غیرحضوری شدن متوالی مدارس به دلیل آلودگی هوا و خانهنشینی دانشآموزان پس از یک دوره تعطیلی مدارس در دوران کرونا، یکی از مهمترین مشکلاتی است که خانوادههایی که دانشآموز دارند با آن روبهرو هستند. این مشکل برای والدینی که هر دو شاغل هستند، جدیتر است. در این شرایط، والدین نگرانیهای زیادی دارند؛ از کیفیت تحصیل دانشآموزان تا تنها ماندن و نوع برخورد با بچههایی که بیرون از مدرسه زمان زیادی را در فضای مجازی میگذارنند. این موضوعات موجب شد تا در گفتگو با عاطفه کیانینژاد، روانشناس حوزه کودک به آنها بپردازیم.
از نظر روانشناسی خانوادهها در این شرایط غیرحضوری شدن مدارس در پی آلودگی هوا باید چه کارهایی را انجام دهند تا بچهها در این دوره از آموزش باز نمانند و غیرحضوری شدن موجب آسیب دیدن آنها نشود؟
باید توجه داشت آلودگی هوا موضوعی مانند کروناست که قرار نیست به این زودی حذف شود و به شکل همیشگی باید در خصوص آن آمادگی داشت. حالا مثلاً اگر این هفته چند روز مدارس باز شد، دوباره امکان دارد در هفته بعد هم چند روز مدارس بسته شود و به نظر میرسد ما در پاییز و زمستان هر سال این روال را داشتهباشیم تا وقتی که زیرساختهای لازم ایجاد شود. در این شرایط باید توجه داشت در مورد آسیبی که بچهها از این تعطیلات مدارس میبینند، بیشتر از اینکه آسیب آموزشی اولویت داشته باشد، آسیبها در روابط اجتماعی اهمیت دارد.
بچه در فضای مدرسه جامعه پذیر میشود، دوست پیدا میکند، صمیمی میشود، یاد میگیرد همکاری کند، با چالشها بین خود و دوستانش کنار بیاید و این مسائل آنها را برای زندگی بزرگسالی و ارتباط با همکاران، اطرافیان، همسر، خانواده همسر و ... آماده میکند. حال در شرایطی که این جنبه در دو سال کرونا حذف شد و بچهها خیلی آسیب دیدند و حداقل تعامل را حتی با فامیل خود نداشتند، اکنون به خاطر آلودگی هوا هم از مدرسه خارج میشوند. در این وضعیت کاری که خانوادهها میتوانند انجام دهند، این است که روابط اجتماعی بچهها قطع نشود و اگر بچهها با دوستانی در فضای مدرسه صمیمیترند یا از سالهای قبل رابطه پیدا کردهاند، این ارتباط از بین نرود. سعی کنند فضا و شرایطی را به وجود بیاورند که آنها با هم ملاقات و رفت و آمد داشته باشند و فضای اجتماعی حذف نشود. خود مدرسه تا حدی جنبه تفریحی برای بچه دارد و اگر چالشی در خانه باشد و شرایط ناگواری در آن وجود داشته باشد، بچه هر روز که از مدرسه خارج میشود میتواند بخشی از زمان شاد خود را در مدرسه بگذراند، ولی وقتی فقط در خانه هست، همان چالشهای همیشگی مادر فرزندی و پدر فرزندی و اینکه ممکن است بچه شاهد برخی از بحثها بین پدر و مادر باشد میتواند برای بچه آسیب زیادی به همراه داشته باشد. یک کار دیگری که لازم است انجام شود، مدیریت فضای خانه است، چون خیلی از مادرها تمایل دارند بچه یک زمانی در منزل نباشد تا مثلاً به کارهای شخصی خود برسند. اگر جایی میخواهند، بروند، خرید یا کار خانهای اگر دارند انجام بدهند. برای همین بودن دائمی بچه در کنار مادر میتواند کمی تنشها را بین آنها بیشتر کند و فشار روانی به مادر هم محسوب میشود. به همین دلیل اگر بتوانند برای بچهها یک برنامه از پیش تعیینشده برای روزهایی که مدرسه تعطیل است، داشته باشند خیلی خوب است؛ یعنی این روزها به استراحت نگذرد، بدانند روزهایی که تعطیل هستند، این کلاس را میروند که حتی ممکن است این کلاس آنلاین هم باشد. در مجموع نباید این شرایط موجب شود بچه هم خیلی بیکار باشند، چون این مسئله میتواند روی مسئولیتپذیری کودک تأثیرگذار باشد و احساس کند با یک آلودگی هوا میتواند کارهای خود را انجام ندهد.
در شرایط برگزاری غیرحضوری کلاسهای مدارس خانوادهها باید چه چیزی را در اولویت قرار دهند؟
اگر واقعاً کلاسها غیرحضوری برگزار میشود، خانوادهها باید روی این موضوع تأکید داشته باشند که حتماً درگیر آن فعالیت شوند و اگر نه، برنامههای اضافی برای آن روزها در نظر بگیرند و تا جاهایی که ممکن است تنشهای خودشان را با بچه مدیریت کنند تا به واسطه بیشتر در خانه ماندن آسیبی نبیند و حتی این میتواند تبدیل به فرصتی شود که بچه احساس کند در خانه بیشتر به او خوش میگذرد یا آرامش دارد، نه اینکه احساس کند در خانه با چالشهای بیشتری روبهرو است.
نقش آموزشی والدین در زمانی که بچهها به جای مدرسه در خانه هستند، چیست؟
یکی از مسائل مهم این است که پدر و مادر به هیچ عنوان نباید درگیر آموزش به کودک شوند و بگویند حالا که مدارس تعطیل هستند، ما با تو کار میکنیم و معمولاً در این موارد بیشتر به بچهها آسیب میزنند، چون معلم و آموزگار نیستند و اصول آموزشی را بلد نیستند، در نتیجه به بچه زیادی سخت میگیرند و بابت اینکه درس را گوش نمیدهد، حتی بچه را تنبیه هم میکنند. کاری که هیچ وقت یک معلم انجام نمیدهد.
در نتیجه اگر فکر میکنند بچه در چنین شرایطی اصلاً درس نمیخواند، خودشان کاری انجام ندهند و اگر لازم است برای بچه معلم خصوصی بگیرند و اگر توان آن را ندارند از فرد سومی مانند دوستی، آشنایی یا حتی یکی از افراد فامیل که خود بچه با او راحتتر است، کمک بگیرند تا گاهی بیاید در درسها کمک کند و وظیفه پدر و مادر فقط نظارت نسبت به این باشد که ببینند بچه مشقهای خودش را انجام داد یا نه و در نهایت دو سه تا سؤال آن را اگر میتوانند جواب دهند و نباید از صفر تا صد کار آموزشی و پیگیری کودک را انجام دهند، چون اینطوری رابطه والد- فرزندی آنها هم خراب میشود.
بعضی از مواقع شاهد هستیم که خود پدر و مادر با هم سرکار هستند و بچه در منزل تنهاست، در این خصوص چه توصیهای به پدرها و مادرها دارید؟
اولاً تنها ماندن بچه هفت الی هشت ساله به پایین، یعنی بچههای در سن پیش دبستانی و کلاس اول و دوم یا کمتر، در خانه یک نوع کودکآزاری محسوب میشود و گرچه اینگونه پیگیریها در جامعه ما متأسفانه کمرنگتر است، ولی بالاخره این بچه در سنی نیست که متوجه خطر شود و ممکن است به خودش آسیب برساند؛ مثلاً ممکن است چیزی را فراموش کند و یک فاجعهای در خانهای به وجود بیاورد به همین دلیل به هیچ عنوان نباید بچه در چنین شرایطی در منزل تنها بماند. اینجا پدر و مادر لازم است تا جایی که میتوانند با توجه به شرایط جدید تغییراتی در ساعات شغلی خود به وجود بیاورند و با توجه به بهایی که ممکن است این کار برای آنها داشته باشد، تصمیم بگیرند.
ممکن است پدر و مادر بگویند که باید سر کار هم بروند و کارشان را انجام دهند، ولی از طرف دیگر باید بپذیرند که اگر اتفاقی برای بچه بیفتد، آن موقع بهای آن برایشان چه مقدار است و براساس آن تصمیم بگیرند که به مسئله اشتغال خود چگونه نگاه کنند. برای همین اگر لازم است از پرستار استفاده کنند یا از مادربزرگ، پدربزرگی یا دیگر افراد فامیل به نحوی کمک بگیرند و تا جای ممکن بچه تنها نماند، ولی بچهای که در حول و حوش سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی است، عملاً خطر و آسیب آن کمتر است و از سوی دیگر اتفاقاً بد هم نیست بچه نوجوان تنها بماند، چون خیلی نیاز به خلوت برای درگیریهای هویتی خود پیدا میکند و این خلوت میتواند برای آن مفید هم باشد، برای همین در این سن تنها بودن مشکلی ندارد، ولی در سنین پایینتر، چون ممکن است بلایی سرخودش بیاورد و خطری او را تهدید کند، مسئلهای است که پدر و مادر باید آن را جدی بگیرند.