کد خبر: 1115429
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
مجرم سابقه‌داری که با معرفی خودش به عنوان پزشک و دندانپزشک، زنان پولدار را فریب داده و از آن‌ها کلاهبرداری میلیاردی کرده بود، بار دیگر به دام پلیس افتاد.
محبوبه قربانی

مجرم سابقه‌داری که با معرفی خودش به عنوان پزشک و دندانپزشک، زنان پولدار را فریب داده و از آن‌ها کلاهبرداری میلیاردی کرده بود، بار دیگر به دام پلیس افتاد.
سرهنگ علی ولیپور‌گودرزی، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: «پرونده با شکایت زنی جوان به اتهام کلاهبرداری از طرف یک پزشک قلابی در پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل شد. در روند تحقیقات مشخص شد متهم ۳۷ ساله پزشک قلابی بوده و مدرک تحصیلی او ابتدایی است. او که دارای سابقه کلاهبرداری بود هنگام معامله زمینی در یکی از شهر‌های شمالی دستگیر شد.»
وی با اشاره به اینکه فضای مجازی محل مناسبی برای سرمایه‌گذاری و اعتماد به افراد نیست، گفت: «۲۰ شاکی در این پرونده شناسایی شده‌اند و ارزش اموالی که متهم از شاکیان کلاهبرداری کرده، ۵ میلیارد تومان است و تحقیقات برای شناسایی شاکیان احتمالی این پرونده ادامه دارد.»


گفتگو با شاکیان

در راهروی پلیس آگاهی، چند زن و مرد جوان روی صندلی نشسته بودند. آن‌ها شاکیان پرونده کلاهبرداری میلیاردی بودند که از اعتمادشان به دکتر قلابی پشیمان بودند. متهم در اتاقی دیگر بود که همراه مأمور بدرقه از مقابل شاکیان عبور کرد. یکی از شاکیان که مدیر کلینیکی در شمال تهران بود از جا برخاست و با صدای بلند سر متهم فریاد کشید و به او دشنام داد. مأمور بدرقه بلافاصله متهم را به اتاق دیگر برد و شاکیان را آرام کرد.
بین شاکیان، سه خواهر بودند که شغل آن‌ها عکاسی و فیلمبرداری بود. یکی از آن‌ها را صدا کردم و از او خواستم به سؤالاتم پاسخ دهد.
با متهم چطور آشنا شدی؟
مدتی بود به دنبال دکتری بودم تا دندان‌هایم را ایمپلنت کنم. بعد از گشتی در اینستاگرام صفحه دکتری به نام کامیار افشار را دیدم. در آن صفحه نوشته شده بود دکتر زیبایی و دندانپزشکی. این بهانه آشنایی من با مرد کلاهبردار بود.
آشنایی با دکتر قلابی چند ماه طول کشید؟
شش ماه با او رابطه تلفنی داشتم. در این مدت اصرار می‌کردم که هرچه زودتر به مطبش بروم و کار دندان‌هایم را شروع کنم، اما هر بار بهانه می‌آورد و می‌گفت آنکارا هستم یا فلان کشور؛ و بعد...
روزی برای عکاسی به باغی رفته بودم که تماس گرفت و گفت می‌خواهم تو را ببینم. مقابل در باغ آمد. او در حالی که کت و شلوار گرانقیمتی پوشیده بود و ادکلنی زده بود که بوی آن چند کوچه آن طرف‌تر می‌رفت، وانمود کرد پزشک معروفی است. در همان دیدار اول گفت از تو خوشم آمده و پیشنهاد ازدواج داد. به مرور زمان رابطه ما صمیمی شد تا مرا به کلینیکی در شمال تهران دعوت کرد. وقتی مقابل کلینیک رسیدم، او به یک‌باره بیرون آمد و گفت ببخشید برای من کار مهمی پیش آمده و باید بروم.  همان موقع خانمی مقابل در کلینیک او را صدا کرد آقای دکتر افشار! همه این‌ها برای جلب اعتماد بود که من متوجه نشدم.
چطور با او وارد رابطه کاری شدی؟
همزمان با پیشنهاد ازدواج گفت که در کار خرید و فروش تجهیزات پزشکی است و درآمد خوبی دارد. بعد پیشنهاد داد اگر می‌خواهم سرمایه‌گذاری کنم. قبول کردم و ۴۰ میلیون تومان به او دادم. ظرف یک ماه، ۱۰ میلیون سود داد. سود بالا و پیشنهاد ازدواج باعث شد نه تنها پول‌ها و طلا‌های خودم، بلکه پول و طلا‌های دو خواهرم را هم به حسابش واریز کنم.
کل پولی که به حساب واریز کردید، چقدر بود؟
۹۰۰ میلیون تومان.
چطور متوجه شدی او کلاهبردار است؟
متهم وقتی پول و طلا‌ها را گرفت کم‌کم رابطه‌اش را با من قطع کرد، حتی در تماس‌های آخر فحاشی می‌کرد و می‌گفت چه پولی و چه سودی! دیگر از او خبری نشد که فهمیدم کلاهبردار است. بلافاصله به اداره پلیس رفتم و شکایت کردم.
متهم از بیماری سرطان مادرم سوءاستفاده کرد
دیگر شاکی، دختر ۳۰ ساله‌ای بود که می‌گفت مدرس پوست هستم. او می‌گفت بعد از آشنایی با دکتر قلابی متوجه شدم مادرم سرطان دارد. در همان روز‌های سخت بود که متهم از من ۷۰ میلیون تومان کلاهبرداری کرد.
با متهم چطور آشنا شدی؟
من در کلینیکی در غرب تهران کار می‌کردم و از طریق یکی از همکارانم با او آشنا شدم.
این آشنایی چطور به اعتماد رسید؟
چند روز بعد از آشنایی با متهم، مادرم آزمایش خون داد که مشکوک به سرطان بود. متهم خودش را پزشک معرفی کرده بود. همان موقع جواب آزمایش مادرم را برایش فرستادم. او یک ساعت بعد نتیجه آزمایش را گفت. گویا او برگه آزمایش را برای یک پزشک دیگری فرستاده بود و جواب آن پزشک را از زبان خودش می‌گفت! او وقتی از بیماری مادرم مطلع شد، به همین بهانه به من نزدیک شد و مدام مرا دلداری می‌داد و می‌گفت نگران نباش، من کنارت هستم، حتی روزی که مادرم را به یکی از بیمارستان‌ها برده بود‌م، او خودش را به آن بیمارستان رساند و به من کمک کرد؛ و دیگر...
روزی با هم به یکی از رستوران‌های معروف در خیابان گاندی رفتیم. همه کارکنان رستوران به پای او بلند شدند و گفتند دکتر خوش آمدید!
چقدر از تو کلاهبرداری کرده است؟
روزی با من تماس گرفت و گفت، ۷۰ میلیون تومان چک برگشتی دارم. او قرض خواست و گفت تا ماه آینده آن را برمی‌گردانم. من هم این مبلغ را واریز کردم. بعد پیشنهاد داد این مبلغ را به عنوان خرید و فروش تجهیزات پزشکی سرمایه‌گذاری کنم، قبول کردم، اما روزی به او گفتم برای مریضی مادرم نیاز به پول دارم و می‌خواهم آن را برگردانی، ولی امروز و فردا کرد. آنجا بود که فهمیدم کلاهبردار است.
چطور شک نکردی که یک پزشک معروف چک برگشتی داشته باشد؟
در ۱۵ سالگی پدرم فوت کرده بود و آن روز‌ها هم آنقدر درگیر مریضی مادرم بودم که اصلاً فکرم کار نمی‌کرد. وقتی دستگیر شد به او گفتم چطور دلت آمد در آن شرایط از من کلاهبرداری کنی؟! او بار دیگر درخواست ۵۰ میلیون تومان کرده بود که گفتم نمی‌توانم این مبلغ را واریز کنم.

گفتگو با متهم

متهم ماسک به صورت زده بود و به جای کت و شلوار اتو کشیده حالا لباس آبی راه‌راه به تن داشت. از کفش و کتانی مارک‌دار هم خبری نبود، فقط یک جفت دمپایی پلاستیکی. او که روزی مقابل شاکیان با غرور راه می‌رفت و با ظاهرش آن‌ها را فریب می‌داد، حالا جرئت نداشت در چند قدمی آن‌ها حرفی بزند. مأمور در بدرقه او را به اتاق خلوتی برد. در صحبت با افسر پرونده مشخص شد متهم پس از نزدیک شدن به شاکیان، آن‌ها را به بهانه ازدواج به هتل‌های ۵ ستاره و خانه‌هایی که به صورت یک روزه اجاره می‌دادند، دعوت می‌کرد و بعد از تهیه فیلم و عکس، تهدیدشان می‌کرد در این باره شکایتی نکنند. همچنین در روند تحقیقات معلوم شد، دکتر قلابی خودش را رئیس یکی از بیمارستان‌های مطرح در کیش معرفی کرده و به بهانه سرمایه‌گذاری از پزشکان آن بیمارستان هم کلاهبرداری میلیاردی کرده است. دکتر قلابی فقط در تهران و کیش کلاهبرداری نکرده بود و در ادامه تحقیقات مشخص شد او بعد از شناسایی بلاگر‌ها در شهر‌ها و شهرستان‌های دیگر از آن‌ها به بهانه ازدواج و سرمایه‌گذاری کلاهبردای کرده است.
بعد از صحبت‌های افسر پرونده، همراه دیگر خبرنگاران وارد اتاق شدیم و با متهم صحبت کردیم. سپس نزدیکش رفتم و از او سؤالاتم را پرسیدم.
در شهر تهران زندگی می‌کردی؟
خیر در یکی از روستا‌های شهر ارومیه زندگی می‌کردم.
متأهلی؟
همسرم طلاق گرفت و یک دختر ۱۳ ساله دارم.
با شاکیان در فضای مجازی آشنا می‌شدی؟
بیشتر در فضای مجازی بود. در اینستاگرام یک صفحه داشتم به نام دکتر کامیار افشار، ولی با بعضی از آن‌ها در خیابان یا از طریق دوستانم آشنا می‌شدم.
گویا وعده ازدواج هم می‌دادی؟
بله، برای جلب اعتماد.
این شگرد به فکر خودت رسید یا از کسی یاد گرفته بودی؟
از بچگی دوست داشتم دکتر شوم، ولی نتوانستم درس بخوانم. به همین خاطر همیشه مطالب پزشکی را در سایت‌های مختلف می‌خواندم. این شگرد را هم در فضای مجازی دیدم. در این فضا فیلم و مطلب زیادی در خصوص کلاهبرداری هست. در یکی از آن فیلم‌ها، شخصی خودش را دکتر معرفی کرده بود که به بهانه ازدواج با دختران و زنان جوان کلاهبرداری می‌کرد.
وقتی با شاکیان آشنا می‌شدی، پیشنهاد پولی که مطرح می‌کردی چقدر بود؟
متفاوت بود؛ بستگی به وضعیت مالی آن‌ها داشت. پیش می‌آمد از یک میلیون تا چند میلیون.
خودرو‌هایی که با آن‌ها سر قرار با شاکیان می‌رفتی برای خودت بود؟
نه. گاهی آن‌ها را اجاره می‌کردم. بعضی از آن‌ها هم برای دیگر شاکیان بود که از آن‌ها می‌گرفتم و به ملاقات دیگر شاکیان می‌رفتم.
چطور اعتماد شاکیان را جلب می‌کردی که ثابت کنی پزشک هستی؟
من در کار فروش تجهیزات پزشکی بودم. در این کار با پزشکان زیادی آشنا شده بودم. به همین خاطر وقتی نسخه و سؤالاتی را شاکیان از من می‌پرسیدند یا می‌فرستادند، آن‌ها را از دوستان پزشکی که داشتم، می‌پرسیدم.
پول شاکیان به حساب یک زن واریز می‌شد. چطور با او آشنا شدی؟
روزی برای خرید تجهیزات پزشکی رفته بودم که او هم برای خرید آمده بود. خودم را پزشک معرفی کردم. او از من خواست برای کلینیکی که در آن کار می‌کرد تجهیزات بخرم. همین بهانه‌ای شد تا شدم مسئول خرید تجهیزات کلینیک. از طرفی عابربانکم به خاطر جرائمی که مرتکب شده بودم مسدود بود. عابربانک شرکت آن‌ها را گرفتم و بدون اطلاع از او که مدیر کلینیک بود پول‌های کلاهبرداری را به حساب کلینیک واریز و در فرصتی مناسب برداشت می‌کردم.
سابقه‌ای که داری چیست؟
کلاهبرداری. سال ۹۷ بازداشت و بعد از یک‌سال و نیم حبس آزاد شدم.
با پول شاکیان چه کردی؟
با خرید دلار و ملک سرمایه‌گذاری کردم.
همسرت را چرا طلاق دادی؟
مدتی در شرایط مالی خوبی نبودم. او نتوانست تحمل کند، به همین خاطر نتوانستم خواسته‌هایش را برآورده کنم و او طلاق گرفت.
چطور دستگیر شدی؟
مدتی قبل از دستگیری زمینی را در شمال به صورت قولنامه‌ای با ودیعه‌ای پایین خریدم. بعد آگهی فروش زمین را در فضای مجازی منتشر کردم. طولی نکشید فردی برای خرید زمین تماس گرفت. به او گفتم نیاز به پول دارم، به همین خاطر آن را زیر قیمت بازار و با ودیعه‌ای چندین برابر ودیعه‌ای که خودم برای خرید پرداخت کرده‌ام، می‌فروشم. از آنجایی که برای معامله از کارت شناسایی جعلی استفاده می‌کردم، ماجرا لو رفت تا اینکه به اتهام کلاهبرداری و جعل کارت بازداشت شدم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار