یکی از ویژگیهای حاج قاسم که رهبر معظم انقلاب هم بر آن تصریح کردند این بود که در مسائل داخلی به شدت انقلابی بود، اما اهل حزب و جناح نبود. این ویژگی ایشان را چگونه تبیین میکنید. این سؤال مطرح است که چگونه یک فرد انقلابی با افراد به ظاهر غیر انقلابی روابط صمیمانه دارد و از آنان تقدیر هم میکند؟
یکی از مهمترین انحرافات در جامعه ما تحریف و تعریف مفاهیمی مانند «انقلابیگری»، «پیروی از خط امام (ره)»، «حزباللهی»، «اصولگرایی»، «اصلاحطلبی»، «آتش به اختیاری» و... در دایره تنگ جناحی و قبیلهای است. در حالی که این مفاهیم در منظومه گفتمانی امامین انقلاب اسلامی از بار معنایی والا و گستردهای برخوردارند و محدود کردن آنها در دایره حزب، جناح، باند و سلیقه سیاسی خاص جفا به این مفاهیم است و باعث میشود اعتبار این مفاهیم در افکار عمومی کاهش یابد. در همین راستا برخی تلاش میکنند انقلابیگری را حرکتی غیرعقلانی، هیجانی، بیمنطق و تخریبی و نه سازنده معرفی کنند، در حالی که در اندیشه مقام معظم رهبری، انقلابیگری رمز و راز پیشرفت کشور معرفی شده است و ایشان اعتقاد دارند هرجا پیش رفتهایم به دلیل روحیه انقلابیگری در جوانان ما از جمله شهیدان حسن تهرانی مقدمها، شهید شهریاریها و شهدای هستهای و افرادی نظیر مرحوم کاظمی آشتیانیها بوده است و هر جا متوقف شدهایم به دلیل فراموشی یا فاصله گرفتن از روحیه انقلابی بوده است.
انقلابیگری حصار تنگ جناحگراییها را میشکند و باعث میشود عنصر انقلابی جز به حفظ اسلام، بالندگی و پیشروندگی انقلاب اسلامی و پیشرفت کشور به چیز دیگری نیندیشد و همه توش و توان خود را صرف تحقق ارزشها و آرمانهای انقلاب نماید.
انقلابیگری به ما میآموزاند همچون امام راحل که فرمود: «من بارها اعلام کردهام که با هیچ کس در هر مرتبهای که باشد عقد اخوت نبستهام. چارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است» دوستی خود را در چارچوب درستی راه افراد قرار دهیم.
البته باید به این مهم نیز توجه داشته باشیم که درستی راه افراد را نباید در تطابق راه آنان با راه خود یا جناح خود و وابستگان به سلیقه خود تعریف کنیم. چه بسا بسیاری از افراد که غیرانقلابی پنداشته میشوند در واقعِ امر، دلبستگی شدیدتر و دلسوزانهتری به انقلاب داشته باشند و بسیاری نیز که لاف انقلابیگری میزنند از ارزشهای انقلابی به دور باشند.
از سوی دیگر یکی از مهمترین رسالتهای عناصر انقلابی برقراری روابط صمیمانه با کسانی است که در فرض سؤال غیرانقلابی نامیده شدهاند به این شرط که این روابط صمیمانه منجر به جذب حداکثری آنان نسبت به انقلاب شود و نه ایجاد تردید و تزلزل در فرد انقلابی.
ما در سیره حاج قاسم عزیز این روابط صمیمانه را بسیار مشاهده کردهایم که نتیجه آن نه تغییر در راه و رسم حاج قاسم بلکه دلدادگی طرفهای مقابل به حاج قاسم و اعتقادات و مرام انقلابی او شده است.
