مسعود بارزانی با رسیدن داعش به نزدیکی اربیل از پنج کشور درخواست کمک کرد، اما نهایتاً حاج قاسم و 50 نیروی مخصوصش به کمک او شتافتند. بعد از این، با مقامات ایرانی تماس گرفتم و گفتم: اگر شما به ما کمک نکنید، من استان را از جمعیت تخلیه میکنم، آنها شماره موبایل حاج قاسم سلیمانی را به من دادند و گفتند: ایشان نماینده تام الاختیار ما در این امور است. بلافاصله با او تماس گرفتم و خیلی دقیق اوضاع را برایش توضیح دادم.
حاج قاسم به من گفت: فردا بعد از نماز صبح من در اربیل هستم.
به او گفتم: وضعیت اصلاً مناسب نیست. فردا دیر است. همین الان بیایید.
گفت: کاک مسعود، هر طور شده امشب مقاومت کنید و شهر را نگه دارید. إنشاءالله صبح من آنجا هستم.
صبح روز بعد حاج قاسم به فرودگاه اربیل آمد و من به استقبالش رفتم. او همراه خودش ۵۰ نفر نیروهای مخصوص و سه محموله مهمات آورده بود. بدون فوت وقت و با سرعت، همراه با گروهی از نیروهای پیشمرگه به میدان نبرد با داعش رفتیم.
حاج قاسم نیروها را پخش کرد و هدایت آنها را برعهده گرفت. ظرف چند ساعت، ورق به طرف ما برگشت و پس از آن داعش شروع به عقبنشینی کرد.
زمانی که ما یکی از سران داعش را اسیر کردیم و از او پرسیدیم: شما به دروازه اربیل آمده بودید، چه چیزی باعث شد نیروهایتان را عقب بکشید؟ او در جواب گفت: ما از طریق نفوذیهای خود در اربیل خبردار شدیم که قاسم سلیمانی وارد اربیل شده، وقتی این خبر پخش شد، روحیه ما از بین رفت و نیروهایمان پراکنده و شکسته شدند.