در گذشته هم به همین فعالیت مشغول بودید؟
سال ۸۸ در مهدکودک مشغول کار بودم. بعد از اتمام درس و بچهدار شدن، احساس کردم دانستههای دانشگاهی من، پاسخگوی نیازهایم نیست و به این نتیجه رسیدم آموزشهای بیرون از دانشگاه تأثیرگذارتر است. رشته من به گونهای بود که واحدهای روانشناسی پاس کرده بودم، اما بیشتر بر پایه نظریه بود. بعد از آن با مؤسسهای آشنا شدم، در دورههای فرزندپروری شرکت و بعد دوره تربیت جنسی کودک را دنبال کردم و بعد هم شروع به تدریس کردم. معتقدم حتی در بین افراد تحصیلکرده هم اطلاعات تربیت جنسی کودک به شدت پایین است.
الان در همین زمینه فعالیت دارید؟
به پیشنهاد خودم برای مادران، دورههایی در قالب پایگاههای تابستانی برگزار و تدریس کردم و در حال حاضر هم در ایتا تولید محتوا را در این حوزه دارم.
آیا انتخاب چنین مسیری، صرفنظر از انتخاب شغل ثابت براساس اجبار بوده است؟
من پیشنهادات کاری بسیاری داشتم. از سال ۸۸ تاکنون مدیر مهد همچنان با من در تماس است و برای کار اصرار دارد. حتی در حال حاضر پیشنهاد معاونت مدرسه پسرم را دارم، اما قبول نکردم. خودم نخواستم مشغول شوم. حتی شرایط برای سپردن پسرم به پدر و مادرم کاملاً مهیا بود. هم شیرخشکی بود و هم فاصله تا منزل پدری بسیار نزدیک، اما این کار را نکردم. حتی اگر به گذشته برگردم، پشیمان نخواهم بود. معتقدم بچهها گلهای زندگی هستند که برای رشد و شکوفایی آنها باید خیلی تلاش کنیم. آنان نیاز به مراقبت ویژه دارند و کسی هم بهتر از مادر نمیتواند در این مسیر تلاش کند. شاید به اعتقاد بعضیها من از زندگی فردی خود عقب افتادهام، اما باورم این است که وظیفه من تربیت نسل سالم و درست برای آینده است و خانه این محل امن را برای من و فرزندم فراهم کرده و در عین حال مجال تدریس دانستههایم را به دیگران دارم.
به نظرتان شاغل بودن یا نبودن مادران در تربیت فرزند مؤثر است؟
مادر به روز بودن و موفق لزوماً نه وابسته به تحصیلات است و نه اشتغال، اما انفعال برای هر شخصی مضر است. مادر منفعل خود را بعد از مدتی بیارزش میداند و با آگاهی اجتماعی فاصله میگیرد. پس برای تربیت درست فرزند باید یک مادر پویا و فعال باشیم.
در بحث اقتصادی چطور؟ چگونه صرفنظر از درآمد داشتید؟
اینجا بحث ارزشگذاریها در زندگی مطرح میشود؛ بحث هزینه، فایده و اولویتبندی. من به صورت پارهوقت کار میکنم و درآمد آنچنانی هم ندارم. حتی تأکید دارم اگر کسی به لحاظ مادی امکان پرداخت هزینه را ندارد، در کلاسها شرکت کند، چون معتقدم اینکه فرزند من تربیت درستی داشته باشد، کافی نیست، بلکه سایر خانوادهها و حتی بچههای هم ردیف فرزند من هم باید مطلع باشند و هر قدر دایره دانش و اطلاعات بیشتر باشد، اثرگذاری بیشتری در کل جامعه دارد.