوان دروازه ورود ایران به آسیای مرکزی و چین بهترین فرصت برای حضور فعالان اقتصادی، تجاری است و استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه یکی از مسائل با اهمیت در دیپلماسی اقتصادی بهشمار میرود. در میان این کشورها، افغانستان به دلیل اشتراکات فرهنگی و زبانی و نیز دارا بودن وضعیت اقتصادی خاص از اهمیت و جایگاه ویژهای در دیپلماسی اقتصادی ایران برخوردار است، از آنجا که کشور افغانستان ۹۰ درصد نیازهای خود را از کشورهای همسایه خود تأمین میکند، میتواند نقش مهمی را به عنوان کشور مقصد در صادرات ایران داشته باشد.»
اهمیت افغانستان در روابط اقتصادی ایران عربپور میافزاید: «کشور افغانستان با حدود
۶۵۰ هزار کیلومترمربع وسعت و تقریباً ۲۸ میلیون نفر جمعیت و بیش از ۹۳۰ کیلومتر مرز مشترک، جایگاه و اهمیت ویژهای به لحاظ ژئواکونومی و ژئواستراتژیکی در بین همسایگان ایران دارد. مطابق آمار مرکز تجارت جهانی، ایران نخستین مبدأ واردات افغانستان در چند سال گذشته بوده است. میزان تجارت ایران و افغانستان سالانه حدوداً ۵/۲ میلیارد دلار است. صادرات سالانه ۲۳۷ مگاوات برق یکی از مهمترین محصول صادراتی ایران به این کشور محسوب میشود. به نظر میرسد در یک دهه اخیر وجود برخی اختلاف نظرهای سیاسی- امنیتی بین دو کشور، وجود تحریمهای بینالمللی علیه ایران و همچنین واگرایی سیاسی ناشی از تنشها و اختلافات آبی از عوامل مهم عدم رشد مبادلات اقتصادی بین دو کشور بوده است، اما عواملی نیز وجود دارد که باعث اهمیت افغانستان در روابط اقتصادی ایران میشود.» عربپور با تشریح این عوامل میگوید: «۱. افغانستان دروازه ورود ایران به آسیای مرکزی است: این کشور از سمت شرق با تاجیکستان و منطقه کشمیر هم مرز است که مردم این مناطق قرابت فرهنگی و دینی زیادی با ایران دارند؛ این مسئله میتواند از نظر صادرات اهمیت بالایی داشته باشد. همچنین روابط راهبردی با افغانستان میتواند مرزهای ایران را عملاً تا چین برساند. ۲. بهرهبرداری از ظرفیتهای مرزی مشترک: هم مرز بودن افغانستان با ایران همانند دیگر همسایگان ظرفیتهای فراوانی در اختیار ایران جهت تأمین ارز موردنیاز قرار داده است. هماکنون کاهش دسترسی ایران به ارز به دلیل تحریم، موجب ایجاد و گسترش بازار سیاه در امتداد مرز افغانستان- ایران شده است. ۳. تقویت همبستگی اقتصادی منطقهای از طریق بندر چابهار، پروژه راه ابریشم: در این میان ایران و افغانستان امروزی که برای هزاران سال نقش یک پل ارتباطی بین شرق و غرب و شمال و جنوب را ایفا کردهاند، راه ابریشم جدید میتواند زمینههای همکاری را مرحله به مرحله گسترش دهد. بدون شک توسعه اقتصادی منطقه با افغانستان به ریشهکنسازی تولید و توزیع موادمخدر زمینههای گرایش به تروریسم و افراطگرایی مذهبی از طریق کاملاً مسالمتآمیز کمک میکند.» این کارشناس اندیشکده دیپلماسی اقتصادی خاطرنشان میکند: «آنچه موجب استفاده حداکثری از ظرفیت اقتصادی کشورهای همسایه مثل افغانستان خواهد شد، به کارگیری دیپلماسی اقتصادی فعال از سوی ایران است. افغانستان از ظرفیتهای خوبی برای تقویت تجارت خارجی ایران برخوردار است. این کشور دروازه ورود ایران به کشورهای آسیای میانه است و به دلیل قرار گرفتن در مسیر راه ابریشم ظرفیت بالایی برای انتقال کالا را داراست.»
جان کلام
افغانستان که این روزها با مشکلات زیادی از جمله به رسمیت نشناخته شدن نظام سیاسی مواجه است، برای تأمین نیازهای خود به کشورهای مختلف نیاز دارد و طبعاً این نیاز را تأمین خواهد کرد و کشورهایی مثل هند نیز در تلاش برای تصاحب بیشتر بازار این کشور هستند. بنابراین با توجه به اشتراکات فرهنگی، زبانی، مذهبی و تاریخی مردمان ایران و افغانستان، باید زمینه تجارت تجار ایرانی در این کشور فراهم شود و ضمن پیگیری پروژههای قبلی به سمت تقویت مراودات اقتصادی با این کشور حرکت صورت گیرد.