سرانجام اتفاقی که از مدتها قبل انتظارش میرفت، به وقوع پیوست و شی جینپینگ برای سومین بار به مقام دبیر کلی حزب کمونیست چین رسید. این اتفاق روز یکشنبه ۲۳ اکتبر رخ داد؛ وقتی که بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین بعد از اجلاس یک هفتهای خود کمیته مرکزی حزب را انتخاب و این کمیته هم سومین دبیر کلی شی را تصویب کرد و هم اعضای هفت نفره دفتر سیاسی حزب را که قدرتمندترین نهاد در ساختار سیاسی چین است. به این ترتیب، شی ۶۹ ساله نخستین فردی است که بعد از مائو تسهتونگ، بنیانگذار جمهوری خلق چین، برای سومین بار به مقام دبیرکلی حزب کمونیست میرسد و برخی گمانهزنیها هم مطرح است مبنی بر اینکه این سومین دور به معنای رهبری مادامالعمر شی همانند مائو خواهد بود. برخی اتفاقات غیرمنتظره در جریان نشست کنگره و موضعگیریهای شی نشان داد رهبری آینده او هر چند در امتداد ۱۰ سال گذشته است، اما برای مقابله با امریکا برخوردار از انسجامی بیشتر خواهد بود.
آزمون جدید
شی یک روز قبل از سومین انتخابش به عنوان دبیرکل حزب در نشست پایانی سخنرانی کرد و در این سخنرانی گفت: «حزب کمونیست چین تلاش ۱۰۰ ساله خود را انجام داده و در مسیر یک آزمون جدید قرار گرفته است. حزب کمونیست چین از دستیابی به یک معجزه بزرگتر و قابل ملاحظه در سطح جهانی اطمینان کامل دارد.» او از همه اعضای حزب خواست در رأس مردم و اقوام مختلف کشور، برای ایجاد یک کشور سوسیالیستی مدرن دست به کار شوند و متحد و یکپارچه برای پیشبرد همهجانبه روند رستاخیز بزرگ ملت چین تلاش کنند. شاید این سخنان پروپاگاندایی از سوی رهبر چین تلقی شود که در قالبهای کلیشهای و مرسوم رهبران حزب کمونیست بیان شده و وعدههایی دستنیافتنی داده میشود، اما به نظر میرسد این نوع تلقی صرفاً یک سادهسازی ژورنالیستی نیست که نمیتواند فحوای اصلی کلام شی را در ابتدای سومین دور از رهبریاش درک کند. در واقع، آزمون جدید مورد نظر شی در وهله نخست متوجه خود حزب کمونیست است که از آن به عنوان «انقلاب درونی» حزب یاد کرده است تا اینکه بتواند «همواره قابل اعتمادترین و قویترین تکیهگاه مردم چین باشد.» این کلمات حاکی از آن است که آزمون جدید مورد نظر شی تحول بنیادین در جامعه چین است که بنا بر آن، هر چیز در جامعه چین حول حزب کمونیست این کشور بازساختار میشود تا جایی که این حزب نه تنها مسیر پیش رو را ترسیم میکند بلکه عملاً کنترل حرکت در این مسیر را نیز به طور کامل در دست داشته باشد. به این جهت است که او در همین سخنرانی از «حفظ بالاترین میزان هوشیاری و احتیاط» و «ترویج خستگیناپذیر حاکمیت جامع و دقیق حزب» گفت و نشان داد قصد تقویت انسجام درونی جامعه را در زیر سایه حزب دارد. شکی نیست او نگران شک و تردیدهایی است که میتواند حرکت چین در مسیر پیش رو را به مخاطره بیندازد و این نگرانی بیش از هر چیز مربوط به خود حزب به خصوص ردههای بالایی آن میشود.