علاوه بر این جدای از مسئله جذب حداکثری باید به این نکته توجه داشت که هر فرد انقلابی خصوصاً کسانی که خود را کارگزار نظام اسلامی میدانند، باید رابطه خود را با دیگران بر اساس ملاکی که حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه مطرح کرده و کارگزاران نظام اسلامی را به آن فراخواندهاند، تنظیم کند. این ملاک در فرمان امام علی (ع) به مالک اشتر چنین مطرح شدهاست: «وأشعِرْ قَلبَکَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِیَّةِ، والمحبَّة لَهُم، واللُّطفَ بهِم، ولاتَکونَنَّ علَیهِم سَبُعا ضارِیا تَغتَنِمُ أکلَهُم؛ فإنَّهُم صِنفانِ: إمّا أخٌ لَکَ فی الدِّینِ، أو نَظیرٌ لَکَ فی الخَلقِ، یَفرُطُ مِنهُمُ الزَّلَلُ، وتَعرِضُ لَهُمُ العِلَلُ، ویُؤتى على أیدیهِم فی العَمدِ والخَطأِ، فأعطِهِم مِن عَفوِکَ وصَفحِکَ مِثلَ الّذی تُحِبُّ وتَرضى أن یُعطِیَکَ اللّه مِن عَفوِهِ وصَفحِهِ، فإنَّکَ فَوقَهُم، وَوالِی الأمرِ علَیکَ فَوقَکَ، واللّه فَوقَ مَن وَلاّکَ! وَ قَدِ اسْتَکفَاک أَمْرَهُمْ وَ ابْتَلَاک بِهِمْ: و قلب خویش را کانون رحمت و محبت و لطف به رعیت قرار ده و در مورد آنان همچون درندهاى مباش که خوردنشان را غنیمت شمارى، زیرا آنها دو گروهند؛ یا برادر دینى تو هستند یا انسانهایى که در آفرینش شبیه تو هستند (در هر حال باید حقوق آنها را محترم بشمارى و بدان که)، از مردم لغزشها و خطاهایى سرمىزند و مشکلاتى براى آنها رخ مى دهد (که آنها را از انجام وظیفه بازمىدارد) و به دست آنان از روى عمد یا خطا، کارها (ى خلافى) ظاهر مىشود. (در اینگونه موارد) از عفو و گذشت خود آن مقدار به آنها عطا کن که دوست دارى و خشنود مىشوى خداوند از عفوش به تو عطا کند، زیرا تو فوق آنها هستى و پیشوایت فوق توست و خداوند فوق کسى است که تو را زمامدار آنها قرار داده و تدبیر امور آنها را از تو خواسته و به وسیله آنان تو را آزمایش مى کند.»
بنابراین از حاج قاسم عزیز که از او به عنوان مالک اشتر زمان و یک عنصر انقلابی تمام عیار یاد میشود نباید انتظاری جز این داشت.
ویژگی اهل حزب و جناح نبودن در مراسم تشییع حاج قاسم هم نمود پیدا کرد و افراد از همه جناحها و حتی غیرانقلابیها هم در آن مراسم شرکت کردند. حاج قاسم در وصیتنامهاش هم نوشت: «در زندگی به انسانیت و عاطفهها و فطرتها بیشتر از رنگهای سیاسی توجه کردم.»، اما چرا چنین رفتاری کمتر میان مسئولان ما مشاهده میشود؟ به عبارتی مسئولان در مقام حرف حاج قاسم را تجلیل میکنند، اما در مقام عمل از این رفتار ایشان الگو نمیگیرند. آیا از شماتت این و آن میترسند؟ چون خود سردار بابت این رفتارش بعضاً مورد شماتت خودیها قرار گرفت.
مردان خدا به همه مخلوقات با نگاه الهی مینگرند. آنها قبل از توجه به ظاهر مخلوقات به باطن آنها مینگرند و همه مخلوقات را آوازخوان سرود تسبیح خداوند میدانند، بنابراین هم با آنها همنوا میشوند و هم به آنها عشق میورزند. آن شاعر شیرین سخن خوش زبان حال چنین کسانی را به خوبی بیان کرده است: «به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست/ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.»
برای همین تعجب نمیکنیم که در سیره شهید سلیمانی مشاهده میشود از دوردستها به رزمندگانی که در یک منطقه خاص حضور دارند دستور میدهد به حیوانات محل آب و غذا برسانند و معتقد باشد که دعای آنها راهگشای موفقیت آنهاست.
این نگاه در ارتباطات انسانی مبنای تعامل با انسانها را همچنان که در پاسخ سؤال قبل اشاره شد بر اساس سفارش مولا امیرالمؤمنین علی (ع) وجه مشترک انسانها یعنی «بنده خدا بودن» و شباهت در آفرینش میگذارد، البته این به هیچ وجه نباید بر عقبنشینی از اعتقادات و تساهل در دینداری تلقی شود. همچنان که گل سرسبد عالم آفرینش نبی مکرم اسلام (ص) با پیروان ادیان دیگر چنین عمل میکرد و مبنای رابطه با آنها را «انسانیت» و سرشت الهی که همه انسانها بر اساس آن آفریده شدهاند، میگذاشت. «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا...»
بنابراین از اینکه شهید سلیمانی به تأسی از پیامبر اکرم (ص) با همه انسانها قدرت ارتباطگیری و تأثیرگذاری داشت نباید تعجب کرد بلکه از دیگرانی که ادعای مسلمانی دارند و رفتار و کردارشان دافعهآفرین است و نه جاذبه آفرین باید تعجب کرد.
خوشبختانه باید به این حقیقت معترف بود که با انقلاب اسلامی و حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی شخصیتهایی به جامعه عرضه شدند که همچون شهید سلیمانی با همین ویژگی پا به میدان گذاشتند و کام ملت را با رفتار و کردارشان شیرین کردند و آنها که رفتند خاطرات خوشی از خود در حافظه تاریخی ملت به یادگار گذاشتند و آنهایی هم که هستند مایه امید مردمند.
مردم ما هنوز یاد شهیدان رجایی، همت، خرازی، باکری، تهرانی مقدم، صیاد شیرازی و خیل بسیاری از این افراد را فراموش نکردهاند و قدردان مسئولانی هستند که راه و رسم آنها را در جامعه زنده نگه میدارند. این پدیده باعث میشود هر مسئول و کارگزاری بخواهد خلاف این مسیر عمل کند در چشم و دل مردم جایگاهی پیدا نکند.
علت اینکه برخی چنین رفتاری را تاب نمیآورند یا پایبند به آن نیستند در «معرفت» آنان نسبت به این حقیقت است. این معرفت با نزدیکی بیشتر به خدا تقویت و حاصل خواهد شد، چراکه نزدیکی به خداوند باعث خواهد شد افراد مقرب از افق نگاه خداوند به مخلوقات بنگرند و همان محبتی که خداوند به مخلوقاتش را دارد آنها نیز داشته باشند.
باید تلاش کنیم این نگاه هر چه بیشتر در جامعه حاکم شود و در سبک و سیره مسئولان نمود بیشتری پیدا کند و در این مسیر نباید از سرزنش سرزنشکنندگان بیم به دل راه داد.
نگاه حاج قاسم به مسائل فرهنگی هم قابل توجه است. سخن معروفش که میگوید آن دختر بیحجاب هم دختر من و شماست، این نگاه را تبیین میکند. به نظر شما این نگاه در نگاه مسئولان فرهنگی کشور چقدر فراگیر است؟ نگاه حاکم بر جامعه چقدر منطبق بر این دیدگاه است؟
مدیریت در نظام اسلامی با مدیریت در مکاتب دیگر یک فرق اساسی دارد و این تفاوت در نوع تلقی از مدیریت در این دو نگاه است.
در تلقی اسلامی و مکتبی مدیریت قبل از آن که ریاست، رهبری، قیادت و... باشد «ابوت» است. مدیر در جامعه اسلامی «پدر» امت محسوب میشود و هر فردی که سرپرستی و هدایت امر جامعه را بر عهده میگیرد اگر فاقد این نگاه باشد مدیریتش رنگ و صبغه مکتبی ندارد.
امام باقر در حدیثی به نقل از پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: کسی که رهبری جامعه را بر عهده میگیرد باید سه خصلت داشته باشد و علاوه بر ورع و حلم به مسئله حسن ولایت اشاره میکنند و در توضیح آن میفرمایند: «حُسْنُ الْوِلَایَةِ عَلَى مَنْ یَلِی حَتَّى یَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ»، یعنی کسانی را که تحت ولایت او هستند باید به خوبی اداره نماید تا جایی که برای آنها مانند پدر مهربان باشد.
در همین رابطه امام زینالعابدین (ع) نیز در تبیین حقوق رعیت بر سلطان میفرمایند: «وأمَّا حَقُّ رَعِیَّتِکَ بِالسُّلطانِ، فَأَن تَعلَمَ أنَّهُم صاروا رَعِیَّتَکَ لِضَعفِهِم وقُوَّتِکِ، فَیَجِبُ أن تَعدِلَ فیهِم وتَکونَ لَهُم کَالوالِدِ الرَّحیمِ، وتَغفِرَ لَهُم جَهلَهُم، ولا تُعاجِلَهُم بِالعُقوبَةِ، وتَشکُرَ اللّهَ عزوجل عَلى ما آتاکَ مِنَ القُوَّةِ عَلَیهِم: حق حکومتى شهروندان بر تو، آن است که بدانى آنان به دلیل ضعفشان و قدرتمندى تو، رعیت تو گشتهاند. پس باید با آنان به داد رفتار کنى و برایشان مانند پدرى مهربان باشى و رفتارهاى جاهلانه آنان را ببخشى و زود کیفرشان ندهى و به شکرانه قدرتى که خداوند عزوجل به تو بر آنان داده است، او را سپاس گویى.»
چنانچه در این تعالیم آسمانی مشاهده میشود شأن اصلی و محوری کارگزار نظام اسلامی در هر رده و منصبی که باشد، شأن «پدری» است. آنچه در سؤال فوق از شهید سلیمانی نقل شده است نشانه بارز پایبندی وی به این شأن خود است. نگاه پدرانه او باعث میشود آن دختر بیحجاب را هم دختر خود بداند و او را همچنان در دایره خانواده نگه دارد و طرد نکند تا اسیر گرگهای درندهای که در کمین عفت او و کیان نظام اسلامی نشستهاند نشود. او آغوش پدرانه خود را به روی آنان باز میکند تا دیگران آنها را شکار نکنند. البته نگاه پدرانه ایجاب میکند تا برای تربیت صحیح آنان و نیز نشان دادن راه درست و صحیح به آنان تلاش شود. این نگاه پدرانه، فرزند را در معرض معارفی قرار میدهد تا خود راه صحیح را پیدا کند و خود را برای طی طریق در راه درست انگیزهمند و ملتزم بداند.
شأن پدری باعث میشود شهروندان را بیگانه از خود در نظر نگیریم و آنها را همچنان سر سفره خانواده بنشانیم و در این همسفرگی داد و ستدهای معرفتی با آنها داشته باشیم و هم از آنها بشنویم و هم آنچه صلاح آنهاست را به آنها بشنوانیم.
به نظر میرسد هر چه بیشتر جامعه به سمت عقلانیت میرود و از فضای هیجانی فاصله میگیرد این نگاه در جامعه و میان مسئولان فرهنگی بیشتر نمود و ظهور پیدا خواهد کرد و البته باید برای تقویت این نگاه هم اصحاب رسانه تلاشهای بیشتری داشته باشند و این مطالبه مکتبی را از مسئولان امر پیگیری کنند و هم مسئولان فرصتهای حضور اجتماعی خود در میان مردم را افزایش دهند و مراودات ملموس و صمیمانهتری با آحاد جامعه پیدا کنند. این نگاه در اتاقهای در بسته تصمیمگیری و تصمیمسازی حاصل نمیشود بلکه در میان مردم و در هم جوشیدگی با متن مردم حاصل میشود.
به نظر شما راز محبوبیت حاج قاسم چیست؟
راز محبوبیت حاج قاسم در دو ویژگی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در توصیف مکتب شهید سلیمانی به آن اشاره کردند. ایشان فرمودند: «اگر بخواهیم آن چیزی را که اسمش را میگذاریم «مکتب سلیمانی»، در یکی دو جمله کوتاه تبیین کنیم، باید بگوییم این مکتب عبارت است از «صدق» و «اخلاص». این دو کلمه در واقع عنوان و نماد و نمایه مکتب سلیمانی است.»
صدق و اخلاص، انسان را محبوب خداوند میکند و انسانی که محبوب خداوند شود، خداوند محبت او را در دل مردم میافکند.
در زیارت امینالله از خداوند درخواست میکنیم: «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِی مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِکَ- رَاضِیَةً بِقَضَائِکَ مُولَعَةً بِذِکْرِکَ وَ دُعَائِکَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِیَائِکَ مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِکَ وَ سَمَائِکَ: خدایا قرار ده نفسم را آرام در برابر تقدیرت، خشنود به قضاوتت، حریص به ذکر و دعایت، عاشق به برگزیده دوستانت، محبوب در زمین و آسمانت.»
معلوم میشود محبت اگر چه ناشی از برخی ویژگیها و ارزشهایی است که انسان وجودش را به آنها زینت میدهد لیکن اصل و اساس آن ریشه در خواست الهی دارد. خداوند است که باید بذر حب را در دل مردمان بکارد و دلها را متوجه کسی کند که خود دل در گرو دوستان و اولیای الهی نهاده است. صدق و اخلاص از جمله این ویژگیها و ارزشهایی است که پاداش آنها از ناحیه خداوند متعال محبوبیت است؛ محبوبیتی نه در زمین بلکه در آسمان و آسمانیان.
بنیاد مکتب سردار سلیمانی در معرفی شخصیت سردار و مقابله با تحریف شخصیت ایشان چه اقداماتی را انجام میدهد؟
یکی از مهمترین ترفندها برای تخریب شخصیتهای برجسته «تحریف» آنهاست. خطر تحریف در مورد شخصیتهایی که بیشتر مورد احترام و اقبال مردم هستند جدیتر است. بنابراین مهمترین وظیفه بنیاد حفظ اصالت شخصیت و مکتب حاج قاسم و مراقبت از تحریف و انحراف در آن است. علاوه بر این وظیفه بنیاد تبیین ابعاد شخصیت و مؤلفههای مکتب شهید سلیمانی است. این مهم در قالب تولید محصولات فرهنگی، هنری و رسانهای قابل انجام است و بیش از آن نیازمند زمینهسازی برای نقش آفرینی نخبگان و حلقههای واسط با متن جامعه است که معمولاً در قالب فعالیتهای علمی و پژوهشی صورت میپذیرد و بنیاد از انجام آن نیز غفلت نکرده و امید است این تلاشها افزایش چشمگیرتری نیز پیدا کنند.
هرچه زمان بگذرد سال به سال شبهات دشمنان، مخالفان و منتقدان درباره سردار افزایش خواهد یافت. همانگونه که اکنون شاهد افزایش شبهه پراکنی در مورد دهه اول انقلاب و دفاع مقدس و حتی تصمیمات امام راحل هستیم. بنیاد در این زمینه چه تمهیداتی اندیشیده است؟
یکی از کارهای اصلی که در بنیاد دنبال میشود رصد، شناسایی، جمعآوری و محوریابی شبهاتی است که درباره شهید سلیمانی و عرصههای نقشآفرینی او مطرح شده و میشود.
با شناسایی این شبهات تلاشهایی نظاممند برای تهیه محورهای پاسخگویی به آنها انجام شده و میشود و به نحو مقتضی تولیدات محتوایی در این زمینه در اختیار صاحبان تریبون و رسانههای قرار داده شده و میشود تا با استفاده از تمام ظرفیتهای تبیینی نسبت به شبههزدایی و از آن مهمتر از بین بردن زمینه شبههآفرینی فراهم شود.
ساخت سریال یا فیلم سینمایی از زندگی و مجاهدتهای سردار میتواند در معرفی هر چه بیشتر این شخصیت مؤثرتر از سایر روشها مثل نوشتن کتاب باشد. در این زمینه اقدامی انجام شده است؟
در این باره هم بنیاد و هم سایر نهادها و ظرفیتها طرحهایی در دست اقدام دارند. هم اکنون در سایه تلاشهای مجاهدت آمیز برخی هنرمندان و مستندسازان مستندهای خوبی در این باره تولید و در زمینه آثار مکتوب نیز بیش از ۷۰۰ عنوان کتاب تألیف شده است، ضمن آنکه به بهانه برگزاری همایشهای علمی، مقالات خیلی خوب و معتبری در اختیار قرار گرفته که هم آثار مکتوب و هم این مقالات علمی دستمایه ارزشمندی برای سوژهپردازی برای خلق آثار تصویری از جمله فیلم و سریال فراهم کردهاند که با این سرمایه امید است در سالهای آینده شاهد به ثمر رسیدن این تلاشها باشیم.