دکتر حبشی، روانشناس و مشاور خانواده در گفتگو با «جوان» از سه راهکار مهمی که والدین باید در رابطه با فرزند خود عملیاتی کنند، سخن میگوید. به گفته وی رفیقسازی در دوران کودکی، رفیقسازی اورژانسی در نوجوانی و تعامل پیشگیرانه با دوستان ناباب فرزند از جمله فنونی است که باید به ترتیب به کار گرفته شود. اگر والدین هر کدام از این اصول را در هر دوره رعایت نکردند، باید در مراحل بعدی گامهای جدیتری بردارند.
دوستی و روابط دوستانه چه تأثیری در شکلگیری شخصیت نوجوان دارد؟
یکی از بنیادیترین موارد شکلگیری شخصیت افراد، دوست است. نوجوان یک ویژگی دارد و آن رفیقپرستی است، یعنی نوجوان عاشق و محتاج رفیق و متأثر از رفیق است. نوجوان رفیق را در حد پرستش دوست دارد، بنابراین بیشترین و مهمترین تأثیر را از او میگیرد. رفیق در شکلگیری شخصیت و سرنوشت افراد در سن نوجوانی بسیار مؤثر است و سالهای بعد از آن تأثیر دوستی و رفاقت کمرنگتر میشود. باید دید رفیق کیست و نوجوان از او چه میخواهد و چه مواردی را در وجود او مبارک و سازنده میداند!
نوجوان تا کجا باید در رفاقت و دوستی پیش برود؟ آیا مرزبندی دارد؟
این قصه را با نوجوان نباید حل کرد و باید والدین خودشان حل کنند. والدین باید رفیقسازی کنند و از کودکی این رفیقسازی را رقم بزنند، یعنی با گروههای همسال و آشنایانی مطمئن رفت و آمد کنند تا فرزندشان دوستان خود را از دل همین جمعها انتخاب کند. در واقع یک کار اول و مهم والدین رفیقسازی است. اگر به موقع این کار را نکردند، اورژانسی باید رفیقسازی کنند، البته عبارتهایی دستوری همچون «بیا برو با علی دوست شو» یا «با امیر نپر» فایده ندارد. در واقع برای نوجوان باید فرصت تعامل با دوستان خوب را فراهم کنیم. مثلاً بگوییم «بابا نمیخوای موکب بزنی برای فاطمیه» یا اینکه «بابا میخوای فوتبال بازی کنی»، «میخوای بریم باشگاه». فراهمسازی چنین میدانی برای مراودههای سالم و رسیدن به دوستان مناسب ضروری است.
اگر باز هم این روش جواب نداد و نوجوان وارد ارتباط مسموم با دوستان شد، والدین چه باید کنند؟
پدر و مادر نمیتوانند راه نوجوان را ببندند، چراکه با ایجاد مانع و ابراز مخالفت، این ارتباط زیرزمینی و مخفیانه میشود. ارتباط مخفیانه میزان آسیبپذیری را ۱۰۰ برابر میکند و اتفاقاً شرایط رفاقت ناباب فراهم میشود. راهکار مهم در این زمینه این است که اگر فرزند به رفاقت و دوستی ناباب آلوده شد، والدین باید در همان فرد و فضای ناباب نفوذ کنند، یعنی به جای پاک کردن فرد به اصطلاح ناباب، معاشرت خود را افزایش یا انس و علاقه خود به فرزند را به ناباب گوشزد کنند. مثلاً در تعامل از او بپرسد «آقا رضا کی به دنیا اومدی؟» بعد به مناسبت تولد رضا هدیهای بخرند و از طریق نوجوان خود به او بدهند تا در نهایت بتوانند در فرصتی به او بگویند «آقا رضا شما سیگار میکشی، من نگران تو هستم ولی به هر حال خودت میدونی، اما بیشتر نگران پسر خودم هم هستم که سیگار نکشد! کاش او سیگاری نشود.» در واقع والدین، رفیق ناباب فرزند را باید از این طریق به خود متعهد و مدیون کنند.