جام جهانی فوتبال همیشه یک رویداد سیاسی بوده و گاه و بیگاه مثل جام جهانی ۱۹۸۷ آرژانتین، این وجه بروز و ظهور بیشتری داشت. جام جهانی قطر نیز مستثنی از این قاعده نبود و در حالی که جریان عادیسازی روابط و توافقنامههای به اصطلاح ابراهیم از سپتامبر ۲۰۲۰ تاکنون مطرح بود، اما این جام جهانی نشان داد قضیه و آرمان فلسطین هنوز کانون اصلی توجه در جهان عرب است و بایکوت مردمی خبرنگاران اعزامی از سوی رژیم اسرائیل مؤید این موضوع بود. موضوع فلسطین در این جام وجه دیگری هم داشت که بیش از هر چیز مربوط به محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی میشود. اسنادی در آستانه شروع این جام منتشر شد که از سفارت تشکیلات خودگردان فلسطین در دوحه، پایتخت قطر درز کرد که نشان از هزینههای گزاف محمود عباس برای سفر به دوحه و شرکت در مراسم افتتاحیه جام جهانی قطر داشت. گذشته از صحت و سقم این اسناد، به نظر میرسد صرف انتشار آن نشانی از عدممحبوبیت عمیق او در میان فلسطینیان دارد که بیش از هر چیز انتظار مرگ او را میکشند.
انحصارطلبی
محمودرضا عباس ملقب به ابومازن از نیمه دهه ۱۹۵۰ وارد فعالیتهای سیاسی زیرزمینی شد و در سال ۱۹۶۱ بود که به عضویت سازمان فتح به ریاست یاسر عرفات درآمد و از آن زمان تاکنون عضو این سازمان است و بعد از مرگ عرفات در نوامبر ۲۰۰۴، به ریاست این سازمان رسید و بعد در جریان انتخابات ژانویه ۲۰۰۵ ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین را به دست آورد. هر چند قرار بود این مقام در انتخابات چهار سال بعد به رأی گذاشته شود، اما عباس با سر باز زدن از انتخابات در سال ۲۰۰۹ و صدور حکم ریاستی به زمامداری خود تاکنون ادامه داده و در این مدت بیش از ۳۵۰ حکم ریاستی صادر کرده و این رویه طی ۱۷ سال گذشته باعث شده است تا عباس در ۷۴ سالگی با خودکامگی تمام به حکومت خود ادامه دهد. دو اقدام اخیر او به خوبی گویای این موضوع است. اولین اقدام مربوط میشود به حکم ریاستی که عباس در ۲۸ اکتبر صادر و با آن نهاد جدیدی به نامه شورای عالی نهادهای قضایی ایجاد کرد. اعضای این شورا متشکل از رؤسای قانون اساسی، دیوان عالی کشور، دادگاه تجدیدنظر، دیوان عالی امور اداری، دادگاههای انتظامی و دادگاههای شرعی، وزیر دادگستری، دادستان کل کشور و مشاور حقوقی رئیس تشکیلات خودگردان هستند که همگی تحت ریاست شخص عباس در این نهاد عضویت دارند. این نهاد جدید به شدت مورد مخالفت وکلای فلسطینی و سازمانهای حقوق بشری قرار گرفته است که معتقدند نه تنها ناقض اصل تفکیک قواست بلکه چندین ماده از قانون اساسی فلسطین و کنوانسیونهای بینالمللی را نیز نقض میکند. این اقدام عباس بیشک به منظور انحصارطلبی او انجام شده و گفته میشود که الگوی او شورای عالی قضایی مصر است که در سال ۱۹۶۹ توسط جمال عبدالناصر تأسیس شد، هر چند قدرت آن به واسطه حقوقدانان مصری محدود شده بود، اما عبالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر دوباره قدرت آن را احیا کرد.
