سینما دیگر صرفاً جنبه هنری یا سرگرمی ندارد و با گذشت زمان و در اثر رابطه متقابل و دوسویه با جامعه بر کاربردهای آن افزوده شده است. سینما دیگر صرفاً جنبه هنری یا سرگرمی ندارد و با گذشت زمان و در اثر رابطه متقابل و دوسویه با جامعه بر کاربردهای آن افزوده شده است. این ویژگیهای غیرقابل تفکیک، سینما را به یک رسانه قدرتمند تبدیل کرده است که در فرایند ارتباطات اجتماعی قدرتمند، تأثیرگذار و قابل ملاحظه است، از این رو در بستر سینما، تصاویر سمعی و بصری فیلم به عنوان زبانی برای انتقال پیام از گیرنده به فرستنده، در مقایسه با زبانهای دیگر ارتباطی، مکانیسمی خاصتر و متمایزتر دارد. سینما با پرداختن به روایتهای جامعه، زندگی روزمره مردم، واقعیتهای جهان اجتماعی را در سالن سینما برای مخاطبان تجربهپذیر میکند. در واقع مخاطب با جامعه در سینما پیوند دوبارهای میخورد، از این رو فرهنگ، ارزشها و هنجارهای اجتماعی در ارتباط متقابل مؤلف، فیلم و مخاطب، تولید و بازتولید میشوند. در این جاست که مطالعه جامعهشناختی سینما و معانی بازنمایی شده در آن برای فهم و درک ارزشهای اجتماعی یک جامعه حائز اهمیت است، بنابراین میتوان گفت سینما کوچکشده جامعه در قاب تصویر است.
فرهنگ و گفتمان مقاومت
انقلاب در یک جامعه تغییری بنیادین و قدرتمند است که زیست جهانهای افراد یک جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد که انقلاب اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبود. به دلیل ویژگیهای مذهبی و ایدئولوژیکی که انقلاب ایران داشت و نیروها و عناصری که در شکلگیری آن نقش داشتهاند، انقلاب اسلامی به یک الگوی الهامبخش برای ملتهای مسلمان در حال مبارزه با استبداد، استکبار و ظلم تبدیل شد. با تغییر نگرش به دین و قرار دادن آن در مرکز جامعه، ارزشها و هنجارهای اجتماعی دستخوش تغییر اساسی شدند.
انقلاب اسلامی بر اساس آموزههای اسلامی این باور را در جامعه ایجاد کرد که باید در مقابل هر نوع تهاجمی از خود و جامعه دفاع کرد، این نوع دفاع و ایستادگی که امری مقدس و ارزشمند است و جنبههای مختلفی دارد، به مرور تبدیل به یک فرهنگ عظیم و ریشهدار به نام «فرهنگ مقاومت» شد. «فرهنگ مقاومت» یعنی مقاومت و ایستادگی در برابر هر نوع هجومی به ارزشهای دینی، اخلاقی و انسانی که حریم فرد و جامعه را مورد تجاوز قرار میدهد.
به مرور زمان و با مستحکمتر شدن پایههای نظری و اعتقادی فرهنگ مقاومت که در رابطهای متقابل با جامعه ایجاد شده بود و گسترش این فرهنگ در سطح بینالملل به خصوص در کشورهای همسو با جمهوری اسلامی ایران به ویژه در دو دهه گذشته برای مقابله و ایستادگی در مقابل ظلم، استکبار و استبداد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی تحمیلی از سوی قدرتهای استکباری شاهد تشکیل جبهه مقاومت بر اساس آرمانهای انقلاب اسلامی که برگرفته از آموزههای دینی است، هستیم که در سالیان اخیر این فرهنگ تبدیل به «گفتمان مقاومت اسلامی» و یک نوع زیست و سبک زندگی در ابعاد مختلف (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) شده است که با خلق ابزاری مانند روحیه جهادی، استکبارستیزی، ظلمستیزی، اتکا به خویش، خودسازی، خودباوری، عدموابستگی، پیشرفت و توسعه متوازن و همهجانبه تبدیل به سلاحی محکم در بین جوامع مستقل منطقه شده است.
سینمای مقاومت
پس از انقلاب اسلامی و به دنبال این سخن امام خمینی (ره) که: «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم»، سینما به عنوان ابزاری مهم برای قشر مذهبی و انقلابی جامعه برای بیان هنری آرمانهای انقلاب اسلامی مطرح شد و به سمت اهداف متعالی رهنمون شد.
همگام با تغییر رویه دیگر نهادها و ارگانهای دولتی بعد از انقلاب اسلامی، نظام سینما نیز به سمت تغییر در محتوا، شیوه و اجرا حرکت کرد، از این جهت سینمای ایران یک تغییر قابل توجه را شاهد بود. مروری بر تاریخ سینما در ایران این نکته را نشان میدهد که رشد و شکوفایی سینما به عنوان یک پدیده مهم در جامعه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است.
به این ترتیب سینمایی متأثر از جریان فکری انقلاب اسلامی شکل گرفت که به مؤلفههایی مانند خیزش انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، مبارزه با استکبار و غرب، ظلمستیزی، ارزشهای دینی، مذهبی و مسئله فلسطین میپردازد. اگرچه این سینما برخلاف پشتوانه فکری و آرمانی خود، منسجم، یکپارچه و سازمانیافته نیست، لیکن میتوان به طور کلی عنوان «سینمای انقلاب» را برای آن برگزید.
«سینمای انقلاب» سینمایی است که در آن شاهد بازنمایی ایدئولوژی و گفتمان انقلاب اسلامی، آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی هستیم؛ سینمایی که از بطن جریان فکری انقلاب اسلامی و طرفداران آن برخاسته است که طیف وسیعی از فیلمها را در این حوزه شامل میشود که خود میتواند به گونههای مختلفی تقسیم شود.
در گونهای از «سینمای انقلاب» میتوان «سینمای مقاومت» را جای داد؛ سینمایی که هر چند خود یک نوع گفتمان و عنوانی کلی محسوب میشود، اما ذیل عنوان کلیتر «سینمای انقلاب» قرار میگیرد. بازتعریف و بازنمایی مقاومت با ابزار سینمایی و در قالب بیان هنری باعث تولید و کارکرد مثبت ایدئولوژی و گفتمان مقاومت درسطح جامعه میشود؛ کاری که کشورهای غربی در مورد جنگ جهانی دوم به خوبی از عهده انجام آن برآمدند. سینمای مقاومت میتواند مقاومت شخص در برابر نفس خویشتن و امیال شیطانی باشد، میتواند مقاومت در مقابل ظلم و استبداد باشد، میتواند مقاومت در مقابل اشغال وطن و ضداستعماری باشد و میتواند مقاومت در مقابل دشمنی خارجی و حتی تفکر و تحمیل سبک زندگی مهاجم باشد. سینمای مقاومت حتی در برابر وضعیت نابسامان اجتماعی و دوری گرفتن از اهداف و آرمانها واکنش نشان میدهد.
مهمترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای مقاومت
در سالهای اولیه بعد از انقلاب اسلامی، فیلمهای تولیدی بیشتر درباره مقاومت مردم ایران در مقابل استبداد شاهنشاهی و حمله صدام به ایران بود. به مرور فیلمهایی با درونمایه مذهبی هم تولید شد. در سال آخر جنگ تحمیلی و با گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی در منطقه شاهد تولید فیلمهایی با موضوع اشغال فلسطین و لبنان توسط رژیمصهیونیستی و مقاومت این دو کشور هستیم.
با تعریف صورتگرفته از «فرهنگ و گفتمان مقاومت» و سینمای برآمده از متن آن که حاصل تقابل و رابطه دوسویه جامعه و سینماست، میتوان آثار زیادی را در گونههای مختلف ذیل «سینمای مقاومت» جای داد؛ آثاری مانند دادشاه، ترن، سناتور، استرداد و برزخیها که مقاومت در مقابل ظلم رژیم شاهنشاهی است. توبه نصوح، یک تکه نان و رسوایی ۱ مقاومت در برابر شیطان و هوای نفس است. شیر سنگی، کشتی آنجلیکا، ناخدا خورشید و یتیم خانه ایران که مقاومت در برابر استبداد است. آژانس شیشهای، لاتاری و خروج که اعتراض و مقاومت در برابر وضع اجتماعی موجود است و همچنین انبوه فیلمهای دفاع مقدس که مقاومت در مقابل تهاجم خارجی است.
اما در بخش بینالمللی «سینمای مقاومت» هم شاهد تولید آثار ارزشمندی بود هایم، مانند: بازمانده (سیفالله داد)، سرب (مسعود کیمیایی)، لبنان عشق من (حسن کاربخش)، قاعده بازی، هفت سنگ (عبدالرضا نواب صفوی)، قناری (جواد اردکانی)، هیام (محمد درمنش)، زخم زیتون (محمدرضا آهنج)، تولدی دیگر، بیگانگان، آواهای سرزمین من (عباس رافعی)، شکارچی شنبه، امپراطور جهنم (پرویز شیخ طادی)، سیوسه روز (جمال شورجه)، ریسمانی نزدیکتر از رگ (مسعود اطیابی)، فرشتگان قصاب (سهیل سلیمی)، جشن تولد (عباس لاجوردی)، به وقت شام (ابراهیم حاتمیکیا).
در حال حاضر سینما و تصویر مهمترین ابزار انتقال فرهنگ، ایدئولوژی و گفتمان در سطح جامعه است. در سالهای اولیه بعد از انقلاب و سالهای اولیه بعد از دفاع مقدس با توجه به حجم بالای تولید آثار انقلابی با موضوع «مقاومت» در گونههای مختلف شاهد همنوایی و استقبال بسیار بالای جامعه و نسل جوان آن با «فرهنگ و گفتمان انقلاب اسلامی و مقاومت» بودیم، اما هر چه جلوتر آمدیم (به خصوص در دهه گذشته) از حجم تولید این آثار کاسته شد و همین امر باعث بیگانگی بخشی از نسل جوان کنونی در برابر «گفتمان مقاومت» شده است.
در واقع میتوان گفت با توجه به رابطه متقابل و دوسویه سینما و جامعه در تولید، بازنمایی و انتقال فرهنگ و ایدئولوژی، رابطهای مستقیم بین حجم آثار تولیدی و همنوایی با «گفتمان مقاومت» در سطح جامعه وجود دارد، به نحوی که هر چه کمیت و کیفیت این آثار بیشتر باشد، شاهد پذیرش و همراهی بیشتر و هر چه کمیت و کیفیت کمتر باشد، شاهد بیگانگی و حتی گاردگرفتن نسل جدید در مقابل «فرهنگ و گفتمان مقاومت» هستیم.
این نقد به طور جدی هم به سینماگران و هم مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور وارد است که به خصوص در جریان مقابله جبهه مقاومت اسلامی با داعش و حامیانش در منطقه کوتاهی کرده و به رغم شکلگیری و ایجاد «گفتمان مقاومت» در سطح منطقه که باعث همگرایی و وحدت بین ملتهای منطقه شده است، اما در بازنمایی و انتقال این گفتمان و فرهنگ به نسل جدید حق مطلب را هنوز ادا نکردهاند.
*کارشناسی ارشد جامعهشناسی