خروج بیتعارف
خروج هو جین تائو، رئیسجمهور پیشین چین در نشست پایانی کنگره ملی اتفاقی عجیب و غیرمنتظره بود که تصاویر آن به سرعت مورد توجه اکثر رسانههای جهان قرار گرفت. چیزی که در تصاویر دیده میشود، نزدیک شدن دو فرد به او است که سعی دارند او را از جایش بلند کنند، در حالی که تلاش میکند چند کلمهای با شی و لی کهچیانگ، نخست وزیر چین صحبت کند که در دو طرف او نشسته بودند. همچنان که انتظار میرفت، این تصاویر از سوی رسانههای غربی به عنوان قدرتطلبی شی تفسیر شد و برای مثال، روزنامه انگلیسی گاردین در همان موقع نوشت: «شی جین پینگ با طرح این نمایش در کنگره و در ملأ عام خواسته است قدرت خود را در برابر دوربینهای رسانههای داخلی و خارجی به رخ بکشد»، اما رسانههای خود چین از حال نامساعد هو جینتائو نوشتند و اینکه خروج او از سالن کنگره ملی به کمک افراد دیگر به دلیل وخامت حال او بوده است. هر چند شاید به نظر برسد این روایت رسانههای وابسته به دولت در چین باشد، اما باید توجه داشت هو جینتائو ۹۷ ساله به لحاظ جسمی وضعیت مناسبی ندارد، چنانکه در ابتدای همین اجلاس و زمانی که تمامی شرکتکنندگان بعد از اتمام سرود ملی چین بر سر جای خود نشستند، هو جین تائو همچنان ایستاده بود تا اینکه خود شی مجبور شد او را سر جایش بنشاند. با این حال، حتی اگر روایت رسانههای چین درست باشد، بازنمایش این تصاویر بیانگر تحولی در داخل حزب بود و نشان داد آزمون جدید در داخل حزب و حتی مقامات ارشد آن شروع شده است. در واقع، تغییر قابل توجه در دفتر سیاسی و آمدن چهار عضو جدید به آن که گفته میشود همگی آنها از یاران نزدیک به شی هستند، پرده دیگری از این تصاویر بود که البته از دید تحلیلگرهای غربی مخفی نمانده است.
روزهای سخت
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارش خود بعد از انتصاب شی به دبیر کلی حزب توسط کمیته مرکزی حزب کمونیست چین نوشت: «جهان احتمالاً با تنشهای بیشتری با چین تحت حاکمیت شی جینپینگ بر سر مسائلی همچون تجارت، امنیت و حقوق بشر مواجه میشود.» البته باید توجه داشت که جهان در گفتمان رسانهای غرب به ویژه در چنین زمینهای به معنای جهان غرب است و باید این قضاوت آسوشیتدپرس را به عنوان نگرانی جهان غرب و در رأس آن امریکا از تنشهایی تفسیر کرد که با چین تحت حاکمیت شی دچار آنها میشود. این رسانهها رویکرد سیاست خارجی تحت حاکمیت شی را با عبارت «گرگ مبارز» توصیف میکنند، به این معنا که این رویکرد نسبت به گذشته چین تا حتی دوره پنج سال نخست ریاست جمهوری شی سابقه نداشته، اما او رفتهرفته سیاست تندتری را در قابل غرب در پیش گرفته است. برخی از این رسانهها نحوه رفتار شی و چین تحت حاکمیت او را با دوران مائو توصیف میکنند که متکی به ایدئولوژی انقلابی و ضدغربی بود. چه سیاست شی در سالهای اخیر و حال حاضر را به بازگشت مائو تفسیر کنیم یا نه، این نکته روشن است که شی بیش از گذشته متکی به ملیگرایی شده و این نکته به خصوص در مورد تایوان بیش از هر چیز دیگری نمود داشته است. اگر رهبران سابق چین و حتی شی در دوره نخست رهبریاش حرف از بازگشت تایوان به میهن اصلی از طریق مسالمتآمیز حرف میزدند، اما او در مراسم افتتاحیه بیستمین کنگره ملی حزب کمونیست چین ابایی از این نداشت که تأکید بر استفاده از زور بکند و خطاب به نمایندگان حزب گفت: «حل و فصل مسئله تایوان مربوط به خود مردم چین است و باید تنها توسط مردم چین حل شود. از زور استفاده کنید و این گزینه را برای انجام تمام اقدامات لازم محفوظ نگه دارید» و اینکه «جرئت مبارزه، جرئت پیروزی را داشته باشید.» شکی نیست لحن شی در بیان این کلمات به کلی تغییر کرده است، او تنها به این نوع خطابههای آتشین بسنده نخواهد کرد بلکه سعی خواهد کرد خودش نمادی از «جرئت مبارزه، جرئت پیروزی» برای کشورش باشد، پس سخنان شی نوید روزهایی را میدهد که مسلماً برای غرب خوشایند نخواهد بود چراکه حالا او با آوردن افراد وفادار به خود به دفتر سیاسی حزب و انسجام بیشتر در ردههای حزبی آماده میشود روزهای سختی را برای غرب، امریکا و متحدان نزدیکش رقم بزند.