مقابله با اراده ملی
مقابله عباس با اراده ملی فلسطینیها از سالها قبل شروع شده بود، به خصوص بعد از انتخابات سال ۲۰۰۶ فلسطین که منجر به پیروزی حماس شد و او به بهانههایی نظیر اسارت نمایندگان حماس و نرسیدن جلسات پارلمان فلسطین، مانع برگزاری این نهاد قانونگذاری میشد و بعد در سال ۲۰۰۷ و با صدور حکم ریاستی دستور انحلال پارلمان را داد. با این حال، نمایندگان پارلمان در بخش کرانه باختری تلاش میکردند با جلسات غیررسمی به نوعی بر تصمیمات دولت عباس نقش داشته باشند، اما او حتی این جلسات نیمبند را نیز تحمل نمیکرد و دادگاه قانون اساسی به دستور وی حکم به انحال شورای قانونگذاری داد. او از آن زمان تاکنون برگزاری انتخابات پارلمان را بارها و بارها به تعویق انداخته است تا مانعی در برابر دستوراتش وجود نداشته باشد. آخرین مورد از مقابله او با اراده ملی فلسطینیها مربوط به برگزاری همایش کنفرانس خلق فلسطین (۱۴ میلیون) که قرار بود روز شنبه پنجم نوامبر ۲۰۲۲ در رامالله برگزار شود. سازماندهندگان این کنفرانس با توجه به کارشکنیهای محمود عباس در برابر برگزاری انتخابات، به دنبال راه انداختن یک انتخابات از سوی تمام فلسطینیها در داخل و خارج از کشور بودند تا فلسطینیهای ساکن اردن و دیگر کشورها نیز در آن مشارکت داشته باشند و شورای ملی جدید فلسطین با آرای آنان ایجاد شود. آنها معتقدند سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) باید نهادی باشد که از تمامی فلسطینیهای در جهان نمایندگی کند، اما از سوی تشکیلات خودگردان و شخص عباس «بلعیده شده است.» به این جهت، آنها از عبارت «۱۴ میلیون» استفاده کردند تا این اقدام مربوط به همه فلسطینیها باشد، اما با فرا رسیدن نوامبر متوجه شدند نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان مانع برگزاری این همایش میشوند. آنها تلاش کردند محل همایش را به شهرداری البیره در نزدیکی رامالله منتقل کنند، اما نیروهای امنیتی مانع این کار نیز شدند و دفاتر ائتلاف مردمی فلسطین را نیز در پنجم نوامبر به محاصره خود درآورند تا این نهاد تازه تأسیس نتواند در روز پنجم نوامبر مختصر برنامه ممکن را نیز اجرا کند. با این حال، چند سخنران توانستند از طریق شبکههای اجتماعی حرف خود را بزنند و از تشکیلات خودگردان به دلیل هماهنگی امنیتی با رژیم اسرائیل انتقاد و بر مبنای منشور ملی فلسطین مصوب سال ۱۹۶۸، درخواست اجرای حق بازگشت آوارگان به فلسطین و برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک با شرکت تمامی فلسطینیها کردند. اقدام تشکیلات خودگردان برای جلوگیری از اجرای این رویداد و حملات بعدی نیروهای امنیتی آن به دفتر مرکز تحقیق و توسعه بیسان و به هم زدن کنفرانس مطبوعاتی در آن دفتر همگی نشان میدهد محمود عباس تا چه میزان از انتخابات واهمه دارد.
حلقه تنگ وفاداران
محمود عباس طی این ۱۷ سال زمامداری حلقه قدرت را رفتهرفته تنگ و تنگتر کرده است تا اینکه محدود به چند تن معدود از افراد کاملاً وفادار به وی بشود. تهانی مصطفی، تحلیلگر فلسطینی در اندیشکده بینالملل بحران، در این مورد به روزنامه اسپانیایی ال پائیس گفته که محمود عباس به سختی میتواند با دو نفر برای تصمیمگیری درباره مسائل مختلف مشورت کند و از شخصیتهای برجستهای نظیر حنان عشراوی، سخنگوی هیئت فلسطینی در کنفرانس مادرید و یاسر عبد رابو، وزیر فرهنگ در دوره عرفات و حتی توفیق تیراوی را نام میبرد که تا همین اواخر یکی از نزدیکترین همکاران عباس بود، اما حالا همه آنها به حاشیه رانده شدهاند و به صورت علنی از زمامداری عباس انتقاد میکنند. مصطفی با توجه به این حلقه بسیار تنگ وفاداران به عباس است که از «بدترین بحران مشروعیت در تاریخ تشکیلات خودگردان فلسطین میگوید و اینکه «عباس سیستم اطراف خود را که میتوانست مشروعیتبخش باشد، از بین برده است.» این وضعیت از خودکامگی تمامعیار ابومازن در حالی مانع از هر اقدام دموکراتیکی میشود که شخص وی در ۸۷ سالگی از مشکلات قلبی رنج میبرد و مسئله مرگ او مبدل به موضوع بغرنجی هم برای تشکیلات خودگردان و هم رژیم اسرائیل شده است. نشریه یسرائیل هیوم در اواخر جولای گزارشی از حمله نیروهای امنیتی و نظامی رژیم اسرائیل به نابلس برای دستگیری ابراهیم النابلسی ارائه کرد و آن را مرتبط به وضعیت بعد از مرگ محمود عباس دانست و نوشت: «اسرائیل نگران این است که تشکیلات خودگردان در آستانه یک بحران حاکمیتی قرار گرفته و این بحران میتواند در فردای بعد از مرگ ابومازن شتاب منفی شدیدی هم بگیرد.» روشن است که خودکامگی عباس و تنگ شدن حلقه وفاداران او حتی رژیم اسرائیل را به وحشت انداخته است تا جایی که نه تنها یاران قدیمی عباس، مخالفان او و فعالان جنبشهای فلسطینی بلکه حتی این رژیم نیز دیگر به فکر ماندن محمود عباس نیست و همگی انتظار فردای بعد از مرگ او را میکشند.