سه برادر که متهم هستند در جریان درگیری برای گرفتن خسارت یکی از دوستانشان را به قتل رساندهاند، روز گذشته در جلسه دادگاه ماجرا را شرح دادند.
۳۱ خردادماه۱۴۰۰، مأموران کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر از مرگ مشکوک مردی جوان در یکی از بیمارستانهای شهر باخبر و راهی محل شدند. بررسیها نشان میداد مردی ۲۴ ساله به نام مسعود در درگیری با سه برادر، زخمی شده و بعد از انتقال به بیمارستان فوت کرده است.
جسد به پزشکی قانونی فرستاده شد و مأموران سه برادر را تحت تعقیب قرار دادند. یکی از شاهدان گفت: «شب حادثه همراه دوستم در پارک نشسته بودم که مسعود را دیدم. او با موتور وارد پارک شد. حسام از دوستان مسعود هم آنجا بود. او در پارک مواد میفروخت و با مسعود کلکل داشت.»
آن مرد در ادامه گفت: «مسعود و حسام ابتدا با هم حرف زدند، اما یکدفعه درگیر شدند. در آن درگیری، دو برادر حسام آمدند و درگیری بالا گرفت و سه برادر با چاقو به جان مسعود افتادند، اما ندیدم چه کسی ضربه کاری را زد.»
با ثبت این اظهارات، سه برادر به نامهای حامد، حسام و حامی بازداشت شدند و تحت بازجویی قرار گرفتند. حسام ۳۴ساله در روند بازجوییها گفت: «ما سه برادر با مسعود اختلاف داشتیم. اختلافمان بر سر خسارت به ماشینی بود که نزد من امانت بود. روز حادثه ماشین دست برادر کوچکترم بود، اما وقتی با مسعود بیرون رفت، تصادف کرد. از برادرم درباره علت تصادف پرسیدم که گفت به خاطر شوخی مسعود با یک نیسان قالیشویی تصادف کرده است. سر همین موضوع به مسعود گفتیم تو باعث تصادف شدی و باید خسارت را پرداخت کنی، اما قبول نمیکرد. همین باعث اختلاف شد تا متوجه شدیم مسعود در اینستاگرام کریخوانی میکند و استوریهای توهینآمیز میگذارد.»
متهم در ادامه گفت: «آن روز در نمایشگاه مشغول کار بودم که یکی از دوستانم آمد و گفت با مسعود قرار گذاشته است تا خسارت ماشین را بگیریم. با هم از نمایشگاه راه افتادیم و به پارک رفتیم. مسعود با موتور به پارک آمد، اما به خاطر خوردن مشروب حال طبیعی نداشت. او وقتی با ما روبهرو شد از موتور پیاده شد و به رویم چاقو کشید. میخواست شاهرگ مرا بزند که ناگهان دو برادرم رسیدند و درگیری بالا گرفت. قبول دارم با مقتول درگیر شدیم، اما من ضربهای به مقتول نزدم.»
دیگر برادران حسام نیز تحت بازجویی قرار گرفتند و با تأیید اظهارات برادرشان مدعی شدند ضربهای به مقتول نزدهاند.
سه برادر با توجه به شواهد و قرائن موجود راهی زندان شدند و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. پرونده در اولین جلسه محاکمه روی میز هیئت قضایی شعبه هشتم دادگاه قرار گرفت. ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس حسام در جایگاه ایستاد و گفت: «وقتی مسعود را دیدم، او حال طبیعی نداشت. با همان حال دست به چاقو شد. باور کنید اگر برادرانم نمیرسیدند او مرا میکشت. حالا هم قبول دارم با او درگیر شدم، اما ضربهای به مسعود نزدم.»
در ادامه دیگر برادر او به نام حامی به جایگاه رفت و گفت: «قبول دارم با مقتول درگیر شدم، اما او چاقو داشت، به همین خاطر مجبور شدم برای دفاع از خودم چند ضربه به او بزنم، اما فکر نمیکنم ضربهها کاری و کشنده بود. پشیمانم و درخواست گذشت دارم.» سومین برادر هم به جایگاه رفت و با رد اتهام قتل عمد گفت ضربهای به مقتول نزده و در قتل نقشی نداشته است.
در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.