حذف تیم ملی فوتبال از جام جهانی به اندازه کافی با روح و روان مردم بازی کرد، اما حالا شنیدن خبر ولخرجیهایی که صورت گرفته و حتی شنیدن میزان رقم قرارداد سرمربی ناموفق تیم ملی بسیار دردناکتر از ماجرای حذف تیمی است که میتوانست برای اولین بار در طول تاریخ از مرحله گروهی جام جهانی صعود کند. به نظر میرسد دستی در کار است تا حواسها را پرت کند. اینکه مسائل مالی با سروصدای زیاد پخش میشود و کسی هم در فدراسیون مطابق معمول تکذیب نمیکند، تنها نشانه این است که میخواهند نگاهها از اصل ماجرا منحرف شود.
استارت این داستان را شخص کیروش زد، درست در نخستین مصاحبه اختصاصی خود با فارس و قبل از آنکه تهران را در پی جلسه با تاج ترک کند.
سرمربی تیم ملی چنان آسمان و ریسمان بافته بود که نه فقط جایی برای انتقاد باقی نمیماند، بلکه مردم یک عذرخواهی و تشکر جانانه نیز به مرد پرتغالی نیمکت تیم ملی بابت نتایج کسب شده در قطر بدهکار شدند. امروز درست در ادامه همین داستان که به نظر میرسد با هدف پاشیدن گرد فراموشی به ناکامی ایران در قطر به رشته تحریر درآمده، برخی فیلشان یاد هندوستان کرده و با بیرون کشیدن پروندههای قدیمی تصمیم به زیر سؤال بردن هزینهکردهای کیروش در مسیر جام جهانی و حتی رقم درشت قرارداد او را دارند. درست همانهایی که پیشتر تأکید داشتند باید یکدل و متحد تیم ملی را برای رسیدن به موفقیت در جام جهانی قطر همراهی کرد. امروز، اما همان افراد در مسیری مخالف گام برداشتهاند و؟ زبان گرفتهاند؟ کهای فقان از هزینههای هنگفتی که کیروش در همین مدت کوتاه روی دست تیم ملی گذاشت. هزینههایی که پیش از این لازمه آمادهسازی تیم ملی جهت حضوری پرقدرت در جام جهانی بود و امروز بهانهای برای اثبات زیرکی مرد پرتغالی در خالی کردن جیب فوتبال ایران.
اما در بین تمام این فرافکنیها یک سؤال بیجواب میماند؛ اینکه کیروش را چه کسی برای دومین مرتبه روی نیمکت تیم ملی نشاند؟ آیا او دستپخت و انتخاب تاج، شخص رئیس فدراسیون، آنهم قبل از پیروزی قاطع در انتخابات مجمع نبود؟ درست همانند مرد بلژیکی که با زبانبازیهای فراوان و نمایشهای فریبنده روی نیمکت تیم ملی نشست و با عقد قراردادی بدتر از ترکمنچای توسط رئیس فعلی فدراسیون بیهیچ ثمره مثبتی تیم ملی را رها کرد و اتفاقاً نه فقط تمام و کمال پول خود را گرفت (به جدیدترین ادعای آقایان) که از ضرر و زیانش نیز نگذشت و چنان داغی بر پیشانی فوتبال ایران زد که به نظر میرسید تا سالیان سال فراموش نشود و درسی باشد برای عبرت. با این وجود نالههای این روزهای منتقدان نشان میدهد اوضاع کوچکترین تغییری نکرده و تاج با همان دستفرمان قبلی پیشروی کرده است. اما اینکه امروز درست زمانی که باید آقایان با تشکیل جلساتی مفید به بررسی عوامل عدم صعود ایران به یکهشتم نهایی قطر و همچنین قبول شکست برابر انگیس و امریکا بپردازند، در میان سکوت مطلق فدراسیوننشینها، عدهای چنان برابر هزینههای انجام شده در مسیر جام جهانی بعد از حضور کیروش برآشفتهاند که فراموش کردند پرداخت پاداش بابت پیروزی در بازیهای دوستانه سالهاست که به یک بدعت اشتباه و عرفی نادرست در فدراسیون فوتبال ایران تبدیل شده و مقصر آن نه صرفاً شخص سرمربی که آقایانی هستند که در این راستا تصمیم نهایی و اول و آخر را میگیرند. با این وجود مطرح شدن اینکه تنخواه اردوی اتریش دست چه کسی بوده یا چرا باید تیم ملی و تکتک نفرات آن بابت پیروزی برابر سنگال در یک مصاف دوستانه پاداش بگیرند بهترین بحث برای پرت کردن حواسهاست.
انگشت اتهام امروز باید به سمت شخص رئیس فدراسیون گرفته شود. درست مقابل دیدگان تاج که همین چند ماه قبل با وجود پرونده سیاهی که از دوران ریاست خود در فدراسیون بجا گذاشته بود به واسطه لابیهای قوی که داشت با لبخندی معنادار در مجمع به پیروزی قاطع خود مقابل رقبایش نشست و با قدم گذاشتن روی فرش قرمزی که مجمع برایش پهن کرده بود بار دیگر به ساختمان سیاهرنگ خیابان سئول بازگشت. بازگشتی که پرواضح بود نه فقط دردی از دردهای فوتبال ایران را دوا نخواهد کرد که بر تعداد آن نیز خواهد افزود و ادامه روند ناکام فوتبال ایران در صعود به یکهشتم نهایی با وجود سه صعود پیدرپی یکی از مهمترین این دردهاست.
تاج امروز نه فقط باید پاسخگوی ناکامی در قطر، باخت تحقیرآمیز مقابل انگلیس و شکست ناباورانه مقابل امریکا باشد، بلکه باید به بررسی اصولی علل این ناکامی سریالی نیز بپردازد. با این وجود پرداختن به این مسائل نه فقط هزینههای بسیاری برای نفر اول فدراسیون فوتبال دارد که میتواند باعث رو شدن اتفاقات ناگواری شود که برای جناب تاج چندان خوشایند نیست. به همین دلیل هم به شکلی کاملاً خودجوش برخی منتقدان اقدام به پیش کشیدن ریخت و پاشهای مالی در اردوی اتریش کردهاند و رقم بالای قرارداد کیروش را به میان کشیدهاند که چرا مرد پرتغالی باید یکبار دیگر چنین رقم درشتی را از فوتبال ایران دریافت کند یا اینکه چرا باید حق مأموریت ملیپوشان در اردوی اتریش ۱۰۰ دلار باشد، وقتی مصوب هیئت رئیسه ۵۰ یورو است یا چرا تنخواه باید با وجود حضور نبی، نایبرئیس اول فدراسیون و عضو هیئت مدیره دست پزشک تیم باشد؟!
بیشک تمام موارد مطرح شده تخلفهای آشکاری است؛ از رقم بالای قرارداد کیروش تا ریخت و پاشهای غیرقابل توجیه در اردوی اتریش و پرداخت پاداش بابت برتری در یک بازی دوستانه. از این دست موارد غیرقانونی در فوتبال ایران خصوصاً فوتبال ملی طی سالهای اخیر کم ندیدهایم. درست مثل پرداخت حواله ورود خودروی خارجی به ملیپوشان قبل از مصاف با امریکا که هیچ توجیهی ندارد! اما بیشک عدم شفافسازی که همیشه بزرگترین مطالبه مردم و رسانهها بوده، امروز بهترین بهانه برای فدراسیوننشینها و در رأس آن مهدی تاج برای فرار از واقعیتی است که جز ناکامی تیم ملی در قطر نیست! ناکامی سریالی که با دو باخت تحقیرآمیز و غیرقابل انتظار همراه بود، اما تاج نه فقط حاضر به توضیح یا عذرخواهی بابت آنها نشد که حتی برنامهای برای بررسی علل و عوامل رخ دادن چنین نتایج و ناکامیهایی ندارد، به همین دلیل هم به مسائل حاشیهای پرداخته، چون هزینه اردوی اتریش یا دستمزد کیروش بهترین بهانه برای فرار تاج از مهلکه و فراموشی ناکامی در قطر است، درست همان چیزی که فدراسیون و اعضای آن میخواهند.