کد خبر: 1114424
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
فاطمه صبور

مرد افغان که متهم است، مردی که همسرش را از افغانستان ربوده و به ایران منتقل کرده بود، به قتل رسانده است، در جلسه ماجرا را شرح داد.
مرداد سال گذشته، پلیس تهران از درگیری چند افغان در جنوب شهر باخبر شد. با اعلام این خبر، مأموران به محل حادثه رفتند که شواهد اولیه نشان داد در آن درگیری دو نفر از آن‌ها به نام‌های قدرت و شنبه با شلیک گلوله مجروح و راهی بیمارستان شده‌اند. تحقیقات ادامه داشت که خبر رسید قدرت ۳۸ ساله به خاطر شدت خونریزی روی تخت بیمارستان فوت کرده است.
اقرار به قتل مرد آدم‌ربا
با فوت آن مرد، پرونده با موضوع قتل عمد در دستور کار قرار گرفت و روند تحقیقات نشان داد عامل قتل برادر شنبه بوده است. آن مرد که برکت نام داشت، بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل شد. مرد افغان در روند بازجویی‌ها با اقرار به جرمش به مأموران گفت: «۱۰ سال قبل در افغانستان به دختری به نام هورا علاقه‌مند شدم و به خواستگاری‌اش رفتم. با هم عقد کردیم، اما صبح روز عقد فهمیدم همراه مرد غریبه‌ای به نام قدرت فرار کرده است. همه جا را به دنبالش گشتم، ولی نتوانستم او را پیدا کنم تا اینکه بعد از چند سال فهمیدم به ایران آمده و صاحب سه فرزند شده‌اند. همان موقع تصمیم گرفتم به ایران بیایم و هر طور شده او را پیدا کنم، به همین خاطر مجبور شدم غیرقانونی به ایران بیایم و بالاخره هم نشانی خانه آن‌ها را پیدا کردم.»
متهم در خصوص شب حادثه گفت: «آن شب همراه برادر و پسرخاله‌ام به خانه قدرت رفتیم. من از دیوار بالا رفتم و در را باز کردم. برادر و پسرخاله‌ام هم وارد خانه شدند، سپس سه نفری داخل خانه شدیم. هورا در آشپزخانه مشغول کار بود. قدرت هم در اتاقی خوابیده بود. بالای سر قدرت رفتم و با صدای بلند داد زدم و به قدرت گفتم زن مرا دزدیده‌ای! فکر نمی‌کردی به سراغت بیایم، بلند شو و ببین این من هستم که بالای سرت ایستاده و آمده‌ام تا همسرم را ببرم. قدرت وقتی صدای مرا شنید از جایش بلند شد و بلافاصله اسلحه‌اش را از زیر بالشتی که روی آن خوابیده بود، بیرون آورد و به پای برادرم شلیک کرد. همان لحظه هورا هم از آشپزخانه بیرون آمد و در‌حالی‌که چاقو به دست بود، ضربه‌ای به سر برادرم زد. قدرت هم گلوی برادرم را گرفته بود و می‌خواست او را بکشد. برای نجات جان برادرم اسلحه‌ای را که همراه داشتم از جیبم بیرون آوردم و سه گلوله به او زدم. من قاتلم و برادر و پسرخاله‌ام در قتل قدرت تقصیری ندارند.»
با تأیید این توضیحات از سوی شنبه، دو متهم دیگر آن‌ها نیز تحت بازجویی قرار گرفتند، اما مدعی شدند در قتل نقشی نداشته‌اند. بعد از توضیحات سه متهم، پرونده با کامل شدن تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و در وقت رسیدگی روی میز هیئت قضایی شعبه دوم دادگاه قرار گرفت.
جلسه محاکمه و درخواست قصاص
با اعلام رسمیت جلسه، مادر مقتول درخواست قصاص کرد. در ادامه همسر مقتول در جایگاه ایستاد و گفت: «متهم در اظهاراتش دروغ گفته است. من هیچ وقت با او عقد نکرده بودم. چند سال قبل بعد از اینکه با قدرت عقد کردم به ایران آمدم و زندگی‌ام را شروع کردم و صاحب سه فرزند شدیم. متهم بی‌رحمانه شوهرم را مقابل چشمانم کشت.»
در ادامه مرد افغان به دستور ریاست دادگاه در جایگاه ایستاد و گفت: «من قصد قتل نداشتم. آن روز فقط می‌خواستم هورا را به خانه‌ام ببرم. قدرت به من خیانت کرده بود، ولی راضی به مرگش نبودم. من اگر می‌خواستم او را به قتل برسانم، به محض ورود به خانه با اسلحه شلیک می‌کردم و اجازه نمی‌دادم او به پای برادرم شلیک کند.»
او در آخرین دفاعش گفت: «من عاشق هورا بودم، به همین دلیل طاقت نداشتم ببینم کسی او را از من گرفته است. با کاری که قدرت کرده بود، کار من غیرقانونی نبود. او اگر در افغانستان بود، حکم سنگسار داشت. هورا باید برای اینکه ثابت کند به عقد قدرت درآمده است، برگه عقدشان را نشان دهد، ولی او هیچ برگه‌ای ندارد.»
بعد از شنیدن این دفاعیات، زن جوان به دستور ریاست دادگاه به جایگاه رفت و به سؤالات هیئت قضایی پاسخ داد.
قاضی: آیا در افغانستان با متهم عقد کرده بودی؟
زن جوان: خیر، او دروغ می‌گوید.
قاضی:، اما وکیل متهم یک برگه استعلام رسمی از سفارت افغانستان به دادگاه ارائه داده که نشان می‌دهد شما با متهم عقد کرده بودید و دایی و برادر متهم نیز شاهد بوده‌اند. حالا این تصاویر را ببین و بگو آن‌ها را می‌شناسی؟
زن جوان بعد از دیدن تصاویر دو شاهد گفت: خیر، آن‌ها را نمی‌شناسم. من بیشتر از ۱۰ سال است که از کشورم خارج شده‌ام و چهره آن‌ها را به خاطر نمی‌آورم.
در ادامه دو متهم دیگر به اتهام مشارکت در قتل یک به یک به جایگاه رفتند و با انکار جرمشان گفتند ما در این حادثه مقصر نبودیم. سپس پسرخاله متهم اظهارات جدیدی را مطرح کرد و گفت: «مقتول قبل از اینکه با هورا آشنا شود با خواهر من ازدواج کرده بود و یک پسر شش ساله و یک دختر چهار ساله داشت که هر دوی آن‌ها حالا بزرگ شده‌اند. او بدون دلیل خواهرم و دو فرزندش را رها کرد و همراه هورا به ایران آمد. من از او کینه داشتم، اما راضی به مرگش نبودم و در مرگ او نیز مقصر نیستم.» بعد از این ادعا، مادر مقتول که در دادگاه حاضر بود با تأیید این اظهارات گفت که پسرش، همسر اولش را طلاق نداده بود که با هورا به ایران آمد.
با طرح این ادعا، هیئت قضایی ادامه جلسه را به تاریخ دیگری موکول کرد تا دو فرزند مقتول یا وکیل آن‌ها به دادگاه احضار شوند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار