ذهن انسان به واسطه ویژگیای که دارد میتواند به راحتی به آینده و گذشته سفر و با نیروی تخیل خود در هر جای غریبی سیر کند. جسم انسان پیر و ناتوان میشود، اما ذهن به جاودانگی میاندیشد. هر کدام از ما منحصربهفرد هستیم که از این قوه تخیل و نیروی ذهن خود میتوانیم استفاده کنیم و به واسطه هنر، آرزوهای فردی خود را برآورده سازیم، به همین دلیل هنر باعث کاهش تنشهاست و در برآورده کردن آرزوهای فردی میتواند عمل کند.
هنر با روح و روان ما رابطهای عمیق دارد و آن وجد و احساس خوبی که در ما ایجاد میکند غیرقابل انکار است. آن حس خوب و آرامبخشی که پس از شنیدن یک آواز زیبا دست میدهد یا به وجد آمدن با دیدن یک نقاشی زیبا، همه اینها حکایت از رابطه هنر با روح و روان ما دارد و چیزی که حالمان را خوب میکند، ما را آرام میکند و نشاط و شادی را برایمان عرضه میدارد و روحمان را جلا میدهد.
هنر به عنوان یک ابزار جهت درمان بیماریهای روح و روان استفاده میشود؛ ابزاری که به فرد کمک میکند بتواند درگیریهای ذهنی خود را برونریزی کند.
در واقع هنر برای افرادی که دچار اضطراب و تنش هستند، بستری را فراهم میکند که افراد بدون نیاز به گفتگو، بدون نیاز به مخاطبی که بخواهد با او صحبتی کند و کلام خود را از طریق صحبت به او انتقال دهد، با فعالیتهایی مثل نقاشی، نواختن ساز و مجسمهسازی با محیط ارتباط بگیرد و به آرامش روحی خود برسد. به صورت کلی بیان خلاق میتواند شفا و بهزیستی روانی را تقویت کند.
انسان از ابتدای خلقت پیوند جدانشدنی با هنر داشته و در جنبههای مختلف زندگی از آن بهره جسته است و با آفرینش آثار هنری، احساس شعف و لذت میکرده، از این رو هنر با زندگی وی درآمیخته است. پرداختن به هنرهای مختلف میتواند از نظر روحی تأثیرات مفیدی را روی زندگی افراد بگذارد و باعث آرامش و کم شدن استرس و اضطراب در آنها شود. هنر در حکم یک زبان است؛ زبان عواطف و هیجانها و منعکسکننده عمیقترین احساسات روح پرتلاطم.
متفکر بزرگ آگوست کنت معتقد است: «هنر بخشی از زبان است که تمام افراد نوع بشر آن را درک میکنند و به معانی آن پى میبرند.»
و، اما برای درک بیشتر هنر باید زبان و نشانههای آن را آموخت و هنرمندان مهمترین عامل درک و شناسایی زیبایی و آثار هنری هستند. زیبایی و هنر یا ساخته طبیعت بوده یا دستپرورده هنرمندان، زیبایی پیش از هنر در طبیعت وجود داشته ولی درک آن ابتدا مشکل و شناخت آن توسط هنرمند صورت گرفته است، هم اکنون درک هنری در بعضی افراد در اثر مشاهده آثار هنری در محیط پیرامونشان به طور ناخودآگاه تا حدودی تقویت و پرورش مییابد و هنرهایی که ارتباط بیشتری با مردم برقرار میکنند، جذابتر هستند. به صورت کلی هنر یک رسالت مردمی است و هنری که ارتباط مستقیم با مردم داشته باشد، ماندگارتر خواهد بود.
هنر و هنرمند همیشه برای ما ایرانیان، عزیز و ارزشمند بوده است. از زمانهای قدیم که آثار هنری افراد به صورت نقش و نگارهایی روی سنگها و دیواره غارها نمایان میشد و ساز موسیقیشان تکهای از چوب و چند برگ و یک نی ساده بود تا به امروز شاهد پیشرفت هنر در زمینههای مختلف نقاشی، بازیگری، تئاتر، موسیقی و ... هستیم.
به صورت کلی زیبایی عواطف انسان را تحریک میکند که به این ترتیب ذهن سطوح بالاتری را ادراک میکند که این ادراک موجب کشف پیام نهانی که در هنر است میشود، به صورت کلی پیامهای پیچیده را نمیتوان به صورت مستقیم درک کرد. هنری موفق است که بتواند چالشهای ذهنی به وجود آورد و بازتابهایی ایجاد کند.