طبیعت بار دیگر با توانگر/ هم آهنگ ستم بر بینوا شد
لباس خشم بر تن، دیده پر کین/ برای بینوا محنت فزا شد
مسلح شد فلک، چون با زمستان/ دماری سخت میخواهد بر آورد
ز رنجور و ضعیف و زیردستی/ که سرمایه زر و قدرت ندارد...
مرحوم طاهره صفارزاده میگوید: «این شعر در روزنامه دیواری مدرسهمان چاپ شد و از میان شاگردان دبیرستان، دوستان زیادی برایم دست و پا کرد! آن روزگار مدیر مدرسه بهمنیار که من آنجا درس میخواندم، دکتر باستانی پاریزی بود. او که از قریحه من با خبر شد، از رئیس آموزش و پرورش استان برایم تقاضای جایزه کرد. جایزه من، دیوان اشعار جامی بود.»
پس از کسب مدرک لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفت. در بازگشت صفارزاده به کشور، به سبب روشنگریهای سیاسی او در ایران و خارج، مشکلاتی برای استخدامش وجود داشت، ولی، چون در کارنامهاش از ۴۸ واحد درسی، هشت واحد ترجمه ثبت شده بود و گروههای زبان از کمبود استاد ترجمه برای رشتههای زبان خارجی گلهمند بودند، در سال ۱۳۴۹ مقامات آن زمان با استخدام او در دانشگاه ملی (شهید بهشتی) موافقت کردند.
طاهره صفارزاده در سایه مطالعات و تحقیقات ادبی در زمینه شعر امروز، به معرفی زبان و سبک جدیدی از شعر توفیق یافت که عنوان «شعر طنین» بر آن نهاد؛ زمزمهای روشنفکرانه که بیدغدغه وزن، با استعارهای روشن، حرکتی در ذهن خواننده آغاز کند. این قبیل شعرهای صفارزاده، با توجه به درونمایههای خود، از گونه شعر مقاومت دینی و طنز سیاسی به شمار میآمد و حکومتپسند نبود. از این رو، شعر طنین در آغاز بسیار بحث انگیز شد. سرانجام در سال ۱۳۵۵ به جرم سرودن شعر مقاومت دینی و امضا نکردن برگه عضویت اجباری در حزب رستاخیز، از دانشگاه اخراج شد. صفارزاده، در ایام خانهنشینی و با مشاهده پارهای خیانتهای سیاسی و اجتماعی، با توجه به گرایشهای مذهبی درونیاش، بیش از پیش متوجه حمایت خداوند شد و تحولی در وی بهوجود آمد، بهگونهای که در این دوران، تمام وقت خود را صرف خواندن تفسیرها و مطالعات قرآنی کرد. کتاب «سفرپنجم» او که دربرگیرنده اشعار مقاومت با مضمون دینی است، در سال ۱۳۵۶ تنها در دو ماه، به سه چاپ با شمارگان ۳۰ هزار نسخهای رسید. صفارزاده در سال ۱۳۷۱ عنوان استاد نمونه را از وزارت علوم و آموزش عالی دریافت کرد و در سال ۱۳۸۰ پس از انتشار ترجمه «قرآن حکیم» به عنوان خادم قرآن دست یافت. وی در کتاب «ترجمه مفاهیم بنیادی قرآن مجید» به کشف یکی از کاستیهای مهم ترجمههای فارسی و انگلیسی- یعنی عدم ایجاد ارتباط نامهای خداوند (اسماءُ الحسنی) با آیات قرآن از سوی مترجمان- دست یافت که این تشخیص سرآغاز تحولی در ترجمه کلام الهی به زبانهای مختلف است. این برخورد علمی او را برانگیخت که به خدمت ترجمه قرآن به دو زبان انگلیسی و فارسی همت گمارد. صفارزاده در ماه مارس ۲۰۰۶ همزمان با برپایی جشن روز جهانی زن، از سوی سازمان نویسندگان آفریقا و آسیا، به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه و دانشمند مسلمان برگزیده شد. این سازمان، دکتر طاهره صفارزاده را «مبارز بزرگ، شاعر و نویسنده ارجمند ایرانی، نمونه والایی برای زن مسلمان و مؤمن» میخواند که وجود او مایه افتخار هر مسلمانی است. سازمان یادشده، تاریخچه مبارزاتی و دانش فراوان این شخصیت را در خور بزرگداشت اعلام میکند.
جلال، برادرش میگوید: لباسهایی که میپوشید، الان اگر به یک پیشخدمت هم بدهید، نمیپوشد. در عین حال که تمکن داشت و میتوانست زندگی خیلی اشرافی داشته باشد ولی این نوع زندگی را طلاق داده بود. میگفت از افتخاراتم این است که به طلافروشی نرفتهام. با اینکه وضع مالی خوبی داشت، اما میگفت گاهی که برای خرید میوه میروم و حس میکنم قیمتها بالاست، از خوردن آن میوه صرفنظر میکنم، چون میبینم خوردن آن برای بعضی افراد ممکن نیست. سالها بود که در هیچ سمینار و همایشی شرکت نمیکرد و هیچ جایزهای را نمیپذیرفت. میگفت تا وقتی جوانانی داریم که کارتنخواب هستند، دلیلی وجود ندارد از اموال عمومی جایزه بگیرم. معتقد بود خدمات فرهنگی را باید رایگان انجام داد. ۱۷ سال با یکی از مؤسسات دانشگاهی همکاری میکرد، اما جز بابت مقدمههایی که بر کتابها مینوشت، دستمزدی دریافت نمیکرد. میگفت خدا به خاطر کارهای مستحبی و خدمات رایگان، توفیق ترجمه قرآن را نصیبش کرده است.