اثری که هماینک در معرفی آن سخن میرود، در عداد منشورات مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات بوده و مجلداتی چند را در زمره خویش دارد. در این مجموعه سپهبد تیمور بختیار اولین رئیس ساواک از منظر اسناد این سازمان مورد بازشناسی قرار گرفته است. دکتر منیژه صدری تدوینگر این اثر، در دیباچه آن نکات پی آمده را مورد اشاره قرار داده است:
«پس از کودتای ۲۸ مرداد، شاه از افراد قدرتمند در رأس نهادهای حساس بهره برد. فضلالله زاهدی در رأس قوهمجریه و تیمور بختیار در رأس سازمان اطلاعات قرار گرفتند. سرتیپ تیمور بختیار که ۲۹ مرداد ۱۳۳۲، به سمت فرماندهی لشکر ۲ زرهی منصوب و پس از چند ماه با حفظ سمت، فرماندار نظامی تهران شد، از جمله افرادی است که در دوران تثبیت دیکتاتوری مطلقه شاه، نقش مهمی به عهده داشت. وی که به عنوان پدر سازمان اطلاعات و امنیت کشور معروف شد و از منسوبین ثریا همسر بختیاری شاه بود، در پایان سال ۱۳۳۹ از کار برکنار و نهایتاً در ۶ بهمن ۱۳۴۰ از ایران خارج شد. وی که از سال ۱۳۴۱ به تدریج فعالیت علیه رژیم شاهنشاهی را آغاز کرد، به یکی از دردسرهای رژیم تبدیل و سرانجام در سال ۱۳۴۹ به قتل رسید و این سؤال را پیش روی همگان قرار داد که وی تحت چه شرایطی پس از کودتای ۲۸ مرداد، به سرعت مدارج ترقی را طی کرد و جزو نخبگان سیاسی- نظامی ایران گردید و به چه دلیل دوران اقتدارش، دولت مستعجل بود؟ فرضیه اصلی پژوهش حاضر که بر پایه اسناد منتشره و غیرمنتشره ساواک و کتب تاریخی محققان و مورخان داخلی و خارجی و همچنین براساس خاطرات افراد هم دوره بختیار فراهم آمده، این است که در دهه ۱۳۳۰ و پس از کودتای ۲۸ مرداد، ساختار قدرت سیاسی به سمت دیکتاتوری مطلقه و سرکوب تمامی نیروها و گروههای اجتماعی در حرکت بود و در نتیجه از تمامی عوامل و ابزارها، در جهت تثبیت قدرت خویش بهره میبرد و در عین حال نسبت به خطر یا خطرات احتمالی حساس و سخت گیر بود. بالطبع نیروهای مستقل که دارای پایگاه اجتماعی یا شغلی و مالی نیرومند بودند و امکان خطرآفرینی برای رژیم سیاسی از جانب آنها محتمل به نظر میرسید، به طرق مختلف از صحنه سیاسی کشور کنار زده شدند، بنابراین بختیار به دلیل شخصیت مقتدر و پایگاه گسترده در میان عشایر و نیروهای نظامی و با توجه به امکانات مالی و روابط گسترده داخلی و خارجی، میتوانست خطری بالقوه برای رژیم سیاسی شاه محسوب شود. به همین علت با حصول آرامش نسبی در حیات سیاسی- مدنی ایران، در اواخر دهه ۳۰ از کار برکنار شد.
کتاب حاضر بر مبنای فرضیه فوق، صورتبندی و تنظیم شده است. در فصل نخست اوضاع کلی دهه ۱۳۳۰ و عملکرد شاه جهت تثبیت نظام سیاسی خویش بررسی شده است. فصل دوم تاریخچه زندگی تیمور بختیار، نقش وی در تثبیت نظام شاهنشاهی و سپس مسئله اموال و داراییهای وی، به عنوان عاملی خطرساز برای رژیم بررسی شده است. فصل سوم به مجموعه اقدامات و فعالیتهای بختیار در خارج از کشور، طی سالهای ۴۰ تا ۴۷ اختصاص دارد؛ در این قسمت کتاب نخست پایان مییابد. کتاب دوم به بررسی دستگیری و استرداد وی پرداخته است و کتاب سوم به بررسی فعالیتهای بختیار به عنوان اپوزسیون در عراق اختصاص دارد. در این قسمت روابط وی با احزاب، گروههای سیاسی خارج از کشور، دانشجویان مقیم خارج، دولت عراق و ترور بختیار مورد ارزیابی و تحلیل قرار میگیرد....»