کد خبر: 1128767
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۴۰۱ - ۲۱:۰۱
«آيت‌الله محي‌الدين حائري شيرازي و مواجهه با ضرورت‌هاي زمان» در گفت‌وشنود با عليرضا نجابت
علوم انساني را
 تنگه احد نظام اسلامي مي‌دانست آغازين بخش از اين گفت‌وشنود را روز گذشته از نظر گذرانديد. اينك واپسين بخش از آن را پيش‌روي داريد.
سمانه صادقي

اجراي طرح فلاحت در فراغت از سوي آيت‌الله حائري شيرازي تا هم اينك محل گمانه‌ها و نقدهاي متنوع بوده است. پس از سال‌ها ارزيابي شما از آن چيست؟
اتفاقاً روزي از ايشان سؤال كردم ايده فلاحت در فراغت، چگونه به ذهن شما رسيد؟ ايشان گفتند: «دوره جواني علاقه داشتم در رشته كشاورزي تحصيل كنم. حتي مقطعي هم پيش از پيروزي انقلاب اسلامي با مرحوم آقاي دكتر محمد ايزدي - اولين وزير كشاورزي در دولت آقاي بازرگان كه شيرازي بود- كشاورزي مي‌كرديم. از همان زمان اين ايده در ذهنم آمد... .» ايشان بعد از پيروزي انقلاب و كم شدن تنش‌ها در استان، اين ايده را مطرح كردند. آقاي حائري معتقد بودند خانواده‌هاي ما دچار زندگي كارمندي و آپارتمان‌نشيني شدند و وقت آزاد و فضاي تنفس ندارند. از طرفي در شيراز هم معمولاً مردم وقتي هوا خوب مي‌شود، به مناطق خوش آب و هواي شهر يا فضاهاي سبز مي‌روند و كنار هم غذا مي‌خورند. خوب است كمك كنيم تا زمين‌هايي آماده شود كه مردم در اوقات بيكاري در آن درخت و سبزي بكارند و حتي در صورت امكان، چند مرغ و دو سه گوسفند پرورش دهند كه هم ثمره كار كردن خود را ببينند و هم از محيط لذت ببرند و هم دور هم جمع شوند. حتي در آن دوره به ايشان مي‌گويند، زمين‌هايي را كه متعلق به منابع طبيعي است با همكاري اين نهاد قطعه‌بندي كنیم و در متراژهاي هزار متري و به صورت باغچه‌هاي كوچك، در اختيار مردم قرار دهيم. البته اجازه ساخت و ساز در آن زمين‌ها وجود نداشت، ولي مردم مي‌توانستند آن زمين‌ها را بيل زده، درخت بكارند و آخر هفته‌هايشان را آنجا بگذرانند. اين كار موجب مي‌شد مردم حال روحي خوبي پيدا و آخر هفته‌شان را بهتر سپري كنند. در واقع پيوست فرهنگي و اجتماعي كه اين ايده داشت، خيلي مهم‌تر از كار كشاورزي آن بود. مسئله ديگري كه وجود داشت، اين بود كه شيراز آب‌هاي سطحي بسيار زيادي داشت كه اين آب‌ها به سمت درياچه نمك پشت فرودگاه شيراز مي‌رفت و تبديل به شوره‌زار مي‌شد. آقاي حائري طرح دادند آب‌هاي سطحي جمع‌آوري و تبديل به پايه‌اي براي اين باغ‌ها شود. ايشان به من گفتند: «من اين طرح را نوشتم و به زيارت امام رضا(ع) رفتم و روبه‌روي ضريح حضرت گفتم من با اين نيت و هدف آمده‌ام، مي‌خواهم شما هم مساعدت كنيد طرح را ارائه دهم... .» از حرم كه بيرون آمدم، آقاي محمدي گلپايگاني مسئول دفتر حضرت آقا را ديدم. به دلم افتاد كه امام رضا راهنمايي كردند. طرح را به ايشان دادم كه خدمت حضرت آقا بدهند. نهايتاً اين طرحي شد كه جذابيت زيادي پيدا كرد ايده آقاي حائري بسيار خوب بود، اما بعضاً افرادي با نگاه سودجويانه به قضيه وارد شدند كه باعث ايجاد حواشي شد. مثلاً به جاي در اختيار قرار دادن زميني براي اوقات فراغت مردم، زميني را 800 هزار تومان و به صورت قسطي به كارمندان دادند. شرط برخورداري هم اين بود كه فرد كارمند باشد و از اين قبيل. بعد هم افراد ديگري طرح‌هاي مشابه دادند كه بر اساس همان طرح بايد مديريت مي‌شد. نهايتاً از ثمرات طرح آقاي حائري اين است كه شهر شيراز جزو كلانشهرهايي است كه به شدت آلودگي‌اش كم است. يكي از دلايل اين مسئله اين است كه در چهار طرف شهر شيراز، به ترتيبي طرح آقاي حائري اجرا شد كه الان به ثمر نشسته است. هرچند به‌خاطر همان طرح هم پشت سر ايشان خيلي صحبت‌ها كردند. به همين دلیل هم وقتي مرحوم آقاي حائري مي‌خواستند امامت جمعه شيراز را تحويل دهند، مشخصاً از دفتر حضرت آقا گروه بازرسي را دعوت كردند كه همه مسائل را بررسي كنند. ايشان همه چيز را تحويل دفتر حضرت آقا دادند و بعد به قم تشريف بردند. مرحوم آقاي حائري نه هيچ بهره شخصي در طرح فلاحت در فراغت بردند و نه اجازه دادند كه هيچ كدام از فرزندانشان، در اين قضيه وارد شوند.

مواجهه آيت‌الله حائري شيرازي با شرايط سياسي پس از دوم خرداد 76 را چگونه تحليل مي‌كنيد؟
در جريان انتخابات سال 1376، در فضاي سياسي كشور و بين سياسيون اينطور جا افتاده بود كه آقاي ناطق به عنوان ادامه دهنده راه آقاي هاشمي انتخاب مي‌شود، چراكه ايشان رئيس مجلس بودند. اما روز انتخابات آقاي خاتمي رأي آورد. شايد اين مسئله جزو يكي از اتفاقاتي بود كه كسي فكر آن را نمي‌كرد. شما نمي‌توانيد با تفكر سال1401، دهه 70 و وقايع آن سال را تحليل كنيد. اين اولين انتخاباتي بود كه پس از پيروزي انقلاب، خيلي پيچيدگي داشت. دوستان اصولگراي ما عملاً با وضعيتي مواجه شدند كه تصورش را هم نمي‌كردند. آن زمان من دانشجو بودم و در ستاد آقاي ناطق در شيراز كار مي‌كردم. مرحوم پدرم هم كه نماينده دوره پنجم مجلس بود، در آن دوره به عنوان رئيس ستاد آقاي ناطق در استان فارس انتخاب شد. آن دوره تلقي ما اين بود كه آقاي ناطق رأي مي‌آورد. پيش از برگزاري انتخابات، آقاي حائري سخنراني معروف و بسيار منطقي‌اي داشتند كه به شدت در مورد آن حاشيه‌سازي انجام شد. موضوع آن بود كه در جريان تبليغات انتخابات، يكي از مستمسك‌هايي كه طيف طرفدار آقاي خاتمي دست گرفته و بر اساس آن مخصوصاً در دانشگاه‌ها تبليغ مي‌كردند، اين بود كه آقاي خاتمي را سيد مظلوم و سيد زيبا مي‌خواندند. آيت‌الله حائري هم در يكي از سخنراني‌هاي خود گفتند: «ما اگر بخواهيم مبناي انتخاب رئيس‌جمهور را خوشگلي قرار دهيم كه يزيد از همه خوشگل‌تر است و بر اين اساس از همه مناسب‌تر است!» طرفداران آقاي خاتمي هم اين صحبت‌ها را مستمسك قرار دادند و گفتند ايشان به آقاي خاتمي توهين كرده است! در آن دوره خيلي براي آقاي حائري حاشيه ساختند و شايد حدود يك سالي روي اين موضوع مانور دادند. اين هجمه‌ها باعث شد وقتي آقاي حائري در انتخابات خبرگان سال 1378 شركت كردند، با آن سابقه و عنوان نماينده ولي فقيه رأي نياوردند! شايد به همين دلیل آقاي حائري در آن مقطع از امام جمعه بودن شيراز استعفا کردند. هرچند حضرت آقا، استعفاي ايشان را نپذيرفتند. بعد هم كه آقاي خاتمي به عنوان رئيس‌جمهور به شيراز آمد، به منزل آقاي حائري رفت. طبق آنچه از سال 1377 به بعد در محضر آيت‌الله حائري ديده‌ام، نگاه ايشان كلان‌تر از جريانات و گروه‌هاي سياسي بود. گرچه بر حسب ظاهر جزو جريان اصولگرا محسوب مي‌شدند، اما نوع نگاه و رفتارشان واقعاً فراتر از اين جناح‌بندي‌ها بود. آقاي حائري در خطبه‌هاي نماز جمعه‌شان آن چيزي را كه تشخيص مي‌دادند درست است، مي‌گفتند. بعد از خردادماه سال1376، ابتدا آقاي صحرائيان و بعد هم آقاي انصاري لاري به عنوان استاندار فارس انتخاب شدند. حقيقتاً آقاي حائري در آن دوره، هيچ نمودي در اداره امور استان نداشتند و نمي‌خواستند سد راه آنها شوند. با اينكه گاهي اوقات و كم و بيش، تنش‌هايي ميانشان وجود داشت. آيت‌الله حائري به شدت تيزبين بودند و همه رفتارها و موضعگيري‌هاي سياسي شان را با شاخصي به نام رهبري تنظيم مي‌كردند. ارتباط ميان ايشان و رهبري، خيلي عميق و قلبي بود. اين مسئله را همه در سفر حضرت آقا به استان فارس به عينه ديدند كه چه احترام و ارادتي نسبت به آقاي حائري داشتند. آقاي حائري مي‌گفتند: «چندي قبل از رحلت حضرت امام، خدمت حضرت آقا رفته و عرض كردم رياست‌جمهوري شما در حال اتمام است، بعد از آن چه خواهيد كرد؟ حضرت آقا فرمودند به حوزه مي‌روم، مگر اينكه امام نهي‌ام كند، البته بعد از رياست‌جمهوري اگر ايشان به من بگويند كه مسئول عقيدتي- سياسي ژاندارمري يكي از روستاهاي سيستان و بلوچستان شوم، ترديد نمي‌كنم! اما بعد از رحلت حضرت امام، مجلس خبرگان حضرت آقا را به عنوان رهبر انتخاب كردند. اين انتخاب ثمره آن تواضعي بود كه حضرت آقا داشتند. آنجا آن حرف را زدند و خداي بزرگ، اينجا اين مقام را برايشان در نظر گرفت... .» علاوه بر اين آقاي حائري مي‌گفتند: «آقاي خامنه‌اي هواي نفس ندارد.» يعني ايشان حب جاه و مقام ندارد و اصلاً دنبال اين مسئله نيست.

با توجه به اينكه آيت‌الله حائري در دوره فتنه 88، ديگر امام جمعه شيراز نبودند، نسبت به اين رويداد چگونه واكنش نشان دادند؟
آيت‌الله حائري، واكنش شدیدی به فتنه سال1388 داشتند. ايشان جزو معدود علما و چهره‌هاي سرشناسي بودند كه براي تبيين و روشنگري به ميدان آمدند. نامه آيت‌الله حائري به حضرت آقا در قضيه فتنه سال1388 بسيار معروف است. ايشان در نامه خطاب به حضرت آقا نوشته بودند: «شما اعانت خواهيد شد، وعده خداوند حق است، مسئله، مسئله گرفتن آتش در دست است و اين ايام آخرالزمان است كه ايمان در دل داشتن، از آتش در دست نگه داشتن سخت‌تر است... اين آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور كه شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتش شاه، به ميان ما برگشت و آن منتظر با سرد شدن آتش استكبار است كه زيارتش مي‌كنيم... .» نامه، نامه عميقي بود. آقاي حائري در آن دوره هر جا كه دعوت شدند، اعم از تلويزيون، راديو، مطبوعات و از اين قبيل، بدون هيچ ملاحظه‌اي با منطق و استدلال قوي، به موضوع فتنه ورود كردند. شايد ايشان جزو معدود نخبگاني بودند كه به اين موضوع ورود كردند. من مطمئن هستم كه اگر امروز هم حضور داشتند، حتماً حتماً الان هم در دفاع از اصل نظام، اصل انقلاب و ولايت، آن شيوه را تكرار مي‌كردند. البته گاهي كه كنارشان مي‌نشستيم، مي‌ديديم كه ايشان نقدهاي جدي نسبت به سيستم و روشي كه كشور اداره مي‌شود، دارند. مثلاً آقاي حائري در حوزه بانكداري، به شدت عليه بانك‌ها و ربا موضع داشتند و وظيفه خود مي‌دانستند اين مسئله را به سرانجامي برسانند. شايد آخرين حرف‌هايي كه در لحظات پاياني حياتشان و در بستر بيماري در بيمارستان زدند، در باره مسئله ربا بود. ايشان مي‌گفتند: «مسئله ربا را دست‌كم نگيريد و در خصوص آن كار كنيد.» واقعاً نگاه آيت‌الله حائري در فتنه 88، يك نگاه تبييني و جهادي درجه يك بود.

آيت‌الله حائري پس از استعفا از امام جمعه بودن شيراز و به رغم بيماري، بر فعاليت خود افزودند. به نظر شما علت اين امر چه بود؟
مرحوم آقاي حائري بعد از 20 سال كه در استان فارس امام جمعه بودند، چندين نوبت خدمت حضرت آقا رسيدند و درخواست كردند ايشان اجازه دهند تا به كار درس و بحث و تبليغ بازگردند كه آقا موافقت نكردند. از خود آقاي حائري شنيدم در سفري به تهران خدمت حضرت آقا مي‌روند و استعفا مي‌کنند. حضرت آقا در آن ديدار به ايشان مي‌گويند: «آقاي حائري! اگر من مي‌توانستم شما را 32- 30 قسمت كنم، هرقسمت از شما را در يك استان مي‌گذاشتم، از من نخواهيد استعفاي شما را بپذيرم و من خيالم راحت است كه شما در استان فارس تشريف داريد... .» واقعاً هم همينطور بود. شايد يكي از طولاني‌ترين سفرهاي استاني حضرت آقا، وقتي بود كه به استان فارس تشريف آوردند. ايشان به مدت 10 روز، در استان فارس و شيراز تشريف داشتند. به هرحال به‌خاطر شرايط جسمي آقاي حائري و عمل جراحي سختي كه هفت، هشت سال قبل از وفاتشان انجام دادند و استدلال‌هايي كه آوردند، در نهايت حضرت آقا استعفايشان را پذيرفتند. با اين حال چون بحث تبيين و توسعه علوم انساني اسلامي براي آقاي حائري خيلي مهم بود و علوم انساني را تنگه احد نظام جمهوري اسلامي مي‌دانستند، فعاليت در اين زمينه را كنار نگذاشتند. ايشان معتقد بودند: «ما اگر علوم انساني اسلامي را رها كنيم، از همانجا ضربه مي‌خوريم. علوم انساني غربي، كل حكمراني و حاكميت ما را در بر گرفته و متأثر از خود كرده است. اشتباه‌ها و خطاهايي كه الان با آن دست به گريبان هستيد، برآمده از همان علوم غربي است، چراكه علوم غربي پر از اشكال است....» آقاي حائري زماني كه امام جمعه شيراز بودند، حتي در اين زمينه مجموعه‌اي را هم راه اندازي كرده و اساتيدي را كه در اين عرصه حرفي براي گفتن داشتند، از هر پژوهشكده‌اي جمع مي‌كردند. منتها وقتي از امام جمعه بودن شيراز كنار و به قم رفتند، بيشتر وقتشان صرف تدريس مي‌شد. البته آقاي حائري بخشي از وقتشان را هم در تهران تشريف داشتند و حضرت آقا دستور داده بودند براي ايشان فضايي فراهم شود. بنابراین سه روز در هفته، در شهرك شهيد محلاتي مستقر بودند و جلساتشان را آنجا برگزار مي‌كردند. دو روز هم در يكي از مدارس قم، درس اخلاق مي‌گفتند، چراكه بعد از فوت مرحوم حاج آقا مجتبي تهراني و مرحوم آقاي خوشوقت، شرايطي فراهم شد كه گفتند آقاي حائري اين خلأ را مي‌توانند پر كنند. اتفاقاً من هم اعتقاد دارم كه دوره شكفتگي آقاي حائري، آن مقطع بود. در آن دوره فضا براي ايشان بيشتر فراهم شد و با آن سن و سال، به همه جاي ايران تشريف مي‌بردند. تا اينكه بيماري تمام جسمشان را گرفت و از تهران به قم رفتند و همانجا هم فوت كردند. البته يك مقطع يك ماهه هم براي درمان به شيراز آمدند ولي نهايتاً به قم برگشتند و همانجا به رحمت خدا رفتند.
ايشان در دهه پاياني حيات، چه دغدغه‌هايي داشتند و تا چه حد به آن جامه عمل پوشانيدند؟
همانطور كه عرض كردم، يكي از دغدغه‌هاي ايشان موضوع علوم انساني اسلامي بود. حتي در همين رابطه، بنيادي را هم در زمان حياتشان راه‌اندازي كردند. آيت‌الله حائري وصي خود را هم در پژوهشكده علوم انساني «محي الدين»، آقاي دكتر ايمانيه قرار دادند كه در حال حاضر استاندار فارس هستند. علاوه بر بسط و توسعه علوم انساني اسلامي، ديگر دغدغه جدي ايشان بحث بانكداري اسلامي و مبارزه با ربا بود. آيت‌الله حائري مي‌گفتند: «اساس مفسده‌هاي كشور، همين سيستمي است كه مال شبهه‌ناك را وارد زندگي مردم ما مي‌كند... . » تعريف بسيار دقيقي از هم بانكداري اسلامي داشتند و خيلي دنبال اجراي آن بودند. هرچند عمر ايشان كفاف نداد. از ديگر دغدغه‌هاي آيت‌الله حائري در دهه آخر عمرشان، بحث اخلاق اسلامي براي تبيين و ترويج آن بود.

از واپسين خاطرات خود از آيت‌الله حائري و نيز رحلتشان مواردي را براي خوانندگان ما نقل كنيد.
آيت‌الله حائري در آذرماه سال1396، به رحمت خدا رفتند و من مهرماه همان سال، به دلیل مأموريت كاري به جزيره كيش منتقل شده بودم. در مردادماه آن سال، ايشان همراه با فرزندان و جمعي از اعضاي خانواده به سفر كربلا رفته بودند. به‌ دلیل گرماي هوا، سفر براي ايشان خيلي طاقت‌فرسا شده بود. پس از بازگشت آیت‌الله از سفر، براي ديدارشان به منزلي كه در تهران داشتند، رفتم. ديدم كه خيلي لاغر شده و عملاً نمي‌توانند بنشينند! به همين دلیل در تمام مدت خوابيده بودند. خيلي نگران وضعيتشان شدم. بعد از آن آقاي حائري به بيمارستان نمازي شيراز تشريف آوردند و من متوجه شدم كه آن احوالات، از آثار بيماری ايشان است. آيت‌الله حائري يك ماه در بيمارستان بستري بودند. آخرين باري كه من ايشان را ديدم، آبان ماه آن سال و در بيمارستان نمازي شيراز بود. با ديدن آیت‌الله در آن وضعيت، خيلي بر من سخت گذشت! بعد از آن آقا را به قم بردند و من ديگر ايشان را نديدم، تا اينكه همانجا به رحمت خدا رفتند. البته در تمام مدتي كه آيت‌الله حائري در بستر بيماري بودند، خانمم و خانواده مرتباً به ديدارشان مي‌رفتند. آخرين باري كه ایشان را ديدم، سر مرا در بغل گرفتند و بوسيدند. آن لحظه خيلي حالم منقلب شد، از اينكه آیت‌الله را در آن وضعيت مي‌ديدم. چون ایشان هميشه قرص و سرپا بودند و هيچ وقت خودشان را افتاده نشان ندادند